
نویسنده: محمدعاصم اسماعیلزهی
کاپیتالیزم
بخش هفتم
۲. چگونگی پاسخ اقتصاد اسلامی به ایرادات اخلاقی دو نظام اقتصادی سرمایهداری و سوسیالیستی
قرآن و سنت، سه ویژگی اساسی را برای اقتصاد اسلامی فراهم میآورد:
نخستین مورد این است که پایۀ نظام اقتصاد اسلامی از قرآن و سنت و فقه و دیگر علوم اسلامی که بر پایۀ قرآن و سنت استوارند، استخراج میشود.
دومین مورد آن است که این دو، تنها منبع معتبر برای ارزشهای مورد نیاز در تحلیل اقتصادی هستند.
سومین مورد آن است که در قرآن و سنت نوع دیگری از اطلاعات وجود دارد که در تحلیلهای اقتصادی میتوانند پر کاربرد باشند.
برای نمونه: «وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَلَكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ»؛ ترجمه: «و اگر خدا روزی بندگانش را وسعت دهد، مسلماً در زمین سر به عصیان برمیدارند؛ اما آنچه را بخواهد به اندازهای میخواهد (و مصلحت است) فرو میفرستد، به راستی که او به حال بندگانش آگاه بینا است.»[1]
و یا نمونهای دیگر: «كَلاَّ إِنَّ الإنسان ليطغَى أَن رَّآهُ استغنى»؛ ترجمه: «این چنین نیست (که انسان سپاسگزار باشد) مسلما انسان سرکشی میکند. همین که خود را بینیاز پندارد.»[2]
این دو آیه، یک اثر از افزایش اساسی در ثروت و درآمد را بر رفتار انسانی نشان میدهد. این در حالی است که در دو نظام اقتصادی مذکور به این اثر توجه نشده است. در این آیهها، بشر را موجودی که دارندۀ تمایل قوی و اشباع ناپذیر به ثروت است، توصیف میکند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم همین اندیشه را در بسیاری از احادیث معتبر و معروف تأکید کرده:
“لو كان لابن آدم واديان من مال لابتغى واديا ثالثا ولا يملأ جوف ابن آدم إلا التراب ويتوب الله على من تاب” ترجمه: «هرگاه فرزند آدم دو وادی از طلا داشته باشد دوست میدارد که وادی سوم را هم داشته باشد، و شکم فرزند آدم را جز خاک چیز دیگری هرگز پر نمیتواند کند. و خداوند میپذیرد توبۀ هرکس را که بخواهد.»[3]
بنابراین، ثروتطلبی انسان میتواند نامحدود باشد، مگر عامل دیگری، مانع این تمایل نامحدود انسان شود. در این زمینه، قرآن به این رابطۀ نامرئی، اما مشخص اشاره میکند که اعتقاد به پاداشهای آخرت، گرایش طغیانگرانه به تمایل بیشتر ثروت را تعدیل میکند؛ بنابراین، در این سورهها دو رابطه مطرح هستند: تمایل نامحدود انسان به ثروت، و امکان تعدیل این تمایل وقتی که انسان به سرای آخرت ایمان داشته و منافع اخروی خود را بر منافع دنیوی ترجیح دهد.[4]
این رویکردی است که در اقتصاد اسلامی به آن میرسیم؛ زیرا احکام و قوانین اسلامی، مسلمانان را به انجام اموری همچون؛ اعتدال، نفی زیادهخواهی، توجه به دیگران، حقوق مردم را پرداختن و نظایر اینها ملزم میکند. و این باعث میشود که افراد با هم همکاری و مشارکت بیشتری داشته و همدیگر را در اموال شریک بدانند.
اسلام جامعه را بر اساس روحیۀ تعاون و همکاری پایهگذاری کرده است، هر عضوی از جامعه با دیگری در ارتباط است و در جامعهای که زندگی میکند به سایرین کمک و یاری میکند و همگی با یکدیگر برادرند، وقتی چنین نگرشی نسبت به سایر افراد جامعه حاکم باشد جامعه در جهت پیشرفت حرکت میکند؛ زیرا همۀ افراد جامعه مکمل یکدیگرند و افراد به دنبال نفع شخصی و انباشت سرمایه به همان شکلی که در اقتصاد رایج است، نمیروند.
اسلام بسیاری از احکام اقتصادی خود را بر اساس ارزشهایی مبتنی بر همکاری بر پا کرده که اگر آن ارزشها نبود قوانین اقتصادی در اجرا و عمل با مشکل روبرو میشد.[5]
مردم در فعالیتهای اقتصادیشان آزادند به سمت انواع فعالیتهای اقتصادی بروند، و خودشان مسئول نتایج تصمیمها و انتخابهای اقتصادیشان هستند. عوامل تولیدی را که مالکند یا کالاهایی را که میخواهند مبادله کنند، در بازار خرید و فروش میکنند.
کسیکه فقط مالک عمل خود است، برای فروش خدمات خود به بازار میرود و با آنچه به دست میآورد، کالاها و خدماتی را که نیاز دارد، میخرد و کسیکه داراییها و کالاهای تولیدی یا مصرفی یا ابزار تولید را مالک است، وارد بازار میشود و هیچ صاحب حقی از حق خود محروم نمیشود و لازم نیست ثروتمند با فقیر در مال برابر باشند.
لذا سیستم اقتصاد سرمایهداری و هم سیستم اقتصاد سوسیالیزم ارزشهای معین خود را ترجیح داده و هر دو سیستم دارای مشکلات اخلاقی بسیاری هستند. [6]
ادامه دارد…