نویسنده: محمد عاصم اسماعیلزهی
سیمای یهود در قرآن کریم
بخش ششم
جرم و جهالت یهودیان
همیشه انسانهاى دنیاطلب و بىایمان براى برخوردارى از مزایاى ایمان و حفظ جانشان از پردۀ نفاق استفاده مىکنند تا به مقاصد اصلى خود نایل شوند.
خداوند در قرآن مىفرماید: «وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَا بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ قَالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ.» ترجمه: «و هنگامیکه با مؤمنان دیدار کنند، میگویند: ما ایمان آوردیم. و چون با هم خلوت میکنند (از روی اعتراض و ایراد، به یکدیگر میگویند: چرا حقایقی را که الله (در تورات دربارۀ پیامبر اسلامصلىاللهعلیهوآلهوصحبهوسلم) برای شما بیان کرده به مؤمنان میگویید تا (روز قیامت با این حقایق) در پیشگاه پروردگارتان بر ضد شما استدلال کنند؟ آیا نمىفهمید؟! (که نباید زمینۀ استدلال بر ضد خود را در اختیار مؤمنان گذارید؟!)»[1]
در آیۀ مورد بحث دو جریمه و جهالت یهودیان که بدان اشاره شده یکى نفاق ایشان است که در ظاهر اظهار ایمان مىکنند تا خود را از اذیت و طعن و قتل حفظ کنند و دوم این است که خواستند حقیقت و منویات درونى خود را از الله متعال بپوشانند، و خیال کردند اگر پردهپوشى کنند مىتوانند امر را بر الله مشتبه سازند با این که الله تعالی به آشکار و نهان ایشان آگاه است.
به طورى که از لحن کلام بر مىآید جریان از این قرار بود که عوام ایشان از سادهلوحى وقتى به مسلمانان مىرسیدند اظهار مسرت مىکردند و پارهاى از بشارتهاى تورات را به ایشان مىگفتند و یا اطلاعاتى در اختیار مسلمانان مىگذاشتند که مسلمانان از آنها براى تصدیق نبوت پیامبرشان صلىاللهعلیهوآلهوصحبهوسلم استفاده مىکردند، رؤسایشان از این کار نهى مىکردند و مىگفتند این خود فتحى است که الله براى ما قرار داده است و ما نباید آن را براى ایشان فاش سازیم، چون با همین بشارتها که در کتب ما هست نزد پروردگار علیه ما احتجاج خواهند کرد. گویا خواستهاند بگویند: اگر ما این بشارتها را در اختیار مسلمانان قرار ندهیم (العیاذ بالله) خود خدا اطلاع ندارد که موسى علیهالسلام ما را به پیروى پیامبر اسلام صلىاللهعلیهوآلهوصحبهوسلم سفارش کرده و چون اطلاع ندارد ما را با آن مؤاخذه نمىکند!!»[2]
عدهاى از دشمنان اسلام خصوصاً یهود با همین روحیۀ نفاق و حسد در ظاهر به اسلام گرویدند و چون غالباً از دانشمندان یهود بودند در صف محدثین و راویان قرار گرفتند. این عده اقدام به جعل احادیث نمودند تا از این راه بتوانند اسلام را در بین مردم سست و بى مغز جلوه دهند. و دشمنان اسلام با تمسک به این احادیث جعلى بتوانند علیه مسلمانان اقامۀ حجت نمایند. این نوع احادیث جعلى در علم حدیث به «اسرائیلیات» مشهور است. عدهاى نیز در تشکیل مذاهب انحرافى نقش اساسى داشتهاند.
