نویسنده: دوکتور نورمحمد محبی
قرآن؛ معجزهای فراتر از زمان
بخش نوَدم
جلوههای اعجاز الهی در آفرینش و تشریع
از بقای عقرب در انفجار هستهای تا حکمت تحریم خون و تذکیۀ ذبیحه
انسان در نظام آفرینش دارای خصوصیاتی است که بخشی از آنها با دیگر مخلوقات مشترک و بخشی خاصۀ خود اوست. هر صفتی که انسان بدان میبالد، در میان مخلوقات الهی نمونههایی وجود دارد که در همان صفت از او برترند؛ اما آنچه انسان را ممتاز ساخته، علم، حکمت، قدرت تعقّل و کرامتی است که خداوند متعال به او عطا کرده و او را مکلف به عمران زمین و تزکیۀ نفس خویش نموده است. ازهمین رو، اگر انسان به جای رقابت در خصوصیاتی که خداوند متعال برخی مخلوقات را در آن برتری داده، به وظیفۀ اصلی خویش یعنی شناخت، عبادت و اصلاح خود بپردازد، به کمال واقعی نزدیکتر خواهد شد.
این بخش، مجموعهای از شواهد علمی و تأملات ایمانی را بررسی میکند که همگی بر یک حقیقت واحد دلالت دارند: «اعجاز الهی در آفرینش و تشریع»؛ اعجازی که گاه در ساختار یک موجود کوچک جلوه میکند و گاه در یک حکم شرعی که قرنها بعد، علم به حکمت آن اعتراف مینماید.
عقرب و انفجار هستهای؛ اعجاز در خلقت
در یکی از گزارشهای علمی آمده است که حدود سیوپنج سال پیش، فرانسه اقدام به انجام آزمایش انفجار هستهای در صحرای الجزایر نمود. انفجار هستهای پدیدهای است که با حرارت سوزان، فشار ویرانگر و امواج مرگبار خود، هیچگونه حیات گیاهی، حیوانی یا انسانی را باقی نمیگذارد. این انفجار حفرهای عظیم در زمین ایجاد کرد و کرهای از آتش پدید آورد که مساحتهای وسیعی را فرا گرفت.
پس از فروکش کردن انفجار و آرام گرفتن زمین، صحنهای شگفتانگیز توجه همگان را به خود جلب کرد: «عقربی که در مرکز منطقۀ انفجار، زنده و در حال حرکت بود». این پدیده، دانشمندان را به حیرت واداشت و سرآغاز تحقیقات طولانی شد.
دانشمندان جانورشناسی نزدیک به یک ربع قرن این عقرب را مورد مطالعه قرار دادند و به نتایجی شگفت رسیدند:
۱. عقرب میتواند تا سه سال بدون غذا و آب زنده بماند.
۲. قادر است تا دو شبانهروز کامل نفس خود را زیر آب حبس کند.
۳. اگر در دمای منفی ده درجۀ سانتیگراد نگهداری شود و سپس ناگهان به گرمای شصت درجۀ صحرای سوزان منتقل گردد، خود را با این تغییر شدید وفق میدهد.
۴. در محیطهای مملو از میکروبهای خطرناک، هیچگونه آسیبی نمیبیند.
۵. در برابر اشعههای هستهای تا سهصد برابر بیش از حد تحمل انسان مقاومت نشان میدهد.
۶. در کالبدشناسی آن مشخص شد که بهجای خون، دارای مایعی زردرنگ است.
این یافتهها چه پیامی برای انسان دارند؟
پیام آن روشن است: انسان موجودی بسیار آسیبپذیر است. دمای طبیعی بدن او حدود سیوهفت درجه است؛ نه گرمای شدید را تاب میآورد و نه سرمای مطلق را. این در حالی است که موجودی کوچک و بهظاهر بیاهمیت، چنین تواناییهای خارقالعادهای دارد.
حکمت آسیبپذیری انسان و فلسفهٔ بیماری
خداوند متعال میتوانست انسان را نیز همانند این مخلوق، دارای مصونیتی مطلق قرار دهد؛ بینیاز از علاج، شفاخانه، و رنج و بیماری. اما ارادۀ الهی بر آن قرار گرفت که انسان «حساس و تأثیرپذیر» باشد؛ زیرا در بیماری حکمتهایی عمیق نهفته است؛ حکمتهایی که گاه آشکار و گاه پنهاناند.
بیماری، در بسیاری موارد، «پنجرهای به سوی آسمان» است؛ عاملی برای تضرع، بازگشت، تواضع و درک فقر ذاتی انسان در برابر خالق. اگر انسان هرگز بیمار نمیشد، بسیاری از پیوندهای روحی او با پروردگارش شکل نمیگرفت. اینجاست که اعجاز در تدبیر الهی آشکار میشود: ضعف انسان، عین حکمت است.
تحریم خون؛ اعجاز علمی قرآن
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «لَّآ أَجِدُ فِي مَآ أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٖ يَطعَمُهُۥ إِلَّآ أَن يَكُونَ مَيتَةً أَو دَما مَّسفُوحًا أَو لَحمَ خِنزِيرٖ فَإِنَّهُۥ رِجسٌ»[1]؛ ترجمه: «بگو نمییابم در آنچه وحی شده به سوی من هیچ حرام بر خورندهای که میخورد آن را مگر آنکه آنچیزی باشد مردار یا خون روان یا گوشت خنزیر (پس هر آینه) او ناپاک است.»
