الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاء علیهمالصلاةوالسلام
بخش هفتادوششم
آموزههای تربیتی داستان لوط علیهالسلام
داستان لوط علیهالسلام در قرآن کریم سرشار از پیامها و آموزههای عمیق تربیتی و اخلاقی برای انسانها و خانوادهها است. این داستان ابعاد گوناگون زندگی انسان، از ایمان و پاکدامنی گرفته تا مسئولیت فردی و اجتماعی را روشن میسازد. بررسی و استخراج آموزههای تربیتی از این داستان میتواند راهنمای مهمی برای تربیت فردی و اصلاح روابط خانوادگی در جامعه باشد.
آموزۀ اول: مؤمن خوشگمان و پاکزبان است
بر مؤمنان لازم است که همواره نسبت به خود و دیگر مؤمنان گمان نیک داشته باشند و هرگز به آسانی نپذیرند که خود یا دیگر مؤمنان راستین در گناهان بزرگ و کارهای هلاککننده گرفتار شوند. اگر دربارۀ یکی از مؤمنان (و به طریق اولی دربارۀ پیامبران علیهمالصلاةوالسلام) سخن زشت و ناپسندی بشنوند، باید دلهایشان از شنیدن چنین سخنی به لرزه درآید و از نقل و تکرار آن خودداری کنند؛ بلکه حتی از به زبان آوردن آن نیز پرهیز نمایند.
ازهمینرو لازم است همسران پیامبران علیهمالصلاةوالسلام از هرگونه فحشا و کار زشت منزّه دانسته شوند، حتی اگر آن زنان کافر نيز باشند؛ زیرا چنانکه ابنعباس رضیاللهعنهما و بسیاری از دانشمندان سلف و خلف رحمهمالله گفتهاند: هیچگاه همسر هیچ پیامبری مرتکب فحشا نشده است. هرکس خلاف این سخن بگوید، دچار اشتباه بزرگی شده است.
ابنکثیر رحمهالله در تفسیر آیۀ مربوط به همسران نوح و لوط علیهماالسلام میگوید: مقصود از خیانت در آیۀ «فَخَانَتَاهُمَا» خیانت در فحشا نیست، بلکه خیانت در دین است؛ زیرا همسران پیامبران علیهمالصلاةوالسلام از ارتکاب فحشا محفوظاند، به سبب حرمت و جایگاه والای پیامبران. او سپس میگوید: عوفی از ابنعباس رضیاللهعنهما نقل میکند که خیانت آن دو زن در این بود که بر دین شوهران خود نبودند. همچنین میگوید: همسر لوط علیهالسلام هرگاه مهمانی نزد لوط علیهالسلام میآمد، مردم شهر را که کارهای زشت انجام میدادند، از حضور آنان آگاه میساخت.[1]
امام آلوسی رحمهالله نیز گفته است که این دو زن منافق بودند، و تأکید میکند که خیانت در اینجا به معنای فجور نیست؛ زیرا از ابنعباس رضیاللهعنهما روایت شده است که هیچگاه همسر پیامبری زنا نکرده است.[2]
در تفسیر «کشاف» نیز آمده است که جایز نیست خیانت در این آیه به معنای فجور تفسیر شود؛ زیرا چنین کاری در سرشت انسان زشت و ناپسند است و برای هر کسی عیب و نقص به شمار میرود، برخلاف کفر که کافران آن را زشت نمیشمارند، بلکه آن را حق و پسندیده میپندارند.[3]
آموزۀ دوم: در روز قیامت همۀ پیوندها قطع میشود جز پیوند ایمان
اگر کافری با شخصی مؤمن یا صالح رابطۀ خویشاوندی، همسری یا قرابت داشته باشد، این پیوندها هیچ سودی برای او نخواهد داشت. چنانکه در داستان همسر نوح علیهالسلامو همسر لوط علیهالسلام دیدیم که با وجود همسری با دو پیامبر بزرگ الهی، این رابطه برای آنان سودی نداشت.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم نیز به دختر خود حضرت فاطمه رضیاللهعنها و به عمۀ خویش فرمود که این نسبتها آنان را از عذاب الهی بینیاز نمیکند. بنابراین، پیوند همسری با دو پیامبر بزرگ نیز برای همسران نوح علیهالسلامو لوط علیهالسلامسودی نداشت؛ زیرا آنان کافر بودند.[4]
در حدیث شریف نیز آمده است: «مَن بَطَّأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ يُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ»[5]؛ ترجمه: هر کس عملش او را عقب نگه دارد، نسب و خویشاوندی او را جلو نخواهد انداخت.
ازاینرو بر عالمان، دعوتگران و مربیان لازم است که این حقیقت را برای مردم روشن سازند و آنان را به سوی خیر، صلاح و عمل صالح تربیت کنند؛ زیرا تنها چیزی که برای انسان سودمند است، ایمان و عمل صالح است.
چنانکه خداوند متعال میفرماید: «یوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»[6]؛ترجمه:روزی که نه مال سود میبخشد و نه فرزندان؛ مگر کسیکه با دلی سالم به نزد خدا آید.
و نیز میفرماید: «كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ»[7]؛ترجمه: هر انسانی در گرو آن چیزی است که به دست آورده است.
و نیز میفرماید: «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى»[8]؛ ترجمه: و هیچکس بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد.
از این آیات روشن میشود که اسلام اصل مسئولیت فردی را بیان میکند؛ یعنی هر انسان در برابر ایمان و اعمال خود مسئول است. کافر و گناهکار به سبب کفر و گناه خود مجازات میشوند و نسبتهای خویشاوندی و پیوندهای خانوادگی نمیتواند آنان را از عذاب الهی نجات دهد.
همۀ این پیوندها در روز قیامت قطع میشود و تنها چیزی که سود میبخشد ایمان به خدا و پیروی از پیامبران است. اگر پیوند خویشاوندی یا همسری بدون ایمان سودی میداشت، قطعاً پیوند میان نوح و لوط علیهماالسلام با همسرانشان به آنان سود میرساند؛ اما چنین نشد و آنان در دنیا با هلاکشدگان هلاک شدند و در آخرت به آنان گفته میشود: «ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ»[9]؛ ترجمه: با دیگر داخلشوندگان وارد آتش شوید.
پسر نوح علیهالسلام نیز از کافران بود؛ ازاینرو همراه با غرقشدگان غرق شد و در آخرت نیز از اهل آتش خواهد بود. همچنین پدر ابراهیم علیهالسلام نیز در زمرۀ کافران قرار داشت.
بنابراین، خداوند متعال میفرماید: «لَن تَنفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ»[10]؛ ترجمه: خویشاوندان و فرزندانتان در روز قیامت برای شما سودی نخواهند داشت؛ خداوند میان شما داوری خواهد کرد.
و نیز میفرماید: «يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِّلَّهِ»[11]؛ ترجمه: روزی که هیچکس برای دیگری اختیار و قدرتی ندارد و فرمان در آن روز تنها از آنِ خداست.
و نیز میفرماید: «وَاتَّقُوا يَوْمًا لَّا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئًا»[12]؛ ترجمه: و از روزی بترسید که هیچکس چیزی از عذاب دیگری را دفع نمیکند.
و نیز میفرماید: «وَاخْشَوْا يَوْمًا لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ»[13]؛ ترجمه: و از روزی بترسید که هیچ پدری نمیتواند چیزی از عذاب فرزندش را دفع کند و هیچ فرزندی نیز نمیتواند چیزی از عذاب پدرش را برطرف سازد؛ بیگمان وعدۀ خدا حق است.