نویسنده: مهاجر عزیزی
تحلیل و نقد مدرنیزم (نوگرایی) در پرتو اسلام
بخش شانزدهم
۴. چهرههای شاخص مدرنیزم در جهان عرب
در ذیل به معرفی چهرههای مهم و شاخص شاعران و نویسندگان عرب میپردازیم که نقش خیلی خاصی را بر گسترش و ترویج فکر مدرنیزم در عالم عرب انجام دادهاند:
۱. یوسف الخال: شاعر مسیحی سوریتبار و یکی از پایهگذاران مهم و اصلی جریان شعر آزاد و مدرن عربی بهشمار میرود. او نقش مهم و خاصی را برای ترویج ادبیات مدرن عربی انجام داد.
۲. ادونیس (علی احمد سعید): شاعر سوری و مهمترین مروّج مکتب مدرنیزم در دنیای عرب. در رسالۀ پوهنتونی خود با عنوان «الثابت والمتحول» که برای دکترای پوهنتون «قدیس یوسف» در لبنان نوشت، تاریخ اسلامی، دین و اخلاق را به شدت مورد حمله و هتک حرمت قرار داد و حتی آشکارا به دشمنی با الله متعال دعوت کرد. شهرت او بیش از هرچیز مدیون رسانههای فاسدی است که بر سخنان عجیب و هنجارشکن او نورافشانی کردند.
۳. دکتر عبدالعزیز المقالح: نویسنده و شاعر یمنی، که ریاست پوهنتون صنعاء را بر عهده داشت. او نیز از مبتکران شعر آزاد و ادبیات مدرن عربی در عالم عرب است. از جمله آثار مهم او میتوان به «لابد من صنعاء وقراءات فی الأدب الیمنی المعاصر» اشاره نمود.
۴. عبدالله العروی: متفکر، مؤرخ و نویسندۀ فوقالعاده و یکی از روشنفکران مدرن مراکش و دنیای عرب بوده است. او کوشید با تکیه بر مفاهیم علوم انسانی مدرن بهویژه از نگاه مارکسیستی راهی برونرفت از عقبماندگی و صعود در میدان تمدن و پیشرفت را برای جهان عرب پیدا کند. وی متأثر از فکر مارکسیستی و سکولاریستی بود و کوشش داشت تا از طریق تاریخمندی و عقلگرایی و سکولاریزم، تجددگرایی (نوگرایی) را در جامعۀ عرب ترویج بدهد.
۵. محمد عابد الجابری: فیلسوف، متفکر و روشنفکر مراکشی بود. او در بخشهای فلسفه، معرفتشناسی، اندیشۀ اسلامی و نقد عقل عربی فعالیت و نقش مهمی انجام داد. او میگفت عقل عربها که در طول تاریخ بیشتر در عرفان محدود بوده باید به سمت عقل برهانی و استدلالی حرکت نماید. از جمله تألیفات وی میتوان از «نحن والتراث، التراث والحداثة ومدخل الی القرآن الکریم» نام برد.
۶. عبدالوهاب البیاتی: از شاعران معروف و معاصر عرب بهشمار میرود. در نوسازی شعر عربی نقش برازنده داشت. او از جمله نخستین کسانی بود که قالب کلاسیک شعر عربی را کنار گذاشت و شکست و بعد به شعر نو روی آورد. کتابیهایی چون: الموت فی الحیاة، عصافیر بلا اجنحة والحلاج و… از آثار مهم و معروف او میباشد.
۷. محمود درویش: از بزرگترین شاعران معاصر عرب بهشمار میآید. او صدای شعر مقاومت فلسطین بود. از پیشگامان شعر نو بود. او شاعری بود که رنج فلسطین را جهانی کرد و عشق را در دل مقاومت زنده نمود. آثار مهم او عبارت از: سجل! انا عربی…، ذاکرة للنسیان و… میباشد.
۸. کاتب یاسین: نویسنده، شاعر و نمایشنامۀ مشهور الجزایری بود. او از جمله چهرههای مهم ادبیات مقاومت در جهان عرب و شمال افریقاست. او برای دفاع از وطن و نقد و رد استعمار اثری نوشت و بدین سبب یکی از افراد مقاومتگر و شجاع بین مردم شناخته میشود. مهمترین اثر او «ندیدا» بوده است که یکی از شاهکارهای ادبیات مدرن الجزایر بهشمار میرود.
۹. محمد ارکون: اندیشمند، اسلامشناس و استاد دانشگاه الجزایریتبار فرانسوی بود. او کوشش میکرد تا بین جهان اسلام و اندیشۀ مدرن غربی، پلی ایجاد نماید. «این پل هرگز ایجاد نخواهد شد و امکان مقارنۀ آنها نیز وجود ندارد.» کتاب نقد العقل الاسلامی، الفکر الاسلامی: قراءة علمیة والاسلام اصالة وممارسة و… از جمله آثار وی میباشد.
۱۰. صلاح عبدالصبور: شاعر و روشنفکر مصری بود. از پیشگامان شعر نو محسوب میشود. وی اثری خاص بر ادبیات مدرن عرب گذاشت. او از جمله نخستین شاعران مصری بود که شعر آزاد (بدون وزن و قافیۀ سنتی) را تجربه کرد. از جمله آثار معروف وی «الناس فی بلادی، احلام الفارس القدیم، لیلی و مجنون و…» میباشد.
دعوتکنندگان به مدرنیزم در جهان عرب بسیارند؛ بهگونهای که تقریباً هیچ کشور عربی نیست که در آن دهها مدرنیست حضور نداشته باشند. آنان اندیشۀ مدرنیزم را پذیرفتهاند و از راههای گوناگون به ترویج و تبلیغ آن پرداختهاند.
اگر با دقت به این دعوتکنندگان بنگریم، میتوان آنها را به دو دسته تقسیم کرد:
۱. اندیشمندان و نظریهپردازان
این گروه سالهای طولانی با اندیشۀ مدرنیزم زیستند، جان و ذهنشان از آن سرشار شد و به آن ایمان آوردند. دغدغۀ اصلیشان نشر مدرنیزم و پایهریزی مبانی نظری آن بود.[1]
۲. پیروان سطحی و فریبخوردگان
این دسته، ایمان سستی دارند و از آیندۀ خود بیمناکاند. دل و اندیشۀشان از باورهای استوار دینی و روحی خالی است. در نتیجه در تنگنا و بنبست روانی زندگی میکنند و با کمبودها و عقدههای روحی دستبهگریباناند. آنان برای رهایی از این تنگی و احساس غربت، راه مخالفت با سنتها، شورش علیه عادتها و طغیان بر میراث گذشته را برگزیدند. این شیوه را آسانترین راه برای شهرت، مطرحشدن و پرکردن خلأهای روانی خود دیدند. مدرنیزم برایشان همان کشتی ساده و در دسترس بود.
رهبران مدرنیزم نیز از این موقعیت استفاده کردند و آنان را با القاب پرزرقوبرق فریفتند: «جوانان آیندهساز»، «نخبۀ فرهنگی»، «روشنفکران نوین بورژوازی» و مانند آن. این ستایشهای فریبنده، آن پیروان ناآگاه را مجذوب ساخت تا جایی که بدون اندیشه، هر سخن و اندیشهای را که از استادانشان میشنیدند -اگرچه مخالف عقیده، شریعت یا اصول سیاسی و اجتماعی نیز بود- تکرار میکردند.[2]
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. موسوعة الفکریة المعاصرة، ج ۲، ص ۲۸.
[2]. همان، ج ۲، ص ۲۸.