زندگانی امام اعظم رحمهالله و مناظرات ایشان با پیروان عقاید و افکار باطل
نگاهی اجمالی به زندگانی امام ابوحنیفه رحمهالله
امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله، که نام کامل ایشان نعمان بن ثابت بن زوطی است، از بزرگترین متفکران و فقیهان جهان اسلام به شمار میرود. ایشان در سال ۸۰ هجری در شهر کوفه، که در آن روزگار از کانونهای برجستهی علم و فرهنگ محسوب میشد، دیده به جهان گشود. وی در خانوادهای اهل فضل و متمول پرورش یافت؛ پدرش، ثابت بن زوطی، مردی متدین و عابد بود که از طریق تجارت امرار معاش میکرد و در حرفهی خویش به تقوا و راستکرداری شهرت داشت. نقل است که ثابت، پدر امام ابوحنیفه رحمه الله، در اوان جوانی به مکه سفر کرده و در آنجا از محضر عالمان حرمین شریفین کسب فیض نموده بود.
امام ابوحنیفه رحمهالله از همان دوران کودکی، همراه با پدر به حجرهی بازرگانی میرفت و از نزدیک با اصول معامله، اخلاق تجاری و شیوهی صحیح برخورد با مشتریان و کسبه آشنا میگشت. این تجربه نه تنها سبب شد تا وی درکی عمیق از مناسبات اقتصادی و اجتماعی جامعه به دست آورد، بلکه در پرورش روحیهی امانتداری، صداقت و انصاف در معاملات نیز یاریگر او بود. پدر بزرگوارش که مردی خداترس بود، میکوشید تا فرزند خویش را بر بنیاد ارزشهای اخلاق اسلامی تربیت نموده و او را از آغاز با مفاهیم عدالت، رعایت حقوق دیگران و مسئولیتپذیری در اجتماع مأنوس سازد.
پس از درگذشت پدر، امام ابوحنیفه رحمه الله حرفهی بزازی (پارچهفروشی) را ادامه داد و با پایبندی به اصول شرعی در کسبوکار، به عنوان بازرگانی موفق و خوشنام در جامعهی کوفه شناخته شد. ایشان در حجرهی خود شریکی داشت که در امور تجاری وی را یاری میرساند و به کسبوکارشان رونق میبخشید. هرچند تجارت، ایشان را به جایگاه مطلوب مالی رسانده و زندگی آسودهای برایش فراهم کرده بود، اما این مشغله هرگز نتوانست روحِ تشنهی حقیقت و جویای علم او را سیراب سازد.
کوفه در آن مقطع، یکی از بزرگترین مراکز فقهی و علمی جهان اسلام بود. بسیاری از تابعین و شاگردان صحابه (رضیاللهعنهم) در این شهر سکنا داشتند و حلقههای درس و مناظرات علمی در مساجد کوفه از رونق بسزایی برخوردار بود. همین فضای علمی، امام ابوحنیفه رحمه الله را به تفکر و تحصیل دانش برانگیخت. نقطهی عطف زندگی ایشان زمانی رقم خورد که با یکی از بزرگترین عالمان آن عصر، یعنی شیخ شعبی رحمهالله (که از فقیهان نامدار تابعین بود)، ملاقات کرد و آن بزرگوار پی به استعداد فوقالعادهی وی برد.
در روایتی آمده است که روزی شعبی، امام ابوحنیفه را در کوفه دید و از او پرسید: «به چه کاری مشغولی؟» امام پاسخ داد: «در بازار به تجارت سرگرمم.» شعبی با نگاهی عميق به او نگریست و گفت: «من در تو نبوغ و توانایی علمی میبینم؛ سزاوار است که به حلقههای درس دین و مباحثات علمی روی آوری و دانشاندوزی را آغاز کنی.» این سخن بر دل امام ابوحنیفه رحمه الله نشست و ایشان را به راهی رهنمون ساخت که بعدها تأثیرش پهنهی گیتی را فراگرفت.
پس از این واقعه، امام ابوحنیفه رحمهالله با جدیت تمام در پی آموختن علوم دینی برآمد. ایشان در ابتدا در علم کلام و مباحث عقلی تبحر یافت و در مناظرات شرکت میجست، اما پس از مدتی دریافت که فقه اسلامی دانشی است که میتواند پاسخگوی نیازهای عملی مسلمانان باشد و نقشی تعیینکننده در هدایت جامعه ایفا کند. از این رو، به فقه و اصول آن روی آورد و نزد نامورترین استادان، همچون حماد بن ابیسلیمان رحمهالله که از مشهورترین فقیهان کوفه بود، شاگردی نمود.
امام ابوحنیفه رحمهالله در سالیان تحصیل، همواره به پیوند علم و عمل متعهد بود. ایشان هرگز تجارت خویش را به طور کامل رها نکرد تا در مسائل دینی، تحت تأثیر قدرت سیاسیِ هیچ حاکمی قرار نگیرد. وی بر این باور بود که یک فقیه باید آزادهاندیش باشد و بدون وابستگی به حکومت، در راه حق گام بردارد. این طرز تفکر بعدها سبب شد که ایشان در برابر خواستهی حکومتهای وقت برای پذیرش منصب قضاوت ایستادگی کند و در این راه رنجها و شکنجههای بسیاری را به جان بخرد.
