امام ابوحنیفه رحمهالله شخصیتی مورد اعتماد، حافظ احادیث و مقتداء ممتاز بود. امام صاحب رحمهالله از درک عمیق و حافظهای نیرومند بهره میبرد و در شناخت احادیث ناسخ و منسوخ مهارتی وافر داشت. در میان پیشوایان مذاهب چهارگانه، امام ابوحنیفه رحمهالله در علوم حدیث از تخصص و مهارتی ویژه برخوردار بود [1].
اهتمام امام ابوحنیفه رحمهالله به احادیث
یحیی بن نصر بن حاجب روایت میکند که امام ابوحنیفه رحمهالله فرمود: «من صندوقهایی از احادیث نزد خود دارم، اما تنها اندکی از آنها را بازگو میکنم.» این سخن نشان میدهد که امام ابوحنیفه رحمهالله احادیث بسیاری را جمع آوری کرده بود[2]. علامه ظفر احمد عثمانی از یحیی بن معین دربارهی وکیع نقل میکند: «هرگز کسی را برتر از وکیع ندیدم؛ او بر اساس نظر امام ابوحنیفه رحمهالله فتوا میداد، تمامی احادیث ایشان را حفظ کرده بود و روایات بسیاری را از امام ابوحنیفه رحمه الله شنیده بود.» علامه عثمانی با تبیین این موضوع تأکید میکند که این امر نشاندهندهی کثرت روایات نزد امام ابوحنیفه رحمهالله است، نه کمبود آن [3].
شیخ عبدالفتاح ابوغده رحمهالله به توجه ویژهی امام ابوحنیفه رحمه الله به احادیث اشاره کرده و میگوید: «اگر امام صاحب رحمهالله تمرکزی وسيع بر احادیث نداشت، هرگز نمیتوانست مسائل فقهی را استنباط کند؛ زیرا ایشان نخستین کسی بود که این استنباطها را بر پایهی دلایل و مستندات بنا نهاد.» بنابراین، اندک بودنِ تعداد روایاتِ نقلشده از سوی ایشان، به معنای بیتوجهی به حدیث نیست ـ آنگونه که برخی حاسدان ادعا میکنند ـ بلکه این ادعایی کاملاً نادرست است [4]. شیخ عبدالفتاح ابوغده دو دلیل ارائه میدهد که چرا با وجود حافظهی قوی، شمار روایات نقلشده از امام ابوحنیفه رحمهالله اندک است: نخست اینکه ایشان به جای نقلِ صرفِ احادیث، بیشتر وقت خود را صرف استنباط مسائل فقهی میکرد؛ همانگونه که از بزرگان صحابه (رضیالله عنهم) همچون حضرت ابوبکر صدیق و حضرت عمر فاروق (رضیالله عنهما) نیز نسبت به جایگاه و دانش عظیمشان، روایات کمتری نقل شده است [5].
دلیل دوم این است که امام صاحب رحمهالله تنها احادیثی را نقل میکرد که آنها را با دقت تمام در حافظه داشت. طحاوی از ابویوسف رحمهالله نقل میکند که امام ابوحنیفه رحمهالله فرموده است: «هیچکس نباید حدیثی را نقل کند، مگر آنکه از زمان شنیدن تا هنگام بازگو کردن، آن حدیث را بهخوبی در یاد داشته باشد»[6]. حاجی خلیفه نیز از اسرائیل بن یونس نقل کرده است: «نعمان (امام ابوحنیفه رحمه الله) چه انسان نیکی بود و چه حافظهی قدرتمندی در مورد احادیثِ مربوط به فقه داشت؛ او در این احادیث بسیار دقیق بود و دانشِ فقهیِ وسیعی داشت»[7].
