نویسنده: مولوی عبدالله عزام 

مقتداء {امام اعظم أبوحنیفة رحمه الله}

مجموعه مقالات

بخش: ۱۸

مناقب امام ابوحنیفه رحمه‌الله
نظام شورایی احناف در تدوین دانش شریعت و شیوه بحث پیرامون مسائل
در شورای یادشده‌ی احناف، پیرامون هر مسئله بحث‌های بسیار عمیقی صورت می‌گرفت و تنها پس از تحقیق همه‌جانبه، آن مسئله قابل عمل تلقی می‌شد. هنگامی که مسئله‌ای برای بحث ارائه می‌گشت، امام صاحب رحمه‌الله نظر تک‌تک اعضای شورا را جویا می‌شد؛ اگر رأی همگی متفق بود، امام ابویوسف رحمه‌الله آن را به طور واضح در کتب اصول می‌نگاشت، اما اگر میان اعضای شورا اختلافی پدید می‌آمد، بحث و استدلال به صورت آزادانه انجام می‌گرفت و گاهی بر سر یک مسئله، بحث‌ها تا ماه‌ها تداوم می‌یافت. زمانی که مسئله کاملاً تبیین و حل می‌شد، آن‌گاه به رشته تحریر درمی‌آمد. موفق بن احمد مکی در «مناقب ابی‌حنیفه» می‌نویسد:
فکان یلقی مسئلة مسئلة و یسمع ما عندهم و یقول ما عنده و یناظرهم شهرا او اکثر من ذالک حتی یستقر أحد الاقوال ثم یثبتها أبویوسف في الأصول (۲/۳۱۳)
ترجمه: امام ابوحنیفه مسائل را یک‌به‌یک به شورا عرضه می‌کرد، دیدگاه‌های اعضا را می‌شنید و نظر خود را نیز ارائه می‌داد و تا یک ماه یا بیشتر از آن، پیرامون یک مسئله با هم به بحث و استدلال می‌پرداختند تا آنکه بر سر یکی از اقوال، نظر همگی متفق می‌گشت؛ سپس امام ابویوسف آن را در کتب اصول ثبت می‌کرد.
علامه کردری رحمه‌الله در «مناقب کردری» می‌نویسد:
اذا وقعت لهم مسئلة یدیرونها حتی یضیئونها (۲/۳)
ترجمه: هرگاه مسئله‌ای به مجلس امام صاحب رحمه‌الله ارائه می‌شد، آن را چنان میان خود به بحث و بررسی می‌گذاشتند تا آنکه به عمق مسئله می‌رسیدند و آن موضوع کاملاً روشن و شفاف می‌گشت.
امام اعمش رحمه‌الله، محدث بزرگ، نیز بر این مدعا گواهی می‌دهد. شخصی از ایشان درباره مسئله‌ای پرسید؛ وی به مجلس امام ابوحنیفه و شاگردانش اشاره کرد و گفت:
علیک بأهل تلک الحلقة فانهم اذا وقعت له مسئلة لا یزالون یدیرونها (معجم المصنفین: ۲/۱۸۴)
ترجمه: به آن مجلس بپیوند، زیرا آنان هنگامی که با مسئله‌ای مواجه می‌شوند، به خوبی آن را مورد ارزیابی و تحلیل قرار می‌دهند.
در این شورای فقهی به نظر و رأی هر عضو اهمیت داده می‌شد و تا زمانی که رأی همگان اخذ نمی‌گشت و در پرتو دلایل به دقت بررسی نمی‌شد، امام ابوحنیفه رحمه‌الله اجازه نگارش آن را نمی‌داد. در کتاب «حسن التقاضی فی سیرة ابی‌یوسف القاضی» با سند صحیح از اسحاق بن ابراهیم نقل شده است که یاران امام ابوحنیفه رحمه‌الله در حضور ایشان به غور و تحقیق پیرامون مسائل می‌پرداختند؛ اگر گاهی یزید بن عافیه حضور نداشت، امام رحمه‌الله می‌فرمود تا زمانی که یزید بن عافیه نیامده است، مسئله را نهایی نکنید.
فاذا حضر عافیة و وافقهم قال أبوحنیفة: اکتبوها، و ان لم یوافقهم قال أبوحنیفة: لاتکتبوها (۱۲)
ترجمه: هنگامی که یزید بن عافیه حاضر می‌شد و رأی او با دیگر اعضای شورا موافق بود، امام ابوحنیفه دستور می‌داد مسئله را در دیوان (کتاب) بنویسند، و اگر نظر او مخالف بود، می‌فرمود که این را ننویسید.
