نویسنده: عبدالحی لیان
الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش هشتادوچهارم
حضرت عیسی علیهالسلام و مادرش حضرت مریم رضیاللهعنها
عِمران، پدر مریم، در میان علمای بنیاسرائیل مردی بزرگ و برجسته بود. همسرش باردار شد و نذر کرد که آنچه در رحم دارد را «مُحرَّر» قرار دهد؛ یعنی آن فرزند را وقف خدمت در بیتالمقدس سازد و از امور دنیوی باز دارد. اما هنگامی که وضع حمل کرد، دریافت که نوزاد دختر است، درحالیکه امید داشت پسر باشد تا بتواند در بیتالمقدس خدمت نماید. پس با حالتی آمیخته به اندوه و عذرخواهی، رو به درگاه خداوند آورد و گفت:
«رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنثَى وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنثَى وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وَإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ»[1]؛ ترجمه: پروردگارا! من او را دختر زاییدم (و خداوند به آنچه زاییدهام آگاهتر است) و پسر (در آن نقشی که من در نظر داشتم) مانند دختر نیست. من نام او را مریم نهادم و او و نسلش را از شیطان راندهشده به تو میسپارم.
سپس او را در پارچهای پیچید و به بیتالمقدس نزد قاریان و خادمان سپرد. آنان برای سرپرستی او قرعه انداختند؛ زیرا او دختر پیشوای آنان بود. در نتیجه، کفالت او به حضرت زکریا علیهالسلام رسید. زکریا علیهالسلام برای او جایگاهی ویژه در مسجد قرار داد که جز خود مریم کسی وارد آن نمیشد.
او در آنجا به عبادت خدا مشغول بود و شب و روز در بندگی میکوشید، تا جاییکه در میان بنیاسرائیل، به عبادت او مثال زده میشد. از جمله کرامتهای او این بود که حضرت زکریا علیهالسلام هرگاه نزد او وارد میشد، روزی شگفتانگیزی نزدش مییافت.
«كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ»[2]؛ ترجمه: هرگاه زکریا بر او در محراب وارد میشد، نزد او روزی (غیرعادی) مییافت. گفت: ای مریم! این از کجا برای تو آمده است؟ گفت: این از جانب خداست؛ بیگمان خداوند هر که را بخواهد، بدون حساب روزی میدهد.
در همانجا بود که زکریا علیهالسلام تحت تأثیر این کرامت، دست به دعا برداشت و گفت:[3] «هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ»[4]؛ ترجمه: در آن هنگام، زکریا پروردگارش را خواند و گفت: پروردگارا! از جانب خودت فرزندی پاک و شایسته به من عطا کن؛ بیتردید تو شنوندۀ دعا هستی.
و خداوند متعال دربارۀ برگزیدن و پاکی مریم رضیاللهعنها و برتری او میفرماید: «وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ»[5] ترجمه: و (به یاد آور) هنگامی که فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را برگزیده، پاک ساخته و تو را بر زنان جهانیان برتری داده است.
«ذَلِكَ مِنْ أَنبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ»[6]؛ ترجمه: اینها از خبرهای غیبی است که به تو وحی میکنیم؛ و تو در آن هنگام که آنان قلمهای خود را (برای قرعه) میانداختند تا مشخص شود کدامیک سرپرستی مریم را به عهده گیرد، نزد آنان نبودی؛ و نیز زمانی که با یکدیگر نزاع میکردند، حضور نداشتی.
تولد حضرت عیسی علیهالسلام
حضرت مریم رضیاللهعنها زندگیای سرشار از پاکی، طهارت و صفا داشت و همواره تحت مراقبت و عنایت الهی قرار داشت. هنگامی که به سن بلوغ رسید، خداوند متعال اراده فرمود تا کرامتی به او عطا کند که هیچیک از زنان جهانیان پیش از او به آن نرسیده بودند. این کرامت آن بود که خداوند به او فرزندی ببخشد که دارای شأنی بزرگ باشد؛ در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان درگاه الهی.
در این هنگام، حضرت جبرئیل علیهالسلام نزد او آمد. مریم رضیاللهعنها با دیدن او گفت: «قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا»[7]؛ ترجمه: گفت: من از تو به خدای رحمان پناه میبرم، اگر پرهیزگار هستی (پس به من نزدیک مشو).
جبرئیل علیهالسلام پاسخ داد: «قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا»[8]؛ ترجمه: گفت: من تنها فرستادۀ پروردگار تو هستم، تا به تو پسری پاکیزه ببخشم.