مهارت علمی امام ابوحنیفه رحمهالله در فن جرح و تعدیل
امام ابوحنیفه رحمهالله از بزرگترین فقیهان تاریخ اسلام بود و در دانش حدیث نیز مهارتی خاص داشت. یکی از مهمترین بخش علمی که امام ابوحنیفه رحمهالله در آن تخصص داشت، فن جرح و تعدیل (علم سنجش اعتبار روایات و ارزیابی راویان) بود. این فن به بررسی احوال راویان، میزان دقت و صحت روایات آنان و انطباق آنها با اصول فقهی و شرعی میپردازد. مهارت امام ابوحنیفه رحمهالله در جرح و تعدیل بر پایهی دقت و اصول علمی خاصی استوار بود که در ارزیابی درستیِ روایات به کار میبست. ایشان نهتنها در نقد سند و متن ورود میکرد، بلکه نسبت به شخصیت و اعتبار راویان نیز بسیار حساس و دقیق بود.
امام ابوحنیفه رحمهالله بر این باور بود که برای پذیرش احادیث، باید راویان از نظر صداقت، توان حافظه و شهرت در امانتداری مورد واکاوی قرار گیرند. امام صاحب رحمهالله بهویژه در انتخاب راویان معتبر دقت بسیاری داشت و از پذیرش احادیثِ افراد ضعیف و غیرفقیه اجتناب میورزید.
شمار بسیاری از علما، آراء امام ابوحنیفه رحمهالله را در علم جرح و تعدیل پذیرفته و از آن بهره جستهاند. علامه عبدالقادر قرشی رحمهالله در این باره میگوید: «بدان که سخن امام ابوحنیفه رحمهالله در جرح و تعدیل پذیرفته است؛ علمای این فن، اقوال ایشان را نقل کرده و بر اساس آن عمل نمودهاند؛ همانگونه که از امام احمد، امام بخاری، ابنمعین، ابنمدینی (رحمهمالله) و دیگر پیشوایان نقل شده است. این امر نشاندهندهی وسعت دانش، مقام و مقدم بودن ایشان در این فن میباشد».[8]
سفیان بن عیینه میگوید: «نخستین کسی که مرا به تشکیل حلقهی درس حدیث دعوت کرد، امام ابوحنیفه رحمهالله بود. هنگامی که به کوفه رسیدم، ایشان فرمود: این شخص داناترینِ مردم به حدیثِ عمرو بن دینار است؛ بیایید و از او بشنوید.» این گزارش به روشنی بیانگر جایگاه والای امام ابوحنیفه رحمهالله در میان محدثان بزرگ است. از دیگر علمای نامداری که در مسائل جرح و تعدیل از نظرات امام ابوحنیفه رحمهالله بهره بردهاند، میتوان به امام ترمذی، امام بیهقی، علامه ذهبی، حافظ ابنحجر، امام یافعی و دیگران اشاره کرد.
در این بخش، برخی از نقدهای امام ابوحنیفه رحمهالله دربارهی اشخاص مختلف نقل شده است که بیان کننده دانش و دقت ایشان میباشد؛ ایشان دربارهی جابر جعفی فرمودند: «کسی را دروغگوتر از جابر جعفی ندیدم» و دربارهی عطاء بن ابیرباح فرمودند: «کسی را برتر از عطاء بن ابیرباح ندیدم». در مورد سفیان ثوری نیز چنین ابراز داشتند که: «از سفیان ثوری روایت کنید چرا که او ثقه است، مگر در مواردی که از ابواسحاق از الحارث و یا از جابر جعفی حدیثی نقل کرده باشد». همچنین دربارهی جعفر بن محمد (امام صادق) فرمودند: «کسی را فقیهتر از جعفر بن محمد ندیدم» و در خصوص زید بن عیاش حکم به مجهول بودن وی دادند. ایشان دربارهی جهم بن صفوان و مقاتل بن سلیمان چنین فرمودند که از مشرق دو عقیدهی فاسد ظهور کرده است: جهمِ معطل و مقاتلِ مشبه؛ و نیز ابوالزناد را فقیهتر از ربیعه میدانستند[9]. این نقدها و ارزیابیها به روشنی نشان میدهد که امام ابوحنیفه رحمهالله در فن جرح و تعدیل، که مبتنی بر ارزیابی دقیق راویان و رجال حدیث است، صاحب دانشی وسیعی و مقامی والا بوده است.