از سوی دیگر، دانش ایشان در بخشي اقتصاد و تجارت باعث شد تا در فتاوای مربوط به مسائل مالی، دیدگاهی کارآمد و عمیق داشته باشند. مباحث مربوط به معاملات، عقود، بیوع، اجارات و شرکتهای تجاری که در فقه حنفی مطرح شده، حاصلِ نگاه عميق ایشان به نیازهای جامعه و تجربههای گرانبهایشان در دنیای تجارت است. همین خصوصيت سبب شد تا فقه حنفی بیش از هر مذهب دیگری مورد استقبال تجاران، کسبه و جوامع شهری قرار گیرد و به یکی از رایجترین نظامهای فقهی جهان اسلام مبدل ګردد.
درخشانترین جنبههای شخصیتی امام ابوحنیفه رحمهالله، افزون بر نبوغ علمی، تقوا، زهد و استقلال فکری ایشان بود. وی هرگز در برابر ظلم و استبداد سر تسلیم فرود نیاورد و حاضر نشد برای رسیدن به مناصب دنیوی، از اصول خویش عدول کند. این آزادگی و شجاعت، در کنار دانش بیرقیب، موجب گشت تا ایشان نه تنها در عصر خویش، بلکه در طول تاریخ، به عنوان یکی از اثرگذارترین چهرههای علمی و معنوی جهان اسلام شناخته شود.
امام ابوحنیفه رحمهالله نه تنها در فقه، بلکه در تمامی علوم اسلامی از جمله حدیث، کلام، تفسیر و اخلاق، آثار گرانقدری از خود به یادگار نهاد و شاگردانی تربیت کرد که هر یک نقشی بنیادین در ترویج معارف اسلامی ایفا کردند. امروزه همچنان آثار و مکتب ایشان مورد استفاده و مطالعهی پیروان فقه حنفی است و اندیشههایشان کماکان الهامبخشِ محققان علوم اسلامی میباشد.
این مقدمه، تصویری کلی از دوران کودکی تا سیر علمی و اخلاقی امام ابوحنیفه رحمهالله ارائه داد. اما برای معرفی هرچه بهتر جایگاه ایشان، بایسته است که آثار و اندیشههای وی به صورتی عمومی مورد ارزیابی قرار دهیم.[1]
کنیهی امام ابوحنیفه رحمهالله
کنیهی امام اعظم ابوحنیفه رحمهالله یکی از مباحث جالبتوجه و بحثبرانگیز در زندگانی این فقیه بزرگاست که ابعاد گوناگونی دارد. دربارهی علت انتخاب این کنیه، نظریات متعددی مطرح شده است. بسیاری از تحقیقگران و مورخان بر این باورند که کنیهی امام ابوحنیفه رحمهالله نه بر اساس ویژگیهای شخصی و نه به سبب داشتن فرزندی به این نام، بلکه به دلیل ویژگیهای معنوی و علمی ایشان برگزیده شده است. امام ابوحنیفه رحمه الله این کنیه را برای خویش اختیار نمود تا نوعی پیوند و دلبستگی به آیین و ملت «حنیف» را که در قرآن کریم به آن اشاره شده است، نشان دهد. در آیه شریفه: «مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا»، مقصود از «حنیف» رویآوردن به دین توحید و پرهیز از هرگونه انحراف است. امام ابوحنیفه رحمه الله با عنایت به ویژگیهای این واژه، آن را به نشانهی رویگردانی از باطل و پیروی از حقیقت برگزید.
همچنین، این کنیه میتواند نمادی از یک تحول علمی و معرفتی باشد که امام ابوحنیفه رحمه الله در آن روزگار پیش گرفت. ایشان که از بزرگترین فقیهان و متفکران اسلامی عصر خویش بود، در کنار دینداری و تقوا، برای علم و معرفت اهمیتی وافر قائل بود. از همین روی، برخی تاریخنگاران به این نکته اشاره کردهاند که امام ابوحنیفه رحمهالله با برگزیدن این کنیه، به نوعی خویش را با اصول علمی و فقهیِ مطرح در جامعهی اسلامی آن دوران پیوند زده است.
در میان دلایل متعددی که دربارهی کنیهی امام ابوحنیفه رحمه الله مطرح شده، نظریهی مربوط به مفهوم «حنیفه» در زبان عراقی بسیار قابل توجه است. به گفتهی محمد سلیمان کافی، در زبان عراقی «حنیفه» به معنای «دوات» (مشواڼۍ) است. به عبارتی دیگر، از آنجا که امام ابوحنیفه در طلب دانش و در راستای جمع آوری و تدوین علم فقه، همواره قلم و دوات با خود همراه داشت، به این کنیه شهره گشت. این نکته به طور غیرمستقیم بیانگر آن است که امام ابوحنیفهرحمه الله در سرتاسر عمر خویش، همواره در تلاش برای اعتلای دانش و بینش دینی بوده است.
افزون بر این، در برخی منابع آمده است که امام ابوحنیفه رحمهالله دختری به نام «حنیفه» داشته و این کنیه را از او گرفته است؛ اما این قول چندان قابل اعتماد نیست؛ چرا که امام ابوحنیفه رحمهالله تنها یک فرزند به نام حماد داشت و دختری به این نام برای ایشان ثبت نشده است. بر این اساس، این نظریه با زندگینامه و شواهد تاریخیِ موجود همخوانی ندارد.
در آخر، آنچه از مجموع دلایل و استنباطها برمیآید، این است که امام ابوحنیفه رحمهالله در برگزیدن این کنیه، نه تنها به ویژگیهای معنوی و دینی خود اشاره داشته، بلکه آن را نمادی از تعهد به دانش و نشانهای از مجاهدتهای علمی در راه تحکیم فقه اسلامی و ارائهی معناهای عمیق و متعالی در عرصههای گوناگون علم قرار داده است.[2]