نویسنده: ابورائف
فراماسونری
بخش بیستونُهم
در مباحث گذشته بخشی از نمادها، الگوها و نشانهها را خواندیم که به معانی، اهداف و پیامهای خاصی از فراماسونری دلالت میکردند و به نوعی پیام خاصی از این حرکت را به جهانیان تداعی میکردند. پیامهایی که معمولاً بر اساس تسلط بر دیگران، سلطۀ سیاسی، کنترل جهان، فریب، نیرنگ و… همراه بود.
در این مبحث نیز به بخشی از این نشانهها و اشارهها میپردازیم.
نمادهای اشیای بیجان با دلالتهای خاص
۱. نماد نور
اگرچه نور در تمدنهای شرق باستان نماد تجلی الهی، آفرینش کیهانی، حیات نو از سوی خدای آفریننده، و نیز روشنگری و شفافیت روحانی بوده است، در اندیشۀ ماسونی (بهویژه در ماسونیت سلطنتی) مقصود از آن چنین تفسیر میشود: نوری که بر حضرت موسی علیهالسلام بر فراز کوه تجلی یافت، یا نوری که در مسیر حرکت موسی علیهالسلام و قوم او به سوی فلسطین پیشاپیش آنان حرکت میکرد.
اما در ماسونیت نمادین، «نور» نماد نور عقل انسانی است.[1]
۲. نماد آتش (مشعل آزادی)
این نماد دلالت بر نابودی نظم جهانی کهن و برپایی نظم جهانی نو به دست ماسونها دارد، در حالیکه پیشاپیش آنان، حامل مشعل، یعنی خدای شیطانی «لوسیفر» حرکت میکند. این آتش دارای دو معناست:
الف) روشنیبخشی به اندیشه، اراده و پاکی؛
ب) ویرانی و جنگ سخت و قاطع.[2]
گویا این نماد دلالت بر این دارد که ماسونیها میخواهند جهان را باری دیگر از نو بسازند و برای آن نظم جدید و نوینی ارائه کنند.
۳. نماد صلیب وارونه («صلیب پطرس»)
با آنکه صلیب وارونه در سنت مسیحی نماد فروتنی قدیس پطرس بهشمار میرود (زیرا او خود را شایستۀ آن نمیدانست که همانند مسیح مصلوب شود) اما این نماد در اندیشۀ ماسونی، نشانهای از نمادهای شیطانپرستان ماسونی تلقی میشود و بیانگر ردّ و ستیز با باورها و آموزههای دینی سنتی کلیسای مسیحی است.[3]
گویل این نماد نیز به نوعی نبرد و تضاد با مسیحیت را اثبات میکند.
۴. نماد صلیب شکسته (سواستیکا)
این نماد در تمدنهای باستانی، بهویژه تمدنهای آسیایی، پدیدار شد و نماد بخت نیک، جاودانگی، بینهایت، خورشید جاودان و حرکت آن، و نیز جهات چهارگانه بود.
اما در اندیشۀ ماسونی و شیطانپرستان، بیانگر ستایش ماسونیت از افکار تهاجمی و نژادپرستانۀ نازیها نسبت به دیگران است.[4]
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. الرموز فی الفن والأِدیان والحیاة، ص: ۳۳۵.
[2]. إشارات رموز وأساطیر، ص: ۵۵-۵۷.
[3]. قصة الرمز الدینی، ص: ۱۸۰، الرموز فی الفن والأدیان والحیاة، ص: ۳۸۸.
[4]. عباد الشیطان أخطر الفرق المعاصرة، ص: ۱۴۷.




