شورا یکی از اصول مهم نظام سیاسی اسلام است. نظام سیاسی در اسلام از یک منظر، فرمانروایی شورایی است، یعنی فرمانروایی که از طریق شورا بهپیش میرود. شورا، اصلِ بنیادین در تمام عرصههای نظامهای سیاسی و اجتماعی اسلام است. همچنین شورا برای عملکرد درست نهادهای دولت، فعالیت کلی و هویت اسلامی آن نیز ضروری است.
قرآن کریم به مسلمانان امر میکند تا در مسائل عمومی و دیگر مسائل پس از مشورت، تصمیم بگیرند و این امر شورا را واجب میکند؛ زیرا مثل اوامری که نماز و زکات را فرض میکند، شورا نیز حکم مستقیم قرآن است. حتی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم که به شکلی ویژه از جانب خدا هدایت میشد، همیشه پیش از تصمیمگیری، با صحابه و نمایندگان قبایل و پیروان خود مشورت میکرد. جانشینان ایشان نیز بهاندازۀ ایشان حامی نهاد شورایی بودند.
دراینباره شریعت نه شورا را محدود به عرصۀ دینی میکند نه برای آن یک شکل خاص یا رویههایی مفصل ارائه میدهد؛ بلکه شریعت دروازۀ آن را برای مسلمانان باز گذاشته است تا برحسب اوضاع زمانی و مکانی خودشان مناسبترین روش را انتخاب کنند.
سکوت شریعت دربارۀ شکل شورا در نیاز به قانونگذاری زمانمند و مستمر دلالت دارد؛ این قانونگذاری مربوط به اجرا و دیگر اموری است که شریعت به آنها اشاره نکرده است؛ همانند امور دیگری که تنها اصول پایۀ کلیشان را بدون طرح قوانین مفصل ارائه داده است.
در هر دو مورد، بر عهدۀ علمای اهل فن است تا از طریق اجتهاد دربارۀ اموری که نیازمند قانونگذاری مفصلاند، نظریات شرعی را اعلام کنند؛ و البته این نظریات و دیدگاهها باید با روح شریعت موافق باشند. بدیهی است که قانونگذاری نباید برخلاف روح شریعت باشد.
در مورد قدرت قانونگذاری دولت نمونههایی متنوع از دورۀ اولیۀ اسلام برجای مانده است. خود پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم پیش از تصمیمگیری دربارۀ مسائلی که شریعت به آنها اشاره نکرده یا در رابطه به آنها بهگونۀ اجمال پرداخته است، با صحابۀ کرام مشورت میکرد؛ نظر ابوبکر و عمر دربارۀ اسیران جنگ بدر یکی از هزاران مثال دراینباره است.
حضرت محمد صلیاللهعلیهوسلم با واگذاشتن آن مسئله به مسلمانان و مشورتگرفتن از آنان نشان میداد که میخواهد آنان آزادانه در آن مسئلۀ حساسِ تصمیمگیری سهیم شوند. جانشینان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم نیز به سبک و شیوههای مختلف رویۀ او را ادامه دادند.
باید به خاطر داشت که منظور حاکمیت از آن خداست، به این معناست که در اسلام «خدا» حکمران دولت است؛ زیرا حاکمیت همان خدا نیست، بلکه خدا حاکمیت را در شریعت قرار داده است. دولت اسلامی هم بهوسیلۀ شریعت محدود شده است. پس حاکمیت دولت اسلامی در عمل همان حاکمیت شریعت است و شریعت، قدرت حکومتی را محدود و وظایف آن را تنظیم میکند. محدودکردن قدرت حکومتی به شریعت به معنای دینسالاری است.
لذا قانونگذار خداست و نظام اسلامی را در مقابل دموکراسی قرار میدهد که در آن مردم برای خود قانون میگذارند؛ ازاینجهت که شریعت جزئیات تمام چیزهای زندگی را ارائه نداده و در برخی مسائل سکوت کرده است؛ سکوت شریعت در مسائلی مثل روش شورا و دیگر مسائل مثل ساختارها و وظایف دولت، مسئولیتهای فیمابین دولت و مردم، روابط فیمابین مردم و بین دولت و دیگر دولتها در جامعۀ جهانی، بیانگر نیاز به قانونگذاری زمانمند و مستمر است.