مریم رضیاللهعنها با تعجب گفت: «قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا»[9]؛ ترجمه: گفت: چگونه ممکن است برای من پسری باشد، درحالیکه هیچ مردی با من تماس نداشته و من هرگز زن بدکار نبودهام؟
جبرئیل علیهالسلام در پاسخ گفت: «قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا»[10]؛ ترجمه: گفت: چنین است؛ پروردگارت فرموده که این کار بر من آسان است، و (این فرزند را میدهیم) تا او نشانهای برای مردم و رحمتی از جانب ما باشد، و این امری قطعی و حتمی است.
در آیهای دیگر نیز مریم رضیاللهعنها همین پرسش را مطرح میکند: «قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ»[11]؛ ترجمه: گفت: پروردگارا! چگونه برای من فرزندی خواهد بود، درحالیکه هیچ انسانی با من تماس نداشته است؟ خداوند متعال در پاسخ میفرماید: «قَالَ كَذَلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ»[12]؛ ترجمه: فرمود: چنین است؛ خداوند هرچه را بخواهد میآفریند، و هنگامی که چیزی را اراده کند، تنها به آن میگوید «باش»، پس بیدرنگ موجود میشود.
همچنین خداوند بشارت این ولادت را چنین بیان میکند: «إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ»[13]؛ ترجمه: (به یاد آور) زمانی را که فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را به کلمهای از جانب خود بشارت میدهد که نامش مسیح، عیسی پسر مریم است؛ در دنیا و آخرت دارای مقام و منزلت، و از مقربان خواهد بود.
«وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ»[14]؛ ترجمه: و او در گهواره و در بزرگسالی با مردم سخن میگوید و از شایستگان خواهد بود.
بیتردید، آفرینش حضرت عیسی علیهالسلام به این شیوۀ شگفتانگیز، نشانهای بزرگ از قدرت کامل خداوند بر انواع آفرینش است؛ زیرا خداوند، حضرت آدم علیهالسلام را بدون پدر و مادر آفرید، و حوا را از مرد بدون زن، و عیسی علیهالسلام را از زن بدون مرد، و سایر انسانها را از مرد و زن آفریده است.
همچنین حضرت عیسی علیهالسلام رحمتی از جانب خداوند بود؛ زیرا مردم را در کودکی و بزرگی به عبادت خدا دعوت میکرد.
اما چگونگی حمل حضرت مریم رضیاللهعنها چنین بود که خداوند او را به قدرت خود، با «کلمۀ الهی» و نفخهای آسمانی باردار ساخت؛[15] چنانکه میفرماید: «وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا»[16]؛ ترجمه: و (نیز) مریم دختر عمران را (یاد کن) که دامان خود را پاک نگاه داشت، پس ما از روح خود در او دمیدیم.
قرآن کریم داستان بارداری و ولادت او را در سورۀ مریم چنین بیان میکند:
«فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا* فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا * فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا* وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا* فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًاۖ فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا»[17]؛ ترجمه: پس مریم به آن فرزند باردار شد و به سبب این حالت، از مردم کناره گرفت و به مکانی دور و دور از دیدگان رفت. سپس درد شدید زایمان او را ناچار ساخت تا به سوی تنۀ درخت خرما پناه ببرد. در آن حالِ سخت و از شدت اندوه و نگرانی گفت: ای کاش پیش از این مرده بودم و کاملاً از یادها فراموش شده بودم. پس (مَلَک یا آن نوزاد مبارک) او را از پایین ندا داد که: اندوهگین مباش! همانا پروردگارت در زیر پای تو جوی آبی روان قرار داده است. و تنۀ درخت خرما را به سوی خود تکان بده تا خرماهای تازه و رسیده بر تو فرو ریزد. پس از این نعمتها بخور و بیاشام و دلت آرام گیرد و چشمت روشن شود. و اگر از میان مردم کسی را دیدی، بگو: من برای خدای رحمان روزه (سکوت) نذر کردهام، بنابراین امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت.
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. آلعمران: ۳۵.
[2]. آلعمران: ۳۷.
[3]. ابن کثیر، قصص الأنبیاء، ص۶۸۷-۶۸۶؛ آلوسی، روح المعانی، ج۳، ص۱۳۹-۱۳۸.
[4]. آلعمران: ۳۷.
[5]. آلعمران: ۴۲.
[6]. آلعمران: ۴۴.
[7]. مریم: ۱۸.
[8]. مریم: ۱۹.
[9]. مریم: ۲۰.
[10]. مریم: ۲۱.
[11]. آلعمران: ۴۷.
[12]. آلعمران: ۴۷.
[13]. آلعمران: ۴۵.
[14]. آلعمران: ۴۶.
[15]. النجار، محمد الطیب، تاریخ الأنبیاء فی ضوء القرآن الکریم والسنه النبویه، القاهره: دار الطباعة المحمدیه، بیتا، ص۲۸۱-۲۸۰.
[16]. التحریم: ۱۲.
[17]. مریم: ۲۶-۲۲.