امام ابوحنیفه رحمه‌الله تدوین شریعت را تنها بر پایه رأی فردی خویش نمی‌پسندید، مگر آنکه به خوبی مورد تأمل قرار گرفته و تمامی ابعاد مسئله توسط مجلسِ شورا تبیین شده باشد. به همین سبب بود که هرگاه امام ابویوسف رحمه‌الله برخی آرای امام ابوحنیفه را بدون تحقیق و بررسیِ [کافی] می‌نوشت، امام رحمه‌الله او را تنبیه نموده و می‌فرمود:
لا تکتب کل ما تسمع مني فاني قد أرى الرأی الیوم و أترکه غدا، و أرى الرأی غدا و أترکه في غده (نصب الرایه: ۳۱۰، تاریخ بغداد: ۱۳/۴۲۴)
ترجمه: هر آنچه از من می‌شنوی را ننویس؛ چرا که من امروز نظری دارم اما فردا آن را رها می‌کنم، فردا رأی دیگری اختیار می‌کنم و روز بعد از آن نیز می‌گذرم.
امام ابوحنیفه رحمه‌الله بدین سبب چنین می‌کرد تا در تدوین مسائل دینی و فقهی، رأی فقهای بزرگ و اعضای ارشد شورا نیز اخذ گردد. ایشان پیش از دریافت دیدگاه‌های آنان و انجام تحقیق‌های همه‌جانبه و تحقیق دقیق در مرحله استنباط و استخراج مسائل، نه‌تنها رأی خود را تحمیل نمی‌کرد، بلکه اصولاً انجام این کار را تنها بر وفق مِزاج شخصی خویش نمی‌پسندید.
هنگامی که مسئله‌ای از تمامی مراحل تحقیقی عبور می‌کرد، دلایل نقلی و عقلی پیرامون آن گردآوری می‌شد و میان همگان مورد اتفاق قرار می‌گرفت، باز هم امام ابوحنیفه رحمه‌الله بر رأی خود پافشاری نمی‌کرد تا مانع شنیدن توجیه و دلیل دیگران شود؛ بلکه می‌فرمود:
هذا رأي حسن و هو أحسن ما قدرنا علیه فمن جاء بأحسن مما قلنا فهو أولى بالصواب منا (الجواهر المضیئة: ۵۹۰)
ترجمه: این نظری نیکو و در حدّ توان بشری ما بهترین است؛ اما اگر کسی توجیه بهتری ارائه دهد و بر آن دلیلی داشته باشد، نظر او نسبت به گفته ما به حقیقت و صواب نزدیک‌تر و سزاوارتر به تأیید است.
هرگاه مسئله‌ای به مجلس شورا ارائه می‌شد، تمامی اعضا آزادانه در نقد و بررسی آن مشارکت می‌کردند و به هر یک فرصت داده می‌شد تا در پرتو احادیث، آثار، اجماع و قیاس، نقد و تبصره آزادانه خود را بیان کنند. امام ابوحنیفه رحمه‌الله تلاش ورزیده بود تا این مشاورت هدفمند، بحث و مناظره آزاد و مجلس اجتهاد بی‌نهایت صمیمی و بی‌تکلف باشد، تا مبنای حیا یا ادبِ استاد و شاگردی، مانع بحث و تحقیق نگردد و در قانون‌گذاری شرعی هیچ‌گونه سُقم و کاستی باقی نماند.
هر عضو مجلس دلیل خود را آزادانه بیان می‌کرد و امام ابوحنیفه رحمه‌الله با سعه‌صدر گوش فرا می‌داد؛ گاه چنان می‌شد که صدای اعضای مجلس بلند می‌گشت و با امام در مسائل اختلاف می‌کردند و صراحتاً به ایشان می‌گفتند که: «فلان دلیل شما اشتباه است». علامه جرجانی رحمه‌الله می‌گوید: «من در یکی از این مجالس حاضر بودم؛ حیرت‌زده شدم و به اطرافیان نگریستم که آیا تعظیم و احترام شیخ که شما می‌کنید، همین است؟ سپس به امام صاحب گفتم: چرا جلوی این همه بی‌باکی و استدلال‌گری را نمی‌گیرید؟» امام به من فرمود: دعهم فاني قد عودتهم ذالک مع نفسي (الخیرات الحسان: ۱۱۰)
ترجمه: آنان را واگذار؛ چرا که من خود این آزادی را به ایشان داده‌ام و آنان را به این کار عادت داده‌ام تا در مجلس مرعوب نشوند؛ من به هر یک این حق را داده‌ام که حتی دلایل مرا نیز به چالش بکشند تا سخن منقّح گردد و تمامی ابعاد آن روشن شود.
