نویسنده: مفتی محمدگل سعید

مقتداء {امام اعظم أبوحنیفة رحمه الله}

مجموعه مقالات

بخش: ۱۵

مفتی محمدتقی عثمانی، از علمای برجسته عصر حاضر (دامت برکاته العالیه)، به زیارت مزار امام صاحب رحمه‌الله رفته و درباره این سفر چنین می‌نگارد: «هنگامی از مزار امام ابویوسف رحمه‌الله خارج شدیم که خورشید در آستانه غروب بود. در دل شوقی وصف‌ناپذیر برای رسیدن به مزار امام صاحب رحمه‌الله داشتم. هرچند راه اندکی طولانی بود، اما راننده ما در کنار رانندگی، حق میهمان‌نوازی را با اخلاص تمام به جا آورد و ما را برای نماز مغرب به “مسجد الامام الاعظم” رسانید. تمامی این منطقه به سبب مزار مبارک امام، به “اعظمیه” مشهور گشته است.»
امروزه این منطقه از زیباترین نواحی شهر به شمار می‌رود، اما در روزگار امام صاحب، تنها قبرستاني بود که به سبب تدفین “خیزران”، همسر خلیفه، به “مقبرة الخیزران” شهرت داشت. خطیب رحمه‌الله در کتاب “تاریخ بغداد” می‌نویسد: «محمد ابن اسحاق، راوی مشهور سیره رسول‌الله (ص) نیز در این قبرستان مدفون است.» اما اکنون سایر قبور مندرس گشته و نشانی از آن‌ها باقی نمانده و آبادی جای آن‌ها را گرفته است؛ با این حال، مزار امام صاحب همچنان پابرجاست و در کنار آن مسجد جامع بزرگی به نام “جامع الامام ابوحنیفه” بنا شده است. چون به درِ مسجد رسیدیم، طنین دل‌انگیز اذان مغرب بلند شد. پیش از تشرف به زیارت، نماز مغرب را در مسجد گزاردیم و سپس با اشتیاق بسیار بر سر مزار رفتیم. در آنجا چنان بود که گویی آرامش و وقار مجسم گشته و گرد مزار حلقه زده است. در برابر ما محبوب و پیشوایی آرمیده بود که از کودکی با او مهر می‌ورزیدم و هرگاه نام مبارکش را می‌شنیدم، از شدت احترام و محبت، تپش قلبم افزون می‌گشت.
امام ابوحنیفه رحمه‌الله  زمانی در کوفه متولد شد که این شهر به مرکز بزرگ علم و دانش بدل گشته بود. در هر کوچه و بازار آن، حلقه‌های درس محدثان و فقیهان بزرگ برپا بود و هیچ طالبِ علم حدیثی خود را بی‌نیاز از علمای کوفه نمی‌دید. پدر بزرگوار امام، “ثابت” نام داشت که در دوران کودکی امام وفات یافت؛ البته در روایتی چنین آمده است که مادر مکرمه ایشان بعدها با امام جعفر صادق رحمه‌الله ازدواج نمود و ایشان سرپرستی امام را بر عهده گرفت.[1]
در آغاز، امام صاحب رحمه‌الله به تجارت اشتغال داشت؛ اما گهگاه به مباحث عقیدتی و علم کلام نیز رغبت نشان می‌داد و در مجالس علما حضور می‌یافت. چون حضرت عامر بن شراحیل آثار ذکاوت و هوشمندی را در ایشان مشاهده کرد، توصیه نمود که به تحصیل علم روی آورده و در پی کسب دانش عمیق باشد. این نصیحت در دل امام صاحب کارگر افتاد و ایشان تجارت را رها کرده و به آموختن دانش روی آورد[2]. وی نزد بزرگ‌ترین علمای زمانه به کسب فیض پرداخت، تا آنجا که برخی شمار استادان ایشان را چهار هزار تن ذکر کرده‌اند. خدمتی که پس از آن، خداوند متعال به دست امام صاحب به دین نمود، بی‌نیاز از بیان است و از برکت ایشان است که امروزه بیش از نیمی از جامعه‌ی مسلمانان در شرح و تبیین قرآن و حدیث، خود را محتاج ایشان دانسته و آن بزرگوار را امام و مقتدای خویش می‌دانند.
امام صاحب مدتی را در کوفه اقامت داشت؛ اما «ابن هبیره»، حاکم کوفه، به دلایل سیاسی نه تنها ایشان را زندانی کرد، بلکه شکنجه‌های سختی نیز بر وی روا داشت. پس از رهایی از بند، امام برای مصون ماندن از ظلم و ستم، راهی مکه مکرمه شد و چند سالی را در آنجا سکنا گزید. با بهبود اوضاع عراق، ایشان در آستانه‌ی تأسیس خلافت عباسی به آن دیار بازگشت. در ابتدا، ایشان از خلافت عباسی استقبال نمود، به این امید که در امور دینی بهتر از بنی‌امیه عمل کنند؛ اما چون این آرزو برآورده نشد، اختلافات امام با خلفای عباسی آغاز گردید. منصور خلیفه می‌خواست با سپردن منصبی دولتی به امام صاحب، حمایت توده‌ها را برای حکومت خود جلب کند؛ اما امام از پذیرش هرگونه منصب سر باز می‌زد، چرا که اجرای فرامین دولتی را موجب تضییع برخی امور شرعی می‌دید. سرانجام با تشدید فشارها، ایشان پذیرفت که تنها به امور مربوط به بیماری‌ها (و اوقاف) رسیدگی کند، اما منصور همچنان پافشاری می‌کرد تا ایشان منصب قضا را بپذیرد. با امتناع قاطع امام از پذیرش این مسئولیت، وی را به زندان افکندند و یکصد و ده تازیانه بر پیکرش زدند. در برخی روایات آمده است که ایشان در همان زندان وفات یافت و در برخی دیگر ذکر شده که پس از آزادی از بند، حکومت اجازه فتوا دادن یا خروج از منزل را به ایشان نمی‌داد تا آنکه پیک مرگ فرا رسید و ایشان از این جهان رخت بربست و به این ترتیب، منطقه «اعظمیه» در بغداد، افتخار میزبانی از آرامگاه ایشان را یافت.
همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، مکانی که مزار امام صاحب در آن قرار دارد، در ابتداقبرستانی مشهور به «مقبرة الخیزران» بود، اما پس از تدفین امام، به «اعظمیه» شهرت یافت. ارادتمندان امام صاحب در کنار مزار ایشان مسجدی بنا کردند و بساط درس و تدریس گستردند. این مسجد به مرور زمان گسترش یافت تا آنکه به جامع بزرگی بدل گشت که خود تاریخی مستقل و طولانی دارد و امامِ کنونی این مسجد، کتابی جامع در این باب نگاشته است.
عام و خاص مردم به زیارت مزار امام صاحب می‌آیند؛ علامه خطیب بغدادی به جهت علاقه وافر خود، سخنی از امام شافعی نقل می‌کند که فرمود: «اني لاتبرک بابي حنيفة، و اجيئ الى قبره في كل يوم – يعني زائر – عرضت لي حاجة صليت ركعتين، وجئت الى قبره وسألت الله تعالى الحاجة عنده فاذا ، فماتبعد عني حتى تقضى.»[3] بدین معنا که: «من برای کسب برکت از امام ابوحنیفه رحمه الله، هر روز به زیارت قبر او می‌روم و هرگاه حاجتی برایم پیش آید، دو رکعت نماز می‌گزارم و نزد قبر او از خداوند طلب حاجت می‌کنم، و چندی نمی‌گذرد که حاجتم برآورده می‌شود.» همچنین سخن مشهور دیگری از امام شافعی رحمه‌الله نقل شده است که چون یک بار به زیارت مزار ایشان رفت، برخلاف مذهب خویش نماز گزارد و در نماز صبح دعای قنوت نخواند؛ چرا که مذهب امام صاحب بر آن بود که در نماز صبح دعای قنوت خوانده نشود.
نشستن بر آرامگاه امام ابوحنیفه رحمه‌الله، چنان آرامش و سکونی به همراه داشت که گویی کودک در آغوش مادر خویش آرام گرفته است. دل آدمی می‌خواست که این حال، جاودانه و همیشگی باشد؛ اما هر اندازه که توقف می‌کردم، دلیل برای برخاستن نبود. سرانجام در حالی از آنجا برخاستم که هرگز دل به رفتن نداشتم.
در باب مناقب امام ابوحنیفه رحمه‌الله کتاب‌های بی‌شماری به رشته تحریر درآمده است که نام برخی از آن‌ها بدین شرح است:
۱. فضائل الإمام أبي حنيفة: للشيخ أحمد بن محمد بن أحمد بن شعيب الحنفي.
۲. أخبار أبي حنيفة وأصحابه: للإمام القاضي أبي عبدالرحمن بن علي الصميري.
۳. شقائق النعمان في مناقب النعمان: لجار الله الزمخشري.
۴. مناقب الإمام الأعظم: للعلامة صدر أبي المؤيد موفق الدين بن أحمد المكي الخوارزمي.
۵. قلائد عقود الدر والعقيان في مناقب أبي حنيفة النعمان: للإمام شرف الدين أبي القاسم بن عبدالعليم العيني القرشي الحنفي.
۶. البستان في مناقب النعمان: للشيخ محي الدين عبدالقادر القرشي.
۷. كتاب الإنتصار لإمام أئمة الأمصار: للشيخ ابن مظفر يوسف بن قزاغلي البغدادي.
۸. تحفة السلطان في مناقب النعمان: لابن خلكان.
۹. الخيرات الحسان: لابن حجر المكي الشافعي.
۱۰. تبييض الصحيفة: للسيوطي.
۱۱. عقود الجمان: للإمام أبي عبدالله محمد بن يوسف الصالحي.
۱۲. الإمام أبو حنیفة: للدكتور طارق السويدان.
۱۳. تاريخ المذاهب الأربعة: لمحمد أبي زهرة.
۱۴. الدر المنظم في مناقب الإمام الأعظم: لنوح آفندي.
۱۵. امام ابو حنیفه کی سیاسی زندگی: لمولانا منظور نعمانی.
۱۶. امام اعظم ابو حنیفه کا محدثانه مقام: لمفتي محمد نعمان.
۱۷. مكانة الإمام أبي حنيفة بين المحدثين: لمحمد قاسم عبده الحارثي.
۱۸. مكانة الإمام أبي حنيفة: للعلامة عبدالرشيد نعماني.[4]
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1] حدایق الحنفیه (صفحه ۴۳)، به نقل از مفتاح السعادة.

[2] مناقب الامام الاعظم (۱/ ۵۹)، به قلم علامه مکی.

[3] تاریخ بغداد: (۱/ ۱۲۳).

[4] الجواهر المضية: ۱ جلد، ۱۴ ص. جامع المسانيد: ۳۳ ص.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version