نویسنده: مولوی عبدالله عزام 

مقتداء {امام اعظم أبوحنیفة رحمه الله}

مجموعه مقالات

بخش: ۱۶        

مناقب امام ابوحنیفه رحمه‌الله
این مقاله به دو بخش تقسیم شده است: بخش نخست به مناقب امام ابوحنیفه رحمه‌الله و بخش دوم به تدوین علم شریعت یا فقه، نظام شورایی احناف و آکادمی علمی یا نظریات فقهی و علمیِ اجتهاد، استخراج و استنباط اختصاص یافته است.
مناقب امام ابوحنیفه رحمه الله
درباره مناقب امام ابوحنیفه رحمه‌الله، علمای متقدم و متأخر ده‌ها جلد کتاب به رشته تحریر درآورده‌اند و در باب اندیشه، مذهب، اجتهاد، علمیت، زهد، تقوا، خشیت الهی، مهارت و رشد تجاری، و نیز زندگی و دیدگاه‌های سیاسی ایشان، بحث‌های مفصل و جامعی نگاشته‌اند. در اینجا به طور مختصر به مناقب ایشان اشاره می‌کنیم و بحث نسبتاً تفصیلی پیرامون آن را ان‌شاءالله در بخش دوم پی خواهیم گرفت.
امام ابوحنیفه رحمه‌الله در سال ۸۰ هجری قمری در کوفه چشم به جهان گشود؛ نام ایشان نعمان و نام پدرشان ثابت است. بسیاری از تذکره‌نویسانِ امام صاحب، ایشان را متعلق به خراسان و منطقه کابل در افغانستان امروزی دانسته‌اند؛ چنان‌که اجداد ایشان از این دیار به عراق هجرت کرده بود.
در رابطه با نزول این آیه از سوره جمعه: و آخرین منهم لما یلحقوا بهم و هو العزیز الحکیم رسول‌الله (صلی‌الله علیه و سلم) فرمودند:
لو كان العلم بالثريا لناله رجال او رجل من هؤلاء (صحیح البخاري، کتاب التفسیر)
ترجمه: اگر علم در ثریا باشد، هرآینه مردانی یا مردی از این مردمان بدان دست خواهند یافت. ایشان [در این هنگام] به سلمان فارسی (رضی‌الله تعالی عنه) اشاره فرمودند.
علامه جلال‌الدین سیوطی، محمد بن یوسف الصالحی دمشقی، علامه ابن حجر مکی شافعی، علامه محمد معین‌الدین سندی، حضرت شاه ولی‌الله محدث دهلوی، علامه علی بن محمد العزیزی (رحمهم‌الله) و عالم غیرمقلد نواب صدیق حسن خان، بر این امر اتفاق‌نظر دارند که بی‌گمان مصداق این حدیث، امام اعظم ابوحنیفه رحمه‌الله است.
محمد بن یوسف دمشقی رحمه‌الله در عقود الجمان می‌نویسد: و ما جزم به شيخنا من أن الامام أبا حنيفة هو المراد من هذا الحديث السابق ظاهر لاشك فيه لأنه لم يبلغ من أبناء فارس أحد في العلم مبلغه و لا مبلغ أصحابه (۴۶، ۴۷)
ترجمه: شیخ ما بدین قطعیت رسیده است که مراد از حدیث پیشین، امام ابوحنیفه رحمه‌الله است و در این مدعا جای هیچ شکّی نیست؛ چرا که از میان فرزندان فارس، هیچ‌کس در علم به مرتبه امام ابوحنیفه رحمه الله و شاگردان ایشان نرسیده است.
