
نویسنده: عبیدالله نیمروزی
باطلِ خوشنما؛ نگاهی عمیق اسلامی به کنفوسیوسیزم
بخش چهارم
کنفوسیوس؛ بنیانگذار و تأثیرگذارترین فیلسوف چین باستان
این فلسفه توسط کنفوسیوس (کونگ فو تز، کونگ فوزی، سرآمد کونگ ۴۷۹–۵۷۱ ق.م.) بنیان نهاده شد. کنفوسیوس فیلسوف چینی دورۀ بهار و پاییز حدود ۴۷۶–۷۷۲ ق.م. بود. او یکی از بزرگترین فیلسوفان صد مکتب فکری است که به دورۀ بهار و پاییز و کشورهای متخاصم حدود ۴۸۱–۲۲۱ ق.م. بازمیگردد؛ دورهای که مکاتب فلسفی برای جلب طرفدار با یکدیگر رقابت میکردند.
کنفوسیوس بدون شک تأثیرگذارترین فیلسوف تاریخ چین است که دیدگاهها، احکام و مفاهیم او بیش از ۲۰۰۰ سال فرهنگ چینی را شکل داده است.
خود کنفوسیوس ادعا کرد چیزی ننوشته و چیز جدیدی ارائه نکرده است و اصرار داشت دیدگاههایش از آثار قدیمیتر (معروف به پنج کلاسیک) گرفته شده و فقط از طریق مدرسۀ خود آن را رواج داده است.
منسیوس و شکلگیری متون بنیادین کنفوسیوسی
منسیوس، فیلسوف و محقق کنفوسیوسی متأخر ۲۸۹–۳۷۲ ق.م.، پنج اصل را به کنفوسیوس نسبت داد؛ دیدگاهی که تا اواسط قرن بیستم ادامه داشت.
این آثار به همراه سه اثر دیگر دربارۀ تفکر کنفوسیوس و یکی از منسیوس، چهار کتاب و پنج کلاسیک را تشکیل میدهند که متون بنیادی فرهنگ چینی از زمان سلسلۀ هان ۲۰۲–۲۲۰ ق.م. بودهاند. فلسفۀ چهار کتاب و پنج کلاسیک هستند:
کتاب مناسک (همچنین کتاب آموزش عالی)؛
مکتب اعتدال؛
فلسفۀ کنفوسیوس؛
آثار منسیوس؛
فلسفۀ آیچینگ؛
اشعار کلاسیک؛
مناسک کلاسیک؛
تاریخ کلاسیک؛
دوران بهار و پاییز.
پنج کلاسیک به نویسندگان سلسلۀ ژو (۱۰۴۶–۲۵۶ ق.م.) نسبت داده میشوند که در دوران زندگی کنفوسیوس زمان افول آن بود. ممکن است که او پنج کلاسیک را به عنوان سنت برگزیده ویرایش یا تجدید نظر کرده باشد؛ اما حتی اگر این کار را نکرده، قطعاً مفاهیم آنها را رواج داده است.
مطالب، کتب مناسک و مکتب اعتدال توسط شاگردانش بر اساس سخنرانیها و بحثهای کلاسی او نوشته شدهاند. پس از اینکه سلسلۀ هان این متون را فلسفۀ دولتی اعلام کرد، تفکر کنفوسیوس به طور یکپارچه با فرهنگ چینی آمیخته شد.
ممنوعیت و احیای کنفوسیوسیزم در چین باستان
دورۀ کشورهای متخاصم با پیروزی ایالت کین بر سایرین و تأسیس سلسلۀ کین ۲۲۱–۲۰۶ ق.م. به پایان رسید که فلسفۀ قانونگرایی را پذیرفت و دیگر مکاتب را ممنوع کرد. آثار کنفوسیوسی به همراه آثار سایر فیلسوفان غیرقانونی اعلام و سوزانده شدند.
کاپیهایی از آثار ممنوعه تنها به این دلیل باقی ماندند که روشنفکران با وجود خطر جان، آنها را پنهان کرده بودند.
