نویسنده: ایوب راسخ
الحاد نوین در ترازوی نقد
بخش اول
چکیده
الحاد نوین یا مدرن، در واقع شرح حال جریانی است که در اوایل قرن حاضر، با پخش و نشر سلسلهای از کتب پرفروش و در واکنش به رفتارها و عملکرد بعضی از گروههای افراطی، به عرصۀ افکار عمومی راه یافت.
اگرچه ریشههای این جریان به گذشتههای دور بر میگردد و مبانی و مفروضات آن، همان مبانی و مفروضات ملحدان پیشین است؛ اما جریان حاضر با اتخاذ رویکردی بسیار خصمانه و منفی، به جریانی تند و توفنده علیه دین و دینداران تبدیل شد. الحاد نوین که به سرکردگی یا به اصطلاح به پرچمداری افرادی چون داکینز، دنت، هریس و هیچنز شناخته میشود، با استفاده از دستاوردهای علمی و شبهات فلسفی به تبلیغ اندیشههای خود میپردازد.
نوشتۀ حاضر با رویکردی نقادانه به بررسی این اندیشهها پرداخته، با بررسی دقیق مؤلفههای الحاد نوین، تفاوتهای بنیادین آن با الحاد کلاسیک را واضح میسازد. بعضی از این خداناباوران، جهت پیاده نمودن اهداف خود دست به عمومی و همهفهم کردن علومی چون زیستشناسی، بهخصوص نظریۀ تکامل و انتخاب طبیعی، زدهاند و از این نظریه برای تهاجم بر باورهای خداباوران و مؤمنان استفاده مینمایند.
آنها برای اثبات باورهای ملحدانۀ خود به جای تکیه بر استدلال یا نقد دلایل و براهین مؤمنان، حوادث و رویدادهای تاریخی، رفتار و کردار برخی گروههای تندروی دینی را معیار داوری خود در مورد دین و خداباوری قرار میدهند.
همچنین خداناباورانِ مدرن بدون آن که ابتدا مبانی و معتقدات خود را اثبات کنند، با استدلال بر آنها چنین وانمود میکنند که باورهای دینی اموری تکاملی است و میتوان با توجه به نظریۀ تکامل آنها را تبیین تجربی و طبیعی کرد.
این مسئله، محققان و اندیشمندان زیادی را در سراسر جهان به تلاش و تکاپو در جهت نقد و برجسته ساختن بنیادهای سست، روشهای خِردگریزانه، دینسوز و دانشستیز آن واداشته است. آنچه در این میان تا حدی غایب است، نقد منصفانۀ الحاد و ارائۀ پاسخهای دقیق به شبهات آنها است؛ بنابراین پژوهش حاضر الحاد نوین را مورد بررسی قرار داده، ملحدان مدرن را در ترازوی نقد و بررسی بهگونه بیطرف و منصفانه به چالش میکشد. و ثابت میکند که:
اولاً طبیعتگرایی آن گونه که این ملحدان بر آن استدلال میکنند، یک نظریۀ علمی نیست؛ بلکه در واقع نوعی جهانبینی و نگرشی مابعدالطبیعی است؛
ثانیاً ملحدان در همین موضع مرتکب خطای آشکاری شدهاند و آن خلط معانی گوناگون طبیعتگرایی است؛
ثالثاً بر خلاف نظر آنها میان علم و دین تعارضی نیست، بلکه اگر تعارضی هست، میان طبیعتگرایی و علم است.
در این نوشته با روش توصیفی تحلیلی سعی شده است شبهات علمی و فلسفی الحاد نوین مطرح و پاسخی قناعتبخش به آن ارائه گردد.
کلیدواژه: الحاد نوین، انتخاب طبیعی، تعارض علم و دین، نظریۀ تکامل.