از میان امامان چهارگانه، تنها امام ابوحنیفه رحمه‌الله است که به شرف تابعیت نایل گشته است. علامه احمد بن حجر الهیتمی رحمه‌الله در الخیرات الحسان می‌نویسد:
أنه ادرک جماعة من الصحابة كانوا بالكوفة بعد مولده بها سنة ثمانين فهو من طبقة التابعين و لم يثبت ذالک لاحد من أئمة الأمصار المعاصرين له کالاوزاعي باالشام و الحمادين بالبصرة والثوري بالكوفة و مالک بالمدينة الشريفة والليث بن سعد بمصر (۴۴ ،۴۳)
ترجمه: امام ابوحنیفه رحمه‌الله پس از ولادتش در سال هشتاد هجری در کوفه، جمعی از صحابه کرام (رضوان‌الله تعالی عنهم) را زیارت کرده است. ایشان از طبقه تابعین است و این منقبت برای هیچ‌یک از پیشوایان معاصر ایشان، همچون اوزاعی در شام، حمادین در بصره، ثوری در کوفه، مالک در مدینه منوره و لیث بن سعد در مصر، ثابت نشده است.
خودِ امام ابوحنیفه رحمه‌الله می‌فرماید:
رأیت انس بن مالک قائما و هو يصلي (مسند أبي حنيفة: ۲۴)
ترجمه: من حضرت انس بن مالک (رضی‌الله تعالی عنه) را در حالی که به نماز ایستاده بود، دیدم.
امام ابوحنیفه رحمه‌الله در ابتدا به تجارت پارچه اشتغال داشت و از تاجران مشهور بود؛ پارچه‌هایی که ایشان عرضه می‌کرد، در بازار به‌ندرت یافت می‌شد. وی سپس مسیر علم را برگزید و در این راه پیشگام و سرآمد گشت.
علامه شمس‌الدین ذهبی رحمه‌الله پیرامون عبادت ایشان می‌نویسد:
امام ابوحنیفه رحمه‌الله همواره به قیام‌اللیل و تهجد مداومت می‌ورزید و شب را با عبادت به صبح می‌رساند؛ ایشان بر اثر قیام‌های طولانی [در نماز]، به میخ تشبیه می‌شد.
او انسانی بی‌نهایت خردمند، در سخن و منطق صاحبِ استدلال، عابد، پرهیزگار، سخاوتمند و تیزهوش بود. یزید بن هارون می‌گوید: «من خردمندتر، برتر و پرهیزگارتر از امام ابوحنیفه رحمه‌الله کسی را ندیده‌ام.» (تاریخ بغداد، ج: ۱۵، ص: ۴۹۸)
خداوند متعال چنان امانت‌داری‌ای به ایشان نصیب کرده بود که مردم هزاران دینار نزد وی به امانت می‌نهادند. وکیع بن جراح در این باره می‌فرماید: «كان ابو حنيفة والله عظيم الأمانة» (تاریخ بغداد: ۴۹۰/۱۵)
ایشان برای استاد خویش قدر و احترام بسیاری قائل بود. ابومحمد الحارثی از امام ابوحنیفه رحمه‌الله نقل می‌کند: «من به نشانه احترام، هرگز پاهای خود را به سوی خانه استادم، حماد بن ابی‌سلیمان، دراز نکردم؛ در حالی که میان خانه او و خانه من، هفت کوچه فاصله بود.» (عقود الجمان: ۲۳۶)
خداوند متعال قناعت و استغنای نیکی به ایشان عطا فرموده بود و به مالِ پادشاهان کاملاً بی‌رغبت بود. صمیری از حسن بن زیاد نقل می‌کند که وی گفت: «والله ما قبل أبو حنيفة لاحد منهم جائزة و لاهدية»؛ (به خدا سوگند، امام ابوحنیفه هرگز از امرا و پادشاهان هیچ جایزه یا هدیه‌ای نپذیرفت.)
عبدالله ابن مبارک رحمه‌الله می‌فرماید:
«ما رأيت احدا أورع من أبي حنيفة و قد جرب بالسياط والأموال»؛ (امام ابوحنیفه با تازیانه و مال آزموده شد، اما من پرهیزگارتر از او کسی را ندیدم.)
ایشان در موضوع مشاجرات صحابه کرام، راه اعتدال محض را برگزیده بود و برای علمای اکابر احترام فراوانی قائل می‌شد. سرانجام به دلیل نپذیرفتن منصب قضا، توسط خلیفه وقت، ابوجعفر منصور، زندانی گشت و در همان‌جا در سن هفتاد سالگی به مقام شهادت رسید.