سلسلۀ هان، جانشین شین، مدعی آزادی بیان بود و چهار کتاب و پنج کلاسیک را به عنوان منابع مطالعاتی الزامی برای پستهای اداری تجدید کرد که منجر به انتشار گستردهتر تفکر کنفوسیوس شد. پس از اینکه هان آن را به عنوان فلسفۀ دولتی اعلام کرد، به طور یکپارچه با فرهنگ چینی آمیخت.
باورهای فلسفی و اخلاقی کنفوسیوس
دیدگاه فلسفی کنفوسیوس بسیار ساده بود: انسانها ذاتاً خوب هستند. «خوب» به معنای درک تفاوت بین درست و نادرست تعریف میشود و تمایل طبیعی انتخاب درست است. این ادعا را میتوان با نحوۀ واکنش مردم به دیگران در مواقع سختی اثبات کرد.
مثال مشهور (که بعدها منسیوس آن را ارائه کرد) فردی است که با پسربچهای که در چاه افتاده روبرو میشود. اولین اندیشه نجات پسربچه است – چه با اقدام مستقیم یا یافتن کمک – حتی اگر او و خانوادهاش را نشناسد و حتی اگر امنیت خود را به خطر بیندازد.
اگر کسی این کار را نکند، احتمالاً به دلیل نداشتن آگاهی یا معیار اخلاقی، یا احساس منفعت شخصی است. کسیکه اجازه میدهد پسر در چاه غرق شود، احتمالاً حس میکند این کار به نفع خودش است. اگر چنین فردی با عمل درست و درک صحیح از جهان و جایگاه خود تربیت میشد، درست را انتخاب میکرد.
منشور اخلاقی کنفوسیوس و جایگاه آن در زندگی
کنفوسیوس از منشور سختگیرانۀ اخلاقی حمایت میکرد که باید به منظور حفظ اعتدال در زندگی صلحآمیز و رفاه، به آن پایبند بود.
اینجاست که جنبۀ الهی مطرح میشود که برخی را تشویق میکند کنفوسیوسیزم را دین بدانند. کنفوسیوس به مفهوم چینی تیان (بهشت) معتقد بود که باید به عنوان مفهومی نزدیک به تائو درک شود.
تیان منبع و نگهدارندۀ همۀ زندگی است که جهان منظم را از هرج و مرج خلق کرده است. فرد باید وجود تیان و جریان نیروهای یین و یانگ را بشناسد تا جایگاه خود در جهان را درک کند.
قربانیهایی که برای خدایان مختلف انجام میشد، برای آن خدایان که جنبههای تیان بودند تفاوتی نداشت، اما برای کسیکه قربانی میکرد تفاوت چشمگیری داشت؛ چون اعتقاد به نیروی برتر به کاهش خودمحوری و توجه به منافع دیگران کمک میکرد.
با این حال، باور به قدرت برتر به تنهایی کافی نبود. کنفوسیوس تأکید میکرد منشور اخلاقی سختگیرانهای باید رعایت شود تا راه اعتدال در زندگی صلحآمیز حفظ شود.
این منشور در قالب پنج کلاسیک و چهار کتاب بیان شده است.
ارزشهای اخلاقی و اجتماعی کنفوسیوس
رن (仁) – خیرخواهی و انسانیت؛
یی (義) – عدالت؛
لی (禮) – آیین و تشریفات؛
ژی (智) – دانش؛
شین (信) – صداقت؛
شیائو (孝) – فرزندپرستی؛
ژونگ (忠) – وفاداری؛
جی – احتمالی؛
همۀ اینها اهمیت مساوی داشتند، اما با فرزندسالاری آغاز میشدند. مردم به احترام والدین تشویق میشدند و سلسله مراتب در خانواده و جامعه رعایت میشد: پسر به پدر، برادر کوچکتر به برادر بزرگتر، و زنان به مردان احترام میگذاشتند.
به این ترتیب، خانوادهها با توافق زندگی میکردند و اگر فرزندسالاری پذیرفته شود، جامعه، دولت و کشور به آرامش میرسند. کنفوسیوس مینوشت که نیازی به حکومتها یا قوانین سرکوبگر نیست؛ مردم خودباوری بر مزایای فضیلت دارند و بر خود حکومت میکنند.
ادامه دارد…