چهارم: عنایت عالمان به این مسانید، نگاشتن شروح، استنباط مسائل و نقد و بررسی آنها
پیشتر گذشت که خوارزمی رحمهالله پانزده مسند از امام ابوحنیفه رحمهالله را گردآوری نموده و آنها را بر پایه ابواب فقهی تنظیم کرده است. منهج و روش وی بدینگونه است که ابتدا حدیث را ذکر نموده و سپس جایگاه و جایگیری آن را در دیگر مسانید تبیین میدارد. پس از خوارزمی، عالمان کمر به خدمت این مسانید بستند؛ چنانکه بزرگانی پیش و پس از او به نقد و بررسی این آثار همت گماشته بودند.
پس از خوارزمی که در سال ۶۶۵ هجری قمری وفات یافت، حافظالدین محمد بن محمد بن شهاب بن یوسف الکردری، البریقنی الخوارزمی الحنفی، مشهور به ابنبزازی، که فقیه و اصولیِ نامداری بود، مسانید ابوحنیفه رحمهالله را گردآوری و ترتیب نمود. وی همچنین زوائد امام ابوحنیفه را در صحاح و سنن جمعآوری کرد و بر اسانید آن سخن راند و شواهد و متابعات آنها را استخراج نمود[1]. اثر ایشان به صورت نسخه خطی مشتمل بر ۱۲۲۷ حدیث در کتابخانه احمد ثالث محفوظ است. پس از وی، دیگر عالمان راه او را ادامه دادند که برخی به شرح و برخی به تلخیص این مسانید پرداختند.[2]
شروح مسند
اول: نخست، جمالالدین محمود بن احمد بن مسعود بن عبدالرحمن القونوی الدمشقی الحنفی این مسند را شرح کرده است؛ وی از علمای اصول، محدث و قاضی دمشق بود که در سال ۷۷۱ هجری وفات یافت.
او ابتدا مسند امام ابوحنیفه رحمهالله را تلخیص نمود و نام «المعتمد مختصر المسند» را بر آن نهاد؛ اسناد و احادیث مکرر را حذف کرد که این اثر در حجمی اندک (صد صفحه) در سال ۱۹۲۳ میلادی در ترکیه به چاپ رسید.
وی سپس این مختصر را شرح کرد و آن را «المستند» نامید. احادیث را تبیین نمود، کیفیت استدلال بر مسائل فقهی در مذهب حنفی را از آنها نشان داد و احادیثِ معارضِ مخالفان را نیز نقل کرد. او الفاظ غریب را شرح کرده و در باب برخی راویانِ «متکلمفیه» سخن رانده و آراء علما را در خصوص توثیق آنان روایت نموده است[3]. این شرح به صورت مخطوط است و در کتابخانهی الظاهریه به شماره ۳۱۳ ثبت شده است[4].
دوم: همچنین قاسم بن قطلوبغا بن عبدالله المصری، مشهور به قاسم الحنفی و ملقب به زینالدین، این مسند را شرح کرده است. وی فقیه، اصولی، مورخ و محدث بود که در سال ۸۰۲ هجری متولد و در سال ۸۷۹ هجری در قاهره وفات یافت[5]. شرح او «الامالی علی المسند» نام دارد. وی مسند امام ابوحنیفه رحمهالله را با مسندِ الحارثی ترتیب داد و پس از تنظیم بر وفقِ ابواب فقهی، نام «الامالی» بر آن نهاد.
در این الامالی — که مشتمل بر دو مجلد ضخیم است — تعلیقاتی بر احادیث نگاشته، الفاظ غریب را شرح نموده و وجه استدلال فقهای حنفی در خصوص مسائل فقهی را در این احادیث بیان کرده است. وی کتاب را با مناقب امام ابوحنیفه رحمهالله آغاز نمود، چنانکه خوارزمی نیز چنین کرده بود. او در پایان کتاب، بر ابن ابیشیبه و دیگر امامانی که احادیثی علیه ابوحنیفه رحمهالله روایت کردهاند، ردّیه نگاشته و در باب برخی رجالِ اسنادِ آن روایات سخن گفته است. شرح وی به صورت مخطوط در کتابخانهی اوقاف بغداد موجود است.
