اما عربهایی که در زمان گذشته به آیین ابراهیمی ایمان آورده بودند و بیت اللهالحرام در سرزمینشان قرار داشت، آنان نیز به دلیل فاصلۀ زمانیشان از عهد نبوت و انبیاء علیهمالصلاةوالسلام و محصور بودنشان در شبه جزیرۀ عربستان. شکار بتپرستیِ منحطی شده بودند که نظیر آن در هیچ جا بجز مشرکان هندوستان یافت نمیشد.
آنان بجز خدای واحد، خدایان متعددی اتخاذ نموده و معتقد بودند که این خدایانِ خودساخته، در نظم و تدبیر جهان شریک خدا هستند و بر نفع و ضرر و زندگی و مرگ دارای قدرت ذاتی میباشند.
کلیۀ عربها در پرستش بتها به بدترین شکل گرفتار شده بودند. نه تنها هر قبیله و منطقهای دارای بت مخصوصی بود، بلکه هر خانهای بت مخصوصی داشت.
در داخل خانۀ کعبه و محوطۀ آن که سیدنا ابراهیم علیهالسلام آن را صرفاً برای عبادت پروردگار یگانه ساخته بود، 360 بت وجود داشت.
آنان رفتهرفته از عبادت بتها به عبادات انواع سنگها روی آورده بودند و خدایانی از فرشتگان و جنها و ستارگان داشتند و معتقد بودند که فرشتگان، دختران خدا و جنها شریک وی هستند. به همین دلیل نیروی تأثیر جنها و فرشتگان اعتقاد پیدا کرده، به پرستش آنها مشغول شده بودند.[1]
کلبی میگوید: «در مکه هر خانوادهای بتی در منزلش داشت که آن را عبادت میکرد و هر کس آهنگ سفر داشت، آخرین کاری که قبل از سفر انجام میداد، دست کشیدن به بت بود و هر وقت از سفر باز میگشت، اولین کارش نیز دست کشیدن به بت بود.»
عربها در عبادت بتها سخت بیباک بودند. برخی خانهای و برخی بتی را انتخاب کرده بودند و کسی هم که توانایی ساخت خانه یا بتی را نداشت، سنگی را جلوی حرم یا جای دیگر نصب میکرد و به طواف آن مشغول میشد. نام این نوع بتها را انصاب میگذاشتند.
امام بخاری رحمهالله از ابورجاء عطاردی رحمهالله نقل میکند: «ما سنگ را پرستش میکردیم و چون سنگی بهتر مییافتیم اولی را دور میانداختیم و دومی را برمیداشتیم، هنگامی که هیچ سنگی نمییافتیم مقداری خاک جمع میکردیم و گوسفندی میآوردیم و روی آن خاکها آن را میدوشیدیم و سپس به طواف آن میپرداختیم.»
کلبی میگوید: «چون فردی به مسافرت میرفت و جایی منزل میکرد، چهار سنگ برمیداشت و بهترینِ آنها را به عنوان رب خود بر میگرفت و سه سنگ دیگر را به عنوان پایههای دیگش استفاده میکرد و چون از آن منزل کوچ میکرد، ربَّش را آنجا رها میکرد.»
عربها، مانند مشرکانِ هر دور و زمانی، خدایان متعددی از فرشتگان، جنها و ستارگان داشتند. معتقد بودند که ملائیک، دختران خدا هستند. بنابراین آنها را به نزد خدا، شفیع و واسطه میدانستند و پرستش میکردند و نزد خداوند به آنها توسل میجستند.
همینطور جنها را نیز با خدا شریک مینمودند و به قدرت و تأثیرشان ایمان داشتند و آنها را مورد پرستش قرار میدادند.
کلبی گوید: «بنو ملیح از طایفۀ خزاعه، جنها را پرستش میکردند.»
صاعد گوید: «قبیلۀ حمیر خورشید را میپرستیدند، کنانه ماه را، تمیم دبران (یکی از منازل ماه) را، لخم و جذام مشتری را، بنی طی سهیل را و بنی قیس شعری را و بنی اسد عطارد را میپرستیدند.»[2]