Close Menu
    Facebook X (Twitter) Telegram WhatsApp
    Facebook X (Twitter) Telegram WhatsApp
    • انتخاب زبان
      • پښتو
      • English
      • العربیة
    • صفحۀ اصلی
    • تحلیل روز
    • اسلام
      • پیامبر اسلام ﷺ
      • قرآن کریم
      • مسلمان
      • عقیده
      • ایمان
      • عبادات
      • معاملات
      • فقه
      • جهاد
      • سیمای اسلام
      • اقتصاد اسلامی
      • مدیریت اسلامی
      • ثقافت اسلامی
      • تصوف
      • جنایات
      • ممنوعیت‌ها
      • احادیث
      • تفسیر مهاجر
      • اقوال علما
    • ادیان
      • یهودیت
      • مسیحیت
      • بودائیت
      • هندویزم
      • زرتشتی
      • شیطان پرستی
      • کنفوسیوس
    • نظریات
      • الحاد
      • سیکولاریسم
      • لیبرالیسم
      • سوسیالیسم
      • کمونیسم
      • دموکراسی
      • کپتالیسم
      • فدرالیسم
      • فاشیسم
      • فیمنیسم
      • مارکسیسم
      • نشنالیسم
      • استعمار
      • مکتب فرانکفورت
      • ساینتولوژی
      • اومانیزم
      • فراماسونری
    • فتن
      • فرقۀ معتزله
      • فرقۀ مرجئه
      • فرقۀ جهمیه
      • فتنه خوارج
      • فتنه روافض
      • فتنه استشراق
      • فتنه غامدیت
      • فتنه قادیانیت
      • فرقۀ قدریه
      • فرقۀ کرامیه
      • دجال
    • عظماء‌ الأمة
      • اصحاب کرام
        • حضرت ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه
        • حضرت عمر فاروق رضی‌الله‌عنه
        • حضرت عثمان رضی‌الله‌عنه
        • حضرت علی رضی‌الله‌عنه
        • حضرت خالد بن ولید رضی‌الله‌عنه
        • حضرت فیروز دیلمی رضی‌الله‌عنه
        • حضرت عبدالله ابن زبیر رضی‌الله‌عنه
      • امهات المؤمنین
      • علماء اسلام
        • علامه سید ابوالحسن ندوی رحمه‌الله‌
        • امام اعظم ابو حنیفه رحمه‌الله
        • امام بخاری رحمه‌الله
        • امام ترمذی رحمه‌الله
        • امام غزالی رحمه‌الله
        • شاه ولی‌الله دهلوی رحمه‌الله
        • سید جمال الدین افغان
        • مولانا جلال الدین بلخی رومی رحمه‌الله
      • حکماء مسلمان
        • سلطان صلاح الدین ایوبی رحمه‌الله
        • عمر بن عبدالعزیز رحمه‌الله
        • سلطان یوسف بن تاشفین رحمه‌الله
      • ساینس دانان اسلام
    • تهذیب و تمدن
      • تمدن اسلامی
      • تمدن‌های شرق و غرب
      • رد پای تاریخ
    • متنوع
      • پیام رمضانی
      • نور و تاریکی
      • گزارش‌ها
    • کتابخانه
    Facebook X (Twitter) Telegram WhatsApp
    کلمات فارسیکلمات فارسی
    شما درHome»نظریات و مکاتب فکری»مکتب فرانکفورت»نگاهی گذرا به مکتب فرانکفورت «بخش هشتم»
    مکتب فرانکفورت

    نگاهی گذرا به مکتب فرانکفورت «بخش هشتم»

    محمد فاتحBy محمد فاتحیک _24 _آگست _2025AH 24-8-2025ADUpdated:دو _25 _آگست _2025AH 25-8-2025ADبدون دیدگاه7 Mins Read
    اشتراک گذاری Facebook Twitter Telegram WhatsApp
    اشتراک گذاری
    Facebook Twitter Telegram Email WhatsApp
    نویسنده: م. فراهی توجگی