مقدمه
اول ثنا و ستایش، دعا و نیایش ذاتی را سِزد که انسان را به زیور خِرد و تفکر، اندیشه و تدبر آراسته نمود و سپس به دلیل داشتن این زیور ارجمند، گوهر ارزشمند و جوهر سودمند، انسان را گل سرسبدِ مخلوقات، اشرف موجودات و دلیل آفرینشِ کائنات، مقرر گردانید. سپاس خدای را سِزد که جهت رهایی انسان از یوغ اسارت، بردگی و حماقت و هدایت آن به خودشناسی و خداشناسی، به ترتیب آیین و ادیانی را فرو فرستاد و در این میان دین مبین اسلام را آخرین و کاملترین ادیان قرار داد؛ سپس برای دعوت و تبلیغ اسلام، سرور کائنات، سردار اولیا و خاتم انبیاء، حضرت محمد صلّیاللهعلیهوسلم را برگزید تا با اخلاق نیک و سرشت پسندیدهاش انسانها را از پرتگاه الحاد و گمراهی نجات بخشیده، به سرمنزل مقصود هدایت نماید. درود بیکران بر روان پاک منجی بشریت، هدایتگر انسانیت، حضرت محمد صلّیاللهعلیهوسلم که انسانها را برای رسیدن به سعادت اخروی از شقاوت دنیوی نجات بخشید و انسانیت را در مسیر تهذیب باطنی و آراستن ظاهری یاری نمود.
اینک بر اثر الطاف الهی، توفیقی حاصل شد و اثری دیگر نوشته آمد و بابی دیگر از علم و معرفت گشاده گشت و حقایقی پنهان از گفتار و کردار ملحدان و مروجان گمراهی، پدیدار گردید و نقاب دوستی از چهرۀ دشمنی آنها کنار رفت؛ از این بابت سر تعظیم بر درگاه او تعالی فرود میآورم.
دین و خداباوری از بدو پیدایش همواره با دینستیزی و خداناباوری همراه بوده است، در عصر حاضر که بشر با سرعتی حیرتآور در حال پیمودن مسیر پیشرفتهای علمی و تکنالوجیکی است، جریان فکری نوینی در عرصۀ دینستیزی و خداناباوری ظهور نموده که با گذشتۀ خود تفاوتهای چشمگیری دارد. اما نکتۀ قابل توجه این است که گاهی بهانۀ دینستیزی و مبارزه با خداباوری را خود جامعۀ دینداران یا رفتار برخی از گروههای افراطی به دست دیگران میدهند که این میتواند خطرناکترین نوع دینستیزی را به بار آورد.
الحاد نوین جریانی دینستیز است که برای مبارزه با خداباوری در روزگار کنونی بهانه را در رفتار برخی از دینداران دیده است.
اما الحاد جدید چیست؟ و این اصطلاح از چه زمانی رایج شد؟ دارای چه انواعی است؟ چرا این جریان را الحاد جدید نامیدند و تفاوت آن با الحاد به معنای مصطلح و رایج چیست؟ رهبران یا پرچمداران آن کیستند و بر چه مبانی و مفروضاتی تکیه دارند؟ این پرسشها و پرسشهایی از این دست، محور و مدار نوشتۀ حاضر است و تلاش شده است در این مجال به آنها پرداخته شود.
الحاد در طول تاریخ با فرازونشیبهای زیادی همراه بوده و همواره اقلیتی بسیار محدود به آن تمایل داشتهاند؛ اما الحاد جدید تعبیری است که در آغاز قرن بیستویکم، به عنوان یک نظام و باور تام ظاهر شده است. شایان ذکر است که الحاد جدید یک اصطلاح خاص علمی با سابقۀ طولانی و دارای تعریف دقیق و مشخص در متون علمی نیست؛ بلکه در این اواخر به عنوان وصف یک جریان دینستیز افراطی، مطرح و خیلی زود از طریق رسانههای جمعی به جوامع راه یافت و به اصطلاحی جاافتاده تبدیل شد.
شبهات و حملاتی که در عصر کنونی علیه دین و خداباوری مطرح میشود، در واقع موج توفنده از نویسندگانی است که انگار منتظر فرصتی برای حمله به دین و باورهای دینی بودند و البته ناگفته نماند که این فرصت مناسب را برخی از گروههای دینی افراطی فراهم کردند. این گونه شد که جریانی توفنده و حتی بینزاکت، هر آنچه در چنته دارد، علیه دیانت و دینداران به کار گرفته و سودای قدرت نیز در سر دارد که در صورت نیاز به قدرت، تکلیف دین و مؤمنان را مشخص کند. سرکردگان و پرچمداران این جریان دربارۀ ادیان توحیدی و باورهای دینی تنها به شکاکیت و بدبینی اکتفا نکردهاند، بلکه از آن متنفرند و اعلام انزجار نمودهاند. باید اذعان نمود که یکی از وجوه تمایز الحاد نوین با الحاد کلاسیک همین تنفر و غضبی است که نسبت به ادیان توحیدی دارند. به اعتقاد آنها باور به خدا صرفاً نامعقول نیست، بلکه خطرناک و شرّ قلمداد میگردد.