ازاینرو، یهود با این روحیه از زمانىکه بهوسیلۀ منجى بنىاسرائیل حضرت موسى علیهالسلام از بردگى و ذلت رهایى یافت و توانست با امدادهاى غیبى بت زمانش را بشکند همواره بناى عناد و لجاجت در پیش گرفت و لحظه به لحظه موجبات آزار و اذیت پیامبرشان را فراهم مىنمود، همچنان که پیامبران بعدى نیز وقتى مبعوث مىشدند یا به آنها ایمان نمىآوردند و آنها را اذیت و آزار مىکردند و مورد شکنجه قرار مىدادند و بعضاً به قتل مىرساندند و یا اگر ایمان مىآوردند (که بسیار نادر است) به بهانهگیرى و نافرمانى مىپرداختند، در نتیجه موجبات خشم الهى را فراهم نموده و مستوجب غضب الهى شدند.
علاوه بر اینها گاهى براى مبارزه با مسلمانان و شاید براى رهایى از عذاب روحى و وجدان، خداوند را متصف به اوصافى مىکردند که ساحت قدس الهى از آن دور است؛ مثلاً خداوند را دست بسته معرفى مىکردند مثل کسىکه هیچ نمىتواند با دستانش کارى انجام دهد. خداوند در قرآن مىفرماید: “وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ ۚ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا ۘ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ ۚ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا ۚ وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ ۚ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ ۚ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا ۚ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ.” ترجمه: «و یهود گفتند: دست (قدرت) الله (نسبت به تصرّف در امور آفرینش، تشریع قوانین و عطا کردنِ روزی) بسته است. دستهاشان بسته باد و به کیفر گفتار باطلشان بر آنان لعنت باد؛ بلکه هر دو دست الله همواره گشوده و باز است (به هر چیز و به هر کس) هرگونه بخواهد، روزی میدهد. و مسلماً آنچه از جانب پروردگارت بهسوی تو نازل شده است، بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان میافزاید. و ما میان (یهود، نصاری و گروههای دیگر) آنان تا روز قیامت کینه و دشمنی انداختیم. هر زمان آتشی را برای جنگ (با اهل ایمان) افروختند الله آن را خاموش کرد، و همواره در زمین برای فساد میکوشند، و خدا مفسدان را دوست ندارد».[3]
بدون شک این پیشگویى قرآن کریم دربارۀ یهود یکى از معجزات مسلم قرآن کریم است و ما امروز فساد و ظلمى را که از ناحیۀ یهود بر مىخیزد مىبینیم و شاهد هستیم که هیچ فسادى در دنیا نیست و هیچ آتشى شعلهور نمىگردد؛ مگر آن که دست آشکار یا پنهان یهود در آن دیده مىشود.
این سنت الهى است که هر قومى کفر و سرپیچى از دستورات الله و انحراف از توحید به شرک پیشه کند و بىباکانه به کشتن رهبران الهى بپردازد باید ذلیل و سرگردان باشد. چرا که مهر ذلت و بیچارگى بر آنها زده شده است تا زمانىکه توبه کنند و بهسوى خدا باز گردند.
خداوند در قرآن مىفرماید: “ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ۚ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ.” ترجمه: «هر زمان و هر کجا یافت شوند، (داغِ) خواری و ذلت بر آنان زده شده، مگر (آنکه) به ریسمانی از جانب الله (که ایمان به قرآن و نبوّت پیامبر است) و یا ریسمانی از سوی مردمِ (مؤمن که پذیرش ذمه و شرایط آن است، چنگ زنند) و به خشمی از سوی الله سزاوار شدهاند و (داغِ) بینوایی و بدبختی بر آنان زده شد. این بدان سبب است که آنان همواره به آیات الله کفر میورزیدند و پیامبران را به ناحق میکشتند، و این (کفرورزی و کشتن پیامبران) به سبب این است که (الله را) نافرمانی نمودند و همواره (از حدود الهی) تجاوز میکردند».[4]
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. سورۀ بقره، آیه: ۷۶.
[2]. طباره، عفیف عبدالفتاح، چهرۀ یهود در قرآن، ص ۳۹۴، ترجمه سید مهدى آیتاللهى، انتشارات جهان آرا تهران ۱۳۷۷هـ.
[3]. سورۀ مائده، آیه: ۶۴.
[4]. سورۀ آل عمران، آیه: ۱۱۲.