بیان جرح علما و پاسخ به آن: امام بخاری رحمهالله فرموده است: «او مرجئی بود و در مورد احادیثش سکوت شده است.» ابن ابیحاتم نیز در مورد امام ابوحنیفه رحمهالله سخنان ناقدانهای مطرح کرده و تنها جرحات را از علما نقل نموده و ذکری از تعدیل به میان نیاورده است. این انتقادات میتواند ناشی از تعصب و قضاوتهای پیشین باشد و خداوند از آن خطاها درگذرد. پاسخ این نقدها در کتاب «الکفایه» خطیب بغدادی آمده که گفته است: «هر کس که به عدالت مشهور باشد، نیازی به تصدیق و تزکیهی دیگران ندارد.» او تبیین میکند کسی که در احادیث به صداقت، امانت و عدالت شناخته شده است، به تأیید دیگران احتیاج ندارد. امام ابوحنیفه رحمهالله به اندازهای مشهور بود که همانند دیگر علمای بزرگ، نیازی به تأیید و تزکیه نداشت. چنانکه پیشتر اقوال علما در ستایش امام ابوحنیفه رحمهالله ذکر شد، بسیاری از علما بر مقام علمی و دینی او شهادت دادهاند که این خود دلیلی بر عدالت امام صاحب رحمهالله و صحت فقاهت اوست [10].
اگر به سخنان خطیب بغدادی توجه کنیم، امام ابوحنیفه رحمهالله که در علم و تقوا مقامی والا دارد، نیازی به تأیید دیگران ندارد، چرا که جایگاه او خصوصا در میان استادان بزرگ و شاگردانش تثبیت شده است. در خصوص حافظهی امام ابوحنیفه رحمهالله، برخی از علما مانند شعبة بن الحجاج گفتهاند: «امام ابوحنیفه رحمهالله در حقیقت داراي دانش و حافظه بسیار قوی بود.» این جمله قدرت حافظهی امام صاحب رحمهالله را بیان کرده و تمام ادعاهایی را که برخی معاصران یا متأخران دربارهی ضعف ایشان مطرح میکنند، رد مینماید.
عجلی و ابنشاهین او را در زمرهی افراد موثق (مورد اعتماد) شمردهاند و ذهبی و سیوطی او را از حافظان حدیث دانستهاند. امام ابوداوود رحمهالله دربارهی او گفت: «امام ابوحنیفه رحمهالله امام بود.» یحیی بن معین نیز دربارهی او گفت: «ثقه، ثقه. هرگز کسی را ندیدهام که او را تضعیف کرده باشد؛ این شعبه است که برای او نامه مینوشت تا از او حدیث بشنود [11].
ابنتیمیه حرانی، پیشوای اهل حدیث نیز گفته است: «هر کس گمان کند که امام ابوحنیفه رحمهالله یا دیگر امامان مسلمان، قصداً به سبب قیاس یا عوامل دیگر با احادیث صحیح مخالفت میکنند، سخنی اشتباه گفته است. این گمان یا از روی شک است یا از هوای نفس. برای مثال، امام ابوحنیفه رحمهالله در مسئلهی وضو با نبيذ در سفر، با وجود مخالفت با قیاس، بر اساس حدیث عمل کرده است و همچنین در مسئلهی قهقهه در نماز؛ چرا که او به صحت این احادیث باور داشت [12].
ابنخلدون رحمهالله در تاریخ خود نوشته است: «اینکه مذهب او در میان مسلمانان به عنوان مرجعی برای قبول و رد شناخته میشود، نشاندهندهی آن است که او در علم حدیث از بزرگترین محدثان بوده است[13]. امام اعظم ابوحنیفه رحمهالله از سوی علمای جرح و تعدیل همچون شمسالدین ذهبی، ابنعبدالهادی مقدسی، ابنناصر دمشقی، ابنالمبرد و علامه جلالالدین سیوطی (رحمهمالله تعالی) در کتابهای تذکرة الحفاظ، طبقات علماء الحدیث، کتاب التبیان لبدیعة البیان و طبقات الحفاظ ذکر شده است [14].