    نگاهی گذرا بر مکتب فرانکفورت

    بخش هشتم

    «تئودور آدورنو» بدون‌شک مهم‌ترین متفکر مکتب فرانکفورت است، او در این مکتب نیروی واسطۀ بسیار مهمی بین مارکسیسم و سایر مکاتب فلسفه و بین خود فلسفه و جامعه‌شناسی و مطالعات فرهنگی بود. مطالعات وی دربارۀ هگل، هایدگر، هوسرل، کی‌یرکگور و دیگر فلاسفۀ عمده از نظر دقت هوشمندانه بی‌همتاست.
    آدورنو تحت تأثیر فلاسفۀ بزرگی همچون والتر بنیامین، ماکس هورکهایمر، هگل، مارکس و نیچه بود.[1]
    تئودورلودویگ ویزنگروند آدورنو در یازدهم سپتامبر ۱۹۰۳ در فرانکفورت به دنیا آمد او یگانه فرزند تاجری ثروتمند، بافرهنگ و یهودی به نام اسکار ویزنگروند بود که چند ماه پس از تولد پسرش، به دین مسیحیان پروتستان در آمد. مادرش اشراف‌زادۀ کاتولیکی از اهالی کرس به نام ماریا کالولی بود.
    تئودور ویزنگروند در جوانی به نام خانوادگی مادرش، یعنی آدورنو در زمینۀ موسیقی مقاله می‌نوشت و سرانجام در سال ۱۹۴۲ در ایالات متحده، این نام را برای همیشه برگزید. در نوجوانی به آموختن موسیقی پرداخت و چنان در نواختن پیانو مهارت داشت که همگان به تحسین او می‌پرداختند.
    در سال ۱۹۱۸، زیگفرید کراکائر، یکی از دوستان خانوادگی که ۱۴ سال از تئودور بزرگ‌تر بود، کتاب‌هایی از کانت، هگل، مارکس، بلوخ و لوکاچ به او هدیه داد. آدورنو هدایای او را با دقت خواند و همین موضوع باعث علاقه‌اش به فلسفه و علوم اجتماعی شد. در سال ۱۹۲۰ «نظریۀ رمان» لوکاچ را که تازه به‌صورت کتاب منتشر شده بود، خواند و سخت تحت تاثیر آن قرار گرفت. سال بعد لیسه را به پایان رساند و برای تحصیل فلسفه به دانشگاه یوهان ولگانگ گوته وارد شد. سه سال بعد رشتۀ فلسفه را با نگارش رساله‌ای دربارۀ پدیدارشناسی هوسرل به پایان برد و در آن زمان فقط ۲۱ سال سن داشت. استاد محبوب آدورنو در مقطع دکترا فردی به نام کورنلیوس بود که او را با نوشته‌های فیلسوفان نوکانتی آشنا کرد و به تمایل‌های سیاسی چپ‌گرایانۀ او دامن زد. در جریان درس‌های کورنلیوس بود که در سال ۱۹۲۲ با مارکس هورکهایمر آشنا شد و رفاقت و همکاری‌شان تا پایان زندگی ادامه یافت. به تشویق هورکهایمر، به مطالعۀ روانشناسی پرداخت و دانش او در این زمینه در آثارش تأثیر زیادی گذاشت. آدورنو برای ادامۀ تحصیل در زمینۀ موسیقی در سال ۱۹۲۵ به وین رفت و در بهار سال ۱۹۲۷ به فرانکفورت بازگشت. او در همان زمان به انجمن پژوهش‌های اجتماعی که در آن زمان کارل گرونبرگ رئیسش بود، پیوست. در تابستان همان سال از پایان‌نامۀ دکترای خود دربارۀ مفهوم ناخودآگاه در نظریۀ برین ذهن دفاع کرد. از آن پس آدورنو به ارائۀ درس‌هایی در زمینه‌های فلسفه و موسیقی پرداخت. در همان زمان به دختری به نام گرتل کارپلوس دل بست و برای دیدن او مدام به برلین سفر می‌کرد. در این سفرها بود که وی با دوستان گرتل، از جمله برتولت برشت و والتر بنیامین، آشنا شد. دوستی با