دانشمندان امروز تصریح میکنند که خون حامل مقدار زیادی سموم، فضولات و ترکیبات زیانآور است. از وظایف اساسی خون، انتقال مواد زائد بدن به اندامهای دفعی مانند کلیهها و کبد است. از جملۀ این مواد میتوان به بوله و اسید اوریک اشاره کرد که فرآوردههای نهایی تجزیۀ پروتئینها هستند.
اگر انسان خون مصرف کند، این مواد سمی جذب بدن شده و سطح آنها افزایش مییابد که میتواند منجر به اختلالات جدی، حتی آسیبهای مغزی و حالت کوما گردد. افزون بر این، خون محیطی بسیار مناسب برای رشد میکروبهاست و به همین دلیل در آزمایشگاهها از آن برای کشت جراثیم استفاده میشود.
این در حالی است که قرآن کریم، بیش از چهارده قرن پیش، خون مسفوح را تحریم کرده است؛ آنهم در زمانی که بشر هیچ شناختی از میکروبها و سموم نداشت. این تطابق دقیق میان حکم شرعی و یافتههای علمی، جلوهای روشن از «اعجاز علمی قرآن» است.
خون مسفوح و رابطۀ آن با جراثیم
تعبیر قرآنی «دَماً مَّسْفُوحاً» دلالت ظریفی دارد. خون در حال گردش در رگها، در بدن زنده تحت نظامهای تصفیۀ دقیق قرار دارد؛ اما هنگامی که از بدن خارج میشود یا پس از مرگ در بدن باقی میماند، بهسرعت به کانون رشد میکروبها بدل میگردد.
امروزه ثابت شده است که تنها در عرض چند ساعت، تعداد اندکی میکروب در خون میتواند به صدها هزار و بلکه میلیونها برسد. این همان حقیقتی است که غرب پس از کشف علم میکروبشناسی به آن رسید و قوانینی برای منع مصرف خون و لاشه وضع کرد؛ درحالیکه قرآن قرنها پیش این حقیقت را بیان کرده بود.
حکمت تذکیۀ ذبیحه و اعجاز نبوی
از دیگر جلوههای اعجاز، دستور دقیق اسلام در مورد ذبح حیوانات است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم امر فرمودند که ذبح باید با بریدن رگهای اصلی گردن انجام شود، بدون آنکه سر حیوان بهطور کامل جدا گردد.
علم طب جدید ثابت کرده است که قلب دارای مرکزهای الکتریکی خودکار است و در شرایط خطر، با فرمانهای عصبی-هورمونی از مغز، ضربان خود را بهشدت افزایش میدهد. این افزایش ضربان پس از ذبح، باعث میشود که خون بهطور کامل از بدن حیوان خارج شود. اگر سر حیوان فوراً جدا گردد، این ارتباط قطع شده و خون در بافتها باقی میماند.
باقی ماندن خون در گوشت، زمینۀ رشد میکروبها، تولید سموم، سخت شدن گوشت و انتقال مواد زیانآور مانند اسید اوریک به بدن انسان را فراهم میکند. این دقیقاً همان چیزی است که در ذبح غیرشرعی رخ میدهد.
سؤال اساسی اینجاست: چه کسی این حقایق را به پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوسلم آموخت، در زمانیکه علم بشری هیچ آگاهی از آن نداشت؟
جواب روشن است: «وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثلُ خَبِيرٖ»[2]؛ ترجمه: «و خبر ندهد تو را هیچکس مانند ذات باخبر.»
استثنای ماهی و دقت شگفتانگیز شریعت
اسلام ماهی را از شرط ذبح مستثنا کرده است. دانشمندان توضیح میدهند که خون ماهی پس از مرگ، بهطور طبیعی در آبششها جمع میشود و عملاً همان فرآیند تخلیۀ خون رخ میدهد. به همین دلیل، رنگ آبششها معیار تازگی ماهی است. این دقت شگفتانگیز نیز نمونهای دیگر از اعجاز نبوی است.
نتیجهگیری
این بخش نشان میدهد که در آفرینش کوچکترین موجودات، قدرت و حکمت الهی جلوهگر است؛ در ضعف و بیماری انسان، حکمتی عمیق نهفته است، در احکام شرعی اسلام، اعجازی علمی وجود دارد که گذر زمان آن را آشکار میسازد، اوامر و نواهی الهی محدودکنندۀ آزادی انسان نیست، بلکه ضامن سلامت، سعادت و کرامت اوست؛ قرآن، کتاب خالق است؛ و هیچکس آگاهتر از خالق به مخلوق نیست.[3]
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. الأنعام: ۱۴۵.
[2]. فاطر: ۱۴.
[3]. فشردۀ مطلب از: موسوعة الإعجاز العلمي في القرآن والسنة، ج ۲، ص ۱۷۰-۱۷۵.