سوم: سپس جلالالدین سیوطی (متوفی ۹۱۱ هجری) این مسند را شرح کرد؛ اینکه عالمی شافعی، مسند ابوحنیفه رحمهالله را شرح نماید، اقدامی حایز اهمیت است. چنانکه پیشتر اشاره کردیم، وی رسالهای مستقل نیز در مناقب امام ابوحنیفه رحمهالله تألیف کرده و آن را «تبییض الصحیفه بمناقب ابی حنیفه رحمه الله» نامیده است. او پس از آن به شرح مسند ابوحنیفه رحمهالله پرداخت و نام «التعلیقة المنیفة علی مسند ابی حنیفه» را بر آن نهاد. وی در مقام تبصره بر این مسند، راه انصاف پیموده و با وجود شافعیمذهب بودن، تعصب مذهبی به خرج نداده است.
شوکانی میگوید: او برخلاف عادت خویش، در این تعلیقه بسیار اختصار نموده، اما مطالب سودمندی را آورده است[6].
چهارم: شرح دیگر را ملا علی القاری، علی بن سلطان محمد الهروی القارئ الحنفی، مشهور به نورالدین ناصر السنة المکی انجام داده است. وی از هرات به دیگر شهرهای اسلامی سفر کرد، در مکه مقیم شد و در سال ۱۰۱۴ هجری همانجا وفات یافت[7].
او مسند ابوحنیفه رحمهالله را به روایت الحصفی شرح کرد و تخریج احادیث آن را به نیکوترین وجه به سرانجام رساند؛ به گونهای که هنگام تخریج حدیث از کتبی چون صحیحین و غیره، باب یا کتابِ آن را نیز مشخص میکند. وی در بسیاری از موارد، درجهی حدیث و اقوال علما را دربارهی آن بیان میدارد. سپس به شرحی بسیار دقیق از حدیث میپردازد؛ عبارت مسند را میان دو کمان (پرانتز) مینویسد، نخست از سند آغاز کرده و به معرفی رجال سند میپردازد و سپس كلمهٔ حدیث یا اثر را شرح میکند. او احکام فقهی و دیگر استنباطاتی را که از حدیث به دست میآید، بیان مینماید و تنها به این بسنده نکرده، بلکه دیگر طرق و الفاظ حدیث را نیز ذکر میکند تا حدیثِ مورد شرح و حکمی که از آن روایت استنباط شده، تقویت گردد. این کتاب به چاپ رسیده و در میان مردم موجود است[8].
[1]الضوء اللامع لأهل القرن التاسع للسخاوي، شمس الدين محمد بن عبدالرحمن – طبع دار مكتبة الحياة – بيروت. تصوير عن طبعة ۱۳۱۳ هـ. ۱۰ / ۳۷، اكشف الظنون ۱ / ۲۴۲، الاعلام للزركلي، خيرالدين، طبع دارالعلم للملايين – لبنان، بيروت ۷ / ۲۷۴.
[2]ببینید: فهرست المخطوطات، مكتبه احمد الثالث بتركيا، الفتاوى بزازيه المشهوره للبزازي. شرح مختصر القدوري، مناسك الحج، مناقب ابي حنيفه.
[3]الدرر الكامنة ۴ / ۳۲۲، الفوائد البهية للكنوي ۲۰۷، الجواهر المضية ۲ / ۱۵۶، كشف الظنون ۱ / ۱۲۱.
[4]ببینید: فهرست المكتبة الظاهرية، اصدار المكتبة و طبع باشراف المجلس الاعلى لمجمع اللغة العربية بدمشق.
[7]البدر الطالع ۱ / ۴۴۵، كشف الظنون ۱ / ۲۴ او ۶۰ ، ايضاح المكنون فى الذيل على كشف الظنون، تألیف اسماعیل بن پاشا بن محمد امین، طبع دارالفكر بیروت، ۱۹۸۲ م . ۱/ ۲۱، ۹۰، معجم المؤلفین ۷ / ۱۰۰.
[8]ین کتاب بر شرح مسند ابی حنیفه از ملاعلی القاری مشهور است، در سال ۱۴۰۵ هجری کال که شیخ محی الدین خلیل المنسی در یک جلد که تقریباً ۶۰۰ صفحه دارد، بر این کتاب تحقیق هم کرده است.