بنیامین راه‌گشای مسیری تازه‌ در فعالیت فکری‌اش شد. در همین سال‌ها او با هربرت مارکوزه که شاگرد مارتین هایدگر بود، نیز آشنا شد. یکی از مهم‌ترین دلایل جدایی مارکوزه از فلسفۀ هایدگر را بحث‌های آدورنو با وی عنوان می‌کنند. در سال ۱۹۳۱ که هورکهایمر به ریاست انجمن پژوهش‌های اجتماعی برگزیده شد، آدورنو نیز جدی‌تر مشغول کار شد و مقاله‌ای با عنوان «شرایط اجتماعی موسیقی» منتشر کرد. مارکوزه نیز کار خود را در انجمن آغاز کرد و به راهنمایی او بود که آدورنو نخستین آثار مارکس را که تازه انتشارشان شروع شده بود، مطالعه کرد. از آن پس، مفهوم ازخودبیگانگی همچون بیانی دیگر از شی‌شدگی که لوکاچ در «تاریخ و آگاهی طبقاتی» پیش کشیده بود، در آثار آدورنو جایگاه ویژه‌ای یافت.
    آدورنو همچنین به مطالعۀ جدی در مورد ریشه‌های فلسفۀ هستی پرداخت که نتیجۀ آن کتاب بحث‌برانگیز «کیرکه گارد: شالوده‌ریزی زیبایی‌شناسی» شد[2] که بررسی چالشی و انتقادی اندیشۀ فیلسوف دانمارکی (کیرکه گارد) بود.
    در هشتم ماه مه ۱۹۳۱، آدورنو درس‌گفتاری با عنوان (فعلیت فلسفه) ارائه کرد که در بررسی اندیشۀ فلسفی او اعتباری استثنایی دارد. این متن پس از مرگ آدورنو منتشر شد.
    به قدرت رسیدن هیتلر و مهاجرت آدورنو به انگلیس و آمریکا
    فعالیت آدورنو در زمینۀ تدریس و نویسندگی تا سال ۱۹۳۳ که نازی‌ها قدرت را در آلمان به دست گرفتند، ادامه یافت. یکی از نخستین کارهای هیتلر در زمینۀ فعالیت‌های فرهنگی و دانشگاهی تعطیلی انجمن پژوهش‌های اجتماعی فرانکفورت بود. با افزایش فشارهای سیاسی اعضای انجمن از آلمان خارج شدند. هورکهایمر به سوییس رفت و آدورنو راهی آکسفورد شد. او به یاری شناسنامه‌ای جعلی چندبار به آلمان سفر کرد و توانست بسیاری از اسناد انجمن را به ژنو منتقل کند. در اواخر سال ۱۹۳۷ در جریان اقامت کوتاهی در برلین با گرتل کارپلوس ازدواج کرد. آنان در فوریه ۱۹۳۸ به نیویورک رفتند، جایی که هورکهایمر انجمن را به‌عنوان بخشی از دانشگاه کلمبیا بازگشایی کرده بود.
    آدورنو بعد از خروج از آلمان، حدود چهار سال در انگلستان در دانشگاه آکسفورد زندگی کرد و در این سال‌ها نظراتش را بیشتر در زمینۀ موسیقی ارائه کرد. از جمله کارهای او در این سال‌ها تهیۀ نخستین نسخۀ «منش بت‌وارۀ موسیقی» بود که مهم‌ترین مقاله‌اش در مخالفت با «صنعت فرهنگ‌سازی» به شمار می‌رود.[3]
    آدورنو پس از ورود به آمریکا، در دانشگاه پرینستن با پل لازارسفلد به همکاری پرداخت، اما طبیعی بود که وی نمی‌تواند با لازارسفلد برای مدتی طولانی کنار بیاید، چون لازارسفلد پوزیتیویست و از معتقدان سرسخت روش پژوهش‌های ریزنگارانۀ اجتماعی و تحقیق‌های محلی، استوار بر پرس‌وجوهای فردی بود. به‌همین‌خاطر، پس از یک سال، همکاری آن دو باهم قطع شد، نتیجۀ کار یک‌سالۀ آن دو فقط چند مقاله دربارۀ نقش رادیو در ویران‌کردن تأثیر موسیقی بود.