مزایای مذهب حنفی
از بزرگ‌ترین و بی‌نظیرترین مزایای مذهب حنفی، ابتکار در تدوین و تبویب (باب‌بندی) دانش شریعت بود که توسط بنیان‌گذار این مذهب، امام ابوحنیفه رحمه‌الله و شاگردان ایشان صورت گرفت. این گامی بود که پیش از آن کسی بر نداشته بود و بعدها دیگر مجتهدان و امامان نیز همین مسیر را تتبع و پیروی کردند.
دومین ویژگی بی‌مانند آن این است که مذهب حنفی، برخلاف سایر مذاهب، تنها برآمده از اجتهاد، استخراج و استنباط یک فرد نیست و محصول فکر و مغز یک نفر به‌شمار نمی‌رود؛ بلکه این تنها مذهبی است که توسط یک شورای نظام‌مندِ چهل‌نفره شکل گرفته و برایندِ چهل فکرِ نوآور، فقهی و علمی است. اگرچه بعدها اضافاتی در آن صورت گرفته باشد، اما ذخیره موجودِ فقه حنفی، ثمره حدود سه دهه تلاش جمعی، نشست‌ها، بحث‌ها، استدلال‌ها، مناقشات، مناظرات و حجت‌های نخبگانِ فقها و مجتهدان پیشگام امت است. این امتیاز، به جز مذهب حنفی، برای هیچ مذهب دیگری حاصل نشده است. از آنجا که به این جنبه مهم مذهب حنفی کمتر توجه شده است، من بر همین نکته درنگ می‌کنم و بحث آتی من بر همین محورها متمرکز خواهد بود.
پیش از ورود به بحث یادشده، به عنوان مقدمه باید دانست که در زمان رسول‌الله (صلی‌الله علیه و سلم)، اصطلاحات فقهیِ کنونی وجود نداشت؛ بلکه صحابه کرام (رضی‌الله تعالی عنهم) هر عملی را که از رسول‌الله (صلی‌الله علیه و سلم) مشاهده می‌کردند یا سخنی را که از ایشان می‌شنیدند، بر طبق همان عمل می‌نمودند.
اما پس از دوران رسالت و در عهد خلفای راشدین (رضی‌الله عنهم)، سرزمین‌های بسیاری تحت چتر خلافت اسلامی درآمدند. صحابه کرام (رضی‌الله عنهم) در سلسله فتوحات اسلامی در اقصی‌نقاط جهان پراکنده شدند و دایره پذیرش اسلام گسترش یافت؛ از همین روی، در مسائل نوپدید ضرورتِ «قیاس» پدیدار گشت و در صورت استدلال از نصوص گوناگون، دیدگاه‌های صحابه کرام (رضی‌الله تعالی عنهم) بر یک رای واحد متفق نمی‌شد که در نتیجه، اختلافاتی نیز به وجود می‌آمد.
در این زمان، حدود یک‌صد و سی یا یک‌صد و شصت تن از صحابه کرام در مسائل مختلف به مردم فتوا می‌دادند که می‌توان آن‌ها را به سه طبقه تقسیم کرد:
  • مُکثرینِ صحابه (رضی‌الله عنهم): کسانی که به کثرت فتوا می‌دادند و این گروه کلاً هفت تن بودند: حضرت عمر، حضرت علی، حضرت عبدالله بن مسعود، ام‌المؤمنین عائشه صدیقه، حضرت زید بن ثابت، عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر (رضی‌الله تعالی عنهم اجمعین).
  • متوسطین: آن دسته از صحابه (رضی‌الله عنهم) که نسبت به مکثرین فتوای کمتری داشتند و تعدادشان سیزده تن ذکر شده است: ابوبکر صدیق، ام‌سلمه، انس بن مالک، ابوسعید خدری، ابوهریره، عثمان بن عفان، عبدالله بن عمرو بن عاص، عبدالله بن زبیر، ابوموسی اشعری، سعد بن ابی‌وقاص، سلمان فارسی، جابر بن عبدالله و معاذ بن جبل (رضی‌الله تعالی عنهم).
  • مُقللینِ صحابه: کسانی که نسبت به دو طبقه بالا، فتواهای کمتری از آنان صادر شده است.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version