
نویسنده: محمدعاصم اسماعیلزهی
کاپیتالیزم
بخش هشتم
سرمایهداری از نگاه اسلام
نگرش اسلام به اصل اموال و سرمایه، بسیار مثبت است. اموال و هرگونه کالا که بگونهای نیازهای بشری را برآورد، در نظر اسلام، امری حیاتی و عامل بقاء و برپایی جامعه، و راه تداوم حیات انسانی، و رشد دین و دینباوری است.
این موضوع را، در سراسر تعالیم اسلامی به روشنی میبینیم که با تعبیرهایی گوناگون، از ضرورت تمتعات زندگی، و حیاتی بودن اموال و کالاها سخن گفته و سهم اصولی «اموال» را در جامعۀ انسانی، تبیین کردند.
بر خلاف تصور بعضیها که فکر میکنند اسلام به طور کلی با سرمایهداری و سرمایه مخالف است؛ این طرز فکر نادرست است. اسلام، به ضروریات زندگی و حیاتی بودن اموال و نگهداری صحیح از آن برای توسعۀ ظرفیتهای فردی و اجتماعی تاکید دارد. قرآن، اموال را عامل قوام و امداد الهی میداند و معتقد است که اموال و سرمایه را نباید دست افراد نادان و سفیه سپرد.[1]
در قرآن کریم، «اموال»، عامل قوام و امداد الهی شمرده شده است:
«وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمْ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا»؛ ترجمه: «اموال خود را، که خداوند سبب برپایی زندگی شما قرار داده است، به دست سفیهان (ناواردان وغیرمتخصصان) مسپارید… .»[2]
«وَأَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ»؛ ترجمه: «از طریق اموال و فرزندان به شما کمک رساندیم.»[3]
اسلام، سرمایه و مالی که از راه حلال کسب شده باشد را نفی نمیکند. اسلام، سرمایهداری را بر اساس آنچه در غرب و کارتلهای نفتی و انحصارطلبی غولها در اقتصاد جهانی مشاهده میکنیم را، نفی میکند.
تولید انبوه، توسعۀ کسب و کار، علممحوری، اقتصاد دانش بنیان، کسب روزی حلال و انفاق و کمک و توسعۀ سرمایه به مدد حمایت از مظلومین و رفع فقر، تضادی با آرمانهای اسلام و دیگر ادیان الهی ندارد.[4]
اسلام بر دستیابی به رشد اقتصادی و آبادی مزارع و سرزمینها و بهرهبرداری از منابع و سرمایههای طبیعی آن نیز تاکید کرده است:
در قرآن کریم آمده است: «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنْ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا»؛ ترجمه: «و او شما را از زمین به وجود آورد و از شما خواست که در آن آبادانی کنید.»[5]
در آیۀ ۲۷ سورۀ آل عمران آمده است که خداوند تبارک و تعالی به هر کسیکه بخواهد (شایسته بداند) بدون حساب، روزی میدهد: «اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ»؛ ترجمه: «بگو: خدیا! ای مالک همۀ موجودات! به هر که خواهی حکومت میدهی… و هر که را بخواهی بیحساب روزی میدهی.»[6]
اسلام با لیبرالیزم اقتصادی مخالفت میکند و در کل معتقد است که هر چیزی که انسان را از یاد خدا و مسیر خدا بازدارد، مردود است.
اسلام از آن بُعد سرمایهداری مخالف است که زیادهخواهی انسان، آزمندی، حرص، طمع، برتری ثروتمندان بر فقرا و خود برتربینی و شکمپرستی را ترویج دهد.[7]
در قرآن عظیمالشأن نيز سرمایهگذاری تولیدی و پرهیز از راکد گذاردن اموال و کنز و گنج کردن آنها، نیز مطرح گردیده است:
«وَاَلَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ»؛ ترجمه: «و کسانی که طلا و نقره را جمعآوری کرده و پنهان میکنند و آن را در راه خدا انفاق نمیکنند به کیفری دردناک نویدشان ده.»[8]
اندوختن طلا و نقره (که در دوران گذشته، وسیلۀ مبادله بوده و واحد پول را تشکیل میداده است) و اموال فراوان و متراکم، «کنز» است و هرگونه استفادۀ عمومی و سرمایهگذاری اموال، انفاق و خدمت به خلق است.
بنابراین تعالیم که نمونهای بسیار اندک دربارۀ مسائل مالی بوده روشن میگردد که به سرمایهها و اموال در اسلام با نگرشی بسیار اصولی و مثبت نگریسته شده و ثروت در جامعۀ اسلامی، جایگاهی ویژه دارد.[9]
ادامه دارد…