    در سال‌های بعد آدورنو به کالیفرنیا رفت، او در فاصلۀ سال‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۲ همراه با لئو لوونتهال در پژوهشی دربارۀ «ضد یهودیت» شرکت کرد و برای این طرح مقاله‌ای با عنوان «ضد یهودیت و تبلیغات فاشیستی» نوشت که در سال ۱۹۴۶ منتشر شد. در سال ۱۹۴۲، هورکهایمر به طرحی قدیمی دربارۀ منطق دیالکتیک روی آورد و برای انجام آن از اعضای انجمن، از جمله آدورنو، کمک خواست. آدورنو در جریان انجام این کار متوجه شد که این طرح صرفا نمی‌تواند به‌صورت فلسفی پیش رود و ناگزیر باید به بررسی‌های تاریخی، اجتماعی و فرهنگی پرداخت. به اعتقاد او، برای تحلیل دیالکتیک راهی جز دقت در تاریخ و مسیر مدرنیته و ایجاد بحثی نقادانه وجود ندارد. این اندیشه در طول سال ۱۹۴۳ در او قدرت گرفت و یک سال بعد در سانتامونیکا، در جنوب کالیفرنیا، با هورکهایمر به بحث‌هایی در مورد مدرنیته پرداخت. همسرش گرتل از این بحث‌ها یادداشت برمی‌داشت و آن دو، نوشته‌ها را با دقت بازنویسی می‌کردند. نتیجۀ آن سه سال بعد به‌صورت کتابی در آمستردام با عنوان «دیالکتیک روشنگری» منتشر شد. این کتاب که انتقادی تلخ و بی‌رحم از روزگار نو، خرد ابزاری و صنعت فرهنگ‌سازی است، سال‌ها طول کشید تا به فروش برود، ولی در دهۀ ۱۹۶۰ و در جریان جنبش رادیکال آن دوره، این کتاب بارها تجدید چاپ و به زبان‌های مختلف ترجمه شد. اساس بحث آدورنو در این کتاب دربارۀ خردورزی مدرن، سرمایه‌سالاری، نادرستی تلقی مدرن از مفهوم پیشرفت، مخاطرات علم و تکنولوژی، صنعت فرهنگ و نقادی‌اش از برداشت سودجویانۀ انسان از طبیعت است، آدورنو که در زمان همکاری با لازارسفلد می‌گفت که پژوهش دربارۀ شی‌شدگی، ازخودبیگانگی، بت‌وارگی کالاها و آگاهی دروغین نمی‌تواند از روش‌های تجربی به جایی برسد و فرستادن پرسش‌نامه برای قربانیان آن‌ها دردی را دوا نمی‌کند، در سال پایانی جنگ درگیر پژوهش‌های مفصلی با موضوع «شخصیت اقتدارگرا» شد و به مسائلی چون نفرت نژادی و بیگانه‌ستیزی توجه کرد. نتیجۀ کار او و همکارانش در قالب کتابی پرحجم با عنوان «شخصیت اقتدارگرا» منتشر شد.از دیگر کارهای آدورنو در آمریکا می‌توان به سه کتاب: «موسیقی فیلم»، «فلسفۀ مدرن» و «اخلاق کوچک» اشاره کرد. کتاب اخلاق کوچک در برابر کتاب اخلاق بزرگ ارسطو نگاشته شده و مجموعه‌ای از قطعه‌های کوتاه و یکی از مهم‌ترین آثار آدورنو است که در فاصلۀ سال‌های ۱۹۴۴ تا ۱۹۴۷ نوشته است. دشواری‌های گاه تحمل‌ناپذیر در مهاجرت در این کتاب انعکاس یافته است. لحن کتاب از نظر روش بیان بهترین کار نویسنده شناخته شده و یادآور لحن نوشته‌های نیچه و همراه با طنزهای تلخ و مطایبۀ رندانه است. خود آدورنو در قطعه‌ای از این کتاب نوشته است: «مطایبۀ رندانه بهترین ابزار است برای نمایش فاصلۀ ایدئولوژی و واقعیت.»[4] هدف او از نگارش کتاب نیز نمایش همین فاصله بود.
    ادامه دارد…
    بخش قبلی | بخش بعدی

