نویسنده: عبدالحی لیان

الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاء علیهم‌الصلاةو‌السلام

بخش هفتادونُهم

بشارت به حضرت یحیی علیه‌السلام و صفات او
حضرت زکریا علیه‌السلام همچنان با تمام وجود در حالت خشوع و فروتنی به دعا مشغول بود تا آنکه خداوند متعال دعای او را اجابت کرد. سپس فرشتگان را فرستاد تا او را به اجابت این دعا بشارت دهند و به او گفتند: «يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ»[1]؛ ترجمه: ای زکریا! ما تو را به پسری بشارت می‌دهیم.
خداوند متعال با لطف و کرم خود حتی نام این فرزند را نیز برای او برگزید: «اسْمُهُ يَحْيَى»[2]؛ ترجمه: نام او یحیی است.
این نام، نامی یگانه و بی‌سابقه بود؛ چنان‌که خداوند فرمود:[3]
«لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيًّا»[4]؛ ترجمه: پیش از این کسی را هم­نام او قرار نداده‌ایم.
این همه، جلوه‌ای از کرم الهی است که بر بندۀ خویش (زکریا علیه‌السلام) ارزانی داشت؛ بنده‌ای که با فروتنی دعا کرد، در نهان با پروردگار خود مناجات نمود، بیم‌ها و امیدهایش را با او در میان گذاشت و از روی ترس از انحراف مردم پس از خود، از خداوند فرزند صالح درخواست کرد.
خداوند متعال این بشارت را در قرآن چنین بیان می‌کند:
«فَنَادَتْهُ الْمَلَائِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَى مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَسَيِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ * قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ قَالَ كَذَلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ * قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ»[5]؛ ترجمه: فرشتگان او را ندا دادند درحالی که در محراب ایستاده و نماز می‌خواند: همانا خداوند تو را به یحیی بشارت می‌دهد؛ او تصدیق‌کنندۀ کلمه‌ای از جانب خدا، سرور و بزرگوار، پاکدامن و پیامبری از صالحان خواهد بود. زکریا گفت: پروردگارا! چگونه برای من پسری خواهد بود درحالی که به سن پیری رسیده‌ام و همسرم نازا است؟ فرمود: چنین است؛ خداوند هرچه بخواهد انجام می‌دهد. زکریا گفت: پروردگارا! نشانه‌ای برای من قرار ده. فرمود: نشانۀ تو این است که سه روز با مردم سخن نخواهی گفت مگر به اشاره؛ و پروردگارت را بسیار یاد کن و شامگاهان و بامدادان تسبیح گوی.
و نیز خداوند می‌فرماید:
«يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيًّا * قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا * قَالَ كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئًا * قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا * فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا»[6]؛ ترجمه: ای زکریا! ما تو را به پسری بشارت می‌دهیم که نامش یحیی است و پیش از این کسی هم­نام او نبوده است. گفت: پروردگارا! چگونه برای من پسری خواهد بود درحالی که همسرم نازا است و من به نهایت پیری رسیده‌ام؟ فرمود: چنین است؛ پروردگارت گفته است که این کار بر من آسان است، همان‌گونه که پیش از این تو را آفریدم درحالی که چیزی نبودی. گفت: پروردگارا! برای من نشانه‌ای قرار ده. فرمود: نشانۀ تو این است که سه شب با مردم سخن نخواهی گفت درحالی که سالم هستی. پس از محراب نزد قوم خود بیرون آمد و با اشاره به آنان فهماند که صبح و شام خدا را تسبیح گویند.
همچنین خداوند می‌فرماید:
«فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ»[7]؛ ترجمه: پس دعای او را اجابت کردیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او اصلاح نمودیم؛ زیرا آنان در کارهای نیک شتاب می‌کردند و ما را با امید و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند.
این آیات نشان می‌دهد که بشارت به حضرت یحیی علیه‌السلام در نزدیک‌ترین لحظات حضرت زکریا علیه‌السلام به پروردگارش و در شریف‌ترین مکان‌ها (یعنی محراب عبادت) به او داده شد. از اینجا روشن می‌شود که اجابت دعا به میزان نزدیکی انسان به خداوند وابسته است، نه صرفاً به الفاظی که بر زبان جاری می‌شود.
دعای حضرت زکریا علیه‌السلام پذیرفته شد و آنچه مردم به عنوان قوانین عادی طبیعت می‌شناسند، مانعی در برابر آن قرار نگرفت. انسان‌ها معمولاً گمان می‌کنند آنچه در جهان جریان دارد، قانونی ثابت و تغییرناپذیر است و سپس تصور می‌کنند که مشیت خداوند سبحان نیز مقید و محدود به همین قوانین است.
درحالی که هر آنچه انسان آن را قانون می‌پندارد، چیزی جز امری نسبی نیست؛ نه مطلق است و نه نهایی؛ زیرا انسان با وجود عمر کوتاه و دانش محدود خود، و عقل او که در چارچوب همین طبیعت انسانی قرار دارد، هرگز توان رسیدن به قانونی نهایی یا درک حقیقتی مطلق را ندارد.
ازاین‌رو شایسته است که انسان در پیشگاه خداوند ادب را رعایت کند و حدود طبیعت و توانایی خویش را بشناسد و از آن فراتر نرود؛ و در سخن گفتن دربارۀ ممکن و ناممکن، بدون دلیل در بیراهه سرگردان نشود.
انسان گاه می‌کوشد مشیت مطلق الهی را در چارچوب تجربه‌های محدود خود، نظریه‌های خویش و دانش اندک خویش محصور سازد؛ درحالی که قدرت و ارادۀ الهی فراتر از همۀ این محدودیت‌هاست.[8]
و برای تحقق این بشارت، خداوند متعال همسر حضرت زکریا علیه‌السلام را اصلاح کرد؛ بدین معنا که جوانی او را بازگرداند و پس از آنکه نازا بود و فرزندی نمی‌آورد، او را توانای فرزندآوری ساخت.[9]
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


۱. مریم: ۷.
۲. همان.
۳. سید قطب، فی‌ظلال القرآن، ج۴، ص۲۳۰۲.
۴. مریم: ۷.
۵. آل عمران: ۴۱-۳۹.
۶. مریم: ۱۱-۷.
۷. الأنبیاء: ۹۰.
۸. سید قطب، فی‌ظلال القرآن، ج۱، ص۳۹۴.
۹. آلوسی، محمود، تفسیر روح المعانی، ج۱۷، ص۸۷.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version