برای مسلمانان مجاز است در اموری که شریعت به آنها اشاره نکرده و نیز اموری که اصول پایۀ کلیشان را بدون احکام تفصیلی ارائه کرده است، قانونگذاری کنند؛ اما از آنها نمیتوان دلیل گرفت که مردم آزاد هستند هرگونه قانونی را که بخواهند تصویب کنند و به آن عمل نمایند؛ چنانکه در دموکراسی مردم برای مردم قانونگذاری میکنند.
در اسلام علمای اهل فن بر پایۀ شریعت قانونگذاری میکنند، اما در دموکراسی مردم بر پایۀ خواستشان قانونگذاری میکنند، هرچند روح بشریت اصلاً بر اساس دین نباشد، درحالیکه شریعت و روح آن با خرد سالم بشر در ارتباط است. اسلام و دموکراسی رقیب همدیگرند و همیشه در تقابل هم قرار دارند.
معنای لغوی شورا
ابنمنظور میگوید: شورا از الشوراء است؛ بهطور مثال: شار العسل یشوره شوراً. به معنای بیرون آوردن از حفره یا به معنای از جای خودش استخراج کردن.
الشور، عرضه و اظهار چیزی را میگویند. ابوزید میگوید: اگر امرش واضح و نورانی بود، میگویند که استشار أمره. الشورى والمشورة به ضم شين، و شاورته فى الأمر؛ با او به مشورت پرداختم. فلان خیر یا شر؛ شایستۀ مشورت است. شاوره مشاورة وشورا واستشاره؛ از او طلب مشورت کرد. أشار الرجل؛ با دستش اشاره کرد. أشار علیه بالرأي؛ رأی خود را برای او ابراز کرد.[1]
ملاحظه میکنیم که معانی شورا پیرامون اظهار و استخراج و عرضه و توجیه و تحسین و کشف و بیان در دوران است و همۀ این معانی مقصود و مطلوباند و برای موضوع موردبحث ما صلاحیت و گنجایش دارند. هدف و مقصود شورا استخراج رأی و گشتن به دنبال رأی درست و زیبا و سلیم است. همچنین به معنای توجیه درست و صحیح کار قوم از کانال عرضۀ امور و کشف نهانهای آن و ابراز خفایا و بیان مقصودهای نهفته در آن است تا از این کانال به موضعگیری صحیح و برگزیده برسیم.
معنای اصطلاحی شورا
شورا یک مصطلح اصیل قرآنی است و بهعنوان یک مبدأ و امر سیاسی است که به آن به شکل عمومی و روشی اداری برای معالجۀ ابعاد و جوانب گوناگون زندگی نگریسته میشود. افزون بر اینکه شورا تعبیرگر حق امت پیرامون مشارکت دستهجمعی و مسئولانه در امر تدبیر شئون عمومی است، اگر بخواهیم بر معنای اصطلاحی شورا واقف گردیم، لازم است برخی از اقوال فقها و مفسران را پیرامون آن ذکر کنیم.
راغب اصفهانی میگوید: «شورا، استخراج رأی با استفاده از مراجعۀ برخی به برخی دیگر است.»[2]
ابنقدامه مقدسی میگوید: «شورا، استخراج ادله و معرفت حق است.»[3]
الکاسانی تعبیر دیگری دارد و میگوید: «مشاوره در جستوجوی حق از باب مجاهده در راه خدا به شمار میآید و سبب وصول به راه راست میشود.»[4]
صاحب المبدع میگوید: «شورا اجتماع رأی در تحصیل مصلحت است.»[5]
دکتر محمدسلیم العوّا، شورا را چنین تعریف میکند: «تصویب مصوبات و اتخاذ تصمیمات در روشنایی آرای متخصصان در مورد هرموضوعی از موضوعات عمومی است.»[6]