    [1]. تئودور آدورنو: ۱۹۶۹-۱۹۰۳.

    [2]. احمدی، بابک. خاطرات ظلمت: دربارۀ سه اندیشگر مکتب فرانکفورت.

    [3]. احمدی، بابک. خاطرات ظلمت: دربارۀ سه اندیشگر مکتب فرانکفورت.

    [4]. احمدی، بابک. خاطرات ظلمت: دربارۀ سه اندیشگر مکتب فرانکفورت.

    آدورنو اندیشه مکتب فرانکفورت به قدرت رسیدن هیتلر فرهنگ‌سازی فلسفهٔ هایدگر لازارسفلد مکتب فرانکفورت هورکهایمر
    Share. Facebook Twitter Email Telegram WhatsApp Copy Link
    محمد فاتح

    Related Posts

    اسلام و دموکراسی | بخش: 47 و پایانی

    یک _4 _آکتوبر _2026AH 4-10-2026AD

    اسلام و دموکراسی | بخش: 46

    شنبه _3 _آکتوبر _2026AH 3-10-2026AD

    اسلام و دموکراسی | بخش: 45

    پنج _1 _آکتوبر _2026AH 1-10-2026AD
    Leave A Reply Cancel Reply

    از دست ندهید

    مقتداء {امام اعظم أبوحنیفة رحمه الله} | بخش: 42

    اقوال علما | پند مرگ 8

    حدیث روز | عدالت میان فرزندان 11

    مقتداء {امام اعظم أبوحنیفة رحمه الله} | بخش: 41

    ما را در صفحات مجازی دنبال کنید
    • Facebook
    • Twitter
    • Instagram
    • Telegram
    • WhatsApp
    در باره کلمات

    اداره‌ی علمی و تحقیقاتی(کلمات) یک اداره‌ی دَعَوی اهل سنت و الجماعت بوده که به‌طور مستقل، در راستای ترویج ارزش‌های ناب اسلامی، تحقق اهداف رفیع شریعت مقدس اسلام، مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب، اعلای کلمة الله و بیداری امت اسلامی فعالیت می‌نماید.
    این اداره که از جانب خیرین و تجار مسلمان حمایت می‌شود، از عموم مسلمانان تقاضای هم‌کاری همه جانبه را دارد.

    نشرات مشهور

    مقتداء {امام اعظم أبوحنیفة رحمه الله} | بخش: 42

    شنبه _24 _آکتوبر _2026AH 24-10-2026AD

    اقوال علما | پند مرگ 8

    شنبه _24 _آکتوبر _2026AH 24-10-2026AD
    کلمات را در صفحات مجازی [دنبال کنید]
    • Facebook
    • Twitter
    • YouTube
    • Telegram
    • Instagram
    • WhatsApp
    جمله حقوق برای اداره کلمات محفوظ است
    • صفحه اصلی
    • تحلیل روز
    • عظماء‌ الأمة
    • کتابخانه

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.