این شیوه از بحث و تحقیق پیرامون مسائل، در میان مردم مقبولیت بسیاری داشت؛ زیرا پیش از آن، حتی تابعینِ کبار نیز پیرامون مسائل با چنین ژرفایی بحث و مناقشه نکرده بودند و بدین کثرت، ابعاد یک مسئله بیان نمی‌شد. موفق مکی می‌نویسد:
«علما و فقهای کوفه، این روش شگفت‌آورِ امام ابوحنیفه رحمه‌الله در قانون‌گذاری و حل مسائل را بسیار می‌پسندیدند.» (المناقب للموفق: ۱/۵۴)
مجموع مسائل
امام ابوحنیفه رحمه‌الله در سال ۱۲۰ هجری بر مسند استادش امام حماد رحمه‌الله تکیه زد و در سال ۱۵۰ هجری وفات یافت. در این دوره سی‌ساله، ایشان مسائل بسیاری را در حوزه فقه و قانون اسلامی استنباط، تدوین و تبویب نمودند؛ برخی از علما شمار این مسائل را یک میلیون و دویست هزار عنوان می‌کنند. شمس‌الائمه کردری می‌نویسد که تعداد آن‌ها ششصد هزار مسئله بوده است و همین قول را علامه موفق بن احمد مکی نیز نقل کرده و می‌گوید که کتب فقه حنفی نیز همین مقدار را تأیید می‌کنند. (دفاع امام ابوحنیفه به نقل از جامع‌المسانید: ۱۳۶، فتاوی رحیمیه: ۱/۱۳۶، سیرة النعمان: ۱۵۴)
مقبولیت و ویژگی‌های فقه حنفی
خداوند متعال به این کار سترگ که با اخلاص تمام انجام پذیرفته بود، قبولیِ عام عطا فرمود و شهرت آن در سراسر جهان طنین‌انداز شد. نسخه‌های تدوین‌شده‌ی فقه حنفی در محاکم و دوایر مختلف حکومتی قرار گرفت و دولت‌های اسلامی، این مجموعه‌ها را به عنوان دستورالعمل اجرایی در اختیار قاضیان خود نهادند. یحیی بن آدم می‌گوید:
«قضى به الخلفاء والائمة والحکام واستقر عليه الأمر» (المناقب للموفق: ۲/۴۷)
ترجمه: خلفا، حکام و پیشوایان طبق فقه تدوین‌شده‌ی امام ابوحنیفه رحمه‌الله قضاوت می‌کردند و امور بر همین منوال استقرار یافت.
ویژگی‌های فقه حنفی و دلایل مقبولیت آن در کتب فقهی و سوانح با تعابیر گوناگون ذکر شده است؛ از جمله در کتاب «تسهیل الحقائق» چنین آمده است:
  • مسائل فقه حنفی بر پایه حکمت و مصلحت بنا شده و افزون بر آن، کاملاً مطابق با موازین روایت و درایت است.
  • عمل به فقه حنفی در مقایسه با سایر مذاهب فقهی، آسان‌تر است.
  • در فقه حنفی، در بخش معاملات، چنان وسعت، استحکام و ظرافتی وجود دارد که برای تمدن بشری ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است؛ این ویژگی در فقه حنفی بیش از سایر مذاهب به چشم می‌خورد.
  • فقه حنفی برای رعایای غیرمسلمان حقوق بسیاری قائل شده است، که همین امر موجب سهولتِ فراوان در نظم و مدیریت حکومت‌ها می‌گردد.
  • در مورد احکام منصوص، دیدگاهی که امام ابوحنیفه رحمه‌الله برگزیده است، عموماً بسیار قوی و مدلل می‌باشد.
  • در زمان خلافت هارون‌الرشید، امام ابویوسف رحمه‌الله به مقام قضاوت رسید و در عراق، خراسان، ماوراءالنهر و دیگر سرزمین‌ها، طبق فقه حنفی فیصله می‌کرد که همین امر موجب آوازه و گسترش بیش از پیش این مذهب شد. این ویژگی و فرصتی است که برای فقه هیچ فقیه و مجتهد دیگری بدین صورت حاصل نشده است. (تسهیل الحقائق: ۸)
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version