الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاء علیهمالصلاةوالسلام
بخش هشتادم
صفات حضرت یحیی علیهالسلام
بشارت الهی تنها خبر تولد فرزند نبود، بلکه بیانگر صفات برجستۀ او نیز بود. مهمترین این صفات عبارتاند از:
۱.تصدیقکنندۀ کلمۀ خدا
یعنی او با تمام وجود حق را میپذیرد و بدون تردید سخنی را که از جانب خدا میآید تصدیق میکند.
مقصود از «کلمۀ خدا» در اینجا حضرت عیسی علیهالسلام است؛ زیرا او با فرمان الهی «کُن» بدون پدر آفریده شد.[1] حضرت یحیی علیهالسلام نخستین کسی بود که به رسالت حضرت عیسی علیهالسلام ایمان آورد.[2]
۲.سید (سرور و بزرگ قوم)
واژۀ «سید» به کسی گفته میشود که در صفات پسندیده بر قوم خود برتری یابد و مردم به فضیلت او اعتراف کنند.
در فرهنگ اسلامی، سید کسی است که در اصلاح امور دینی و دنیوی مردم نقش داشته باشد. خداوند حضرت یحیی علیهالسلام را از کودکی به این مقام رساند.[3]
خداوند میفرماید:«وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا * وَحَنَانًا مِن لَّدُنَّا وَزَكَاةً»[4]؛ ترجمه: و ما در کودکی به او حکمت عطا کردیم، و از جانب خود مهربانی و پاکی بخشیدیم.
۳. حَصور (پاکدامن)
یعنی انسانی بسیار پاک که از گناهان، بهویژه گناهان اخلاقی و شهوانی، دوری میکند و نفس خود را از آلودگیها حفظ مینماید. او نمونهای کامل از پاکدامنی و عفت بود.
۴. پیامبری از صالحان
یعنی او پیامبری بود که در بالاترین مراتب صلاح و تقوا قرار داشت؛ همان مرتبهای که پیامبران و بندگان برگزیدۀ خداوند به آن میرسند.[5]
واکنش حضرت زکریا علیهالسلام به بشارت
وقتی حضرت زکریا علیهالسلام این بشارت را شنید، شگفتزده شد؛ زیرا میدانست که خود به نهایت پیری رسیده و همسرش نیز نازا است.
ازاینرو با شگفتی پرسید: «قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ»[6]؛ ترجمه: پروردگارا! چگونه برای من پسری خواهد بود درحالی که به سن پیری رسیدهام و همسرم نازا است؟.
«كَذَلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ»[8]؛ ترجمه: چنین است؛ خداوند هرچه بخواهد انجام میدهد.
و در آیهای دیگر میفرماید:«هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئًا»[9]؛ ترجمه: این کار بر من آسان است؛ همانگونه که پیش از این تو را آفریدم درحالی که چیزی نبودی.
در آفرینش، چیزی برای خداوند آسان یا دشوار نیست؛ زیرا شیوۀ آفرینش نزد او برای کوچک و بزرگ، و برای چیزهای پست و بزرگوار یکسان است «کن» (باش) میگوید و آن پدید میآید.
خداوند همان کسی است که زن نازا را چنان قرار داده که فرزند نیاورد، و پیرمرد فرسوده را چنان ساخته که نسل از او پدید نیاید؛ و همان خداوند قادر است زن نازا را اصلاح کند، سبب نازایی را برطرف سازد و نیروی باروری را در مرد تجدید نماید.
و این کار، در نگاه مردم، آسانتر از آفرینش نخستین زندگی است؛ هرچند در حقیقت برای قدرت الهی، ایجاد دوباره و آفرینش از ابتدا هر دو یکسان و آسان است.[10]