نویسنده: عبدالله زمانی

فراماسونری

بخش چهل­ودوم

ادامۀ مبحث تعلق و ارتباط یهود با فراماسونری
ستون‌های فراماسونری و تعلق آن‌ها به تعالیم یهودیت
معروف است که محافل ماسونی دارای سه ستون هستند. «شاهین مکاريوس» این سه ستون را نماد سه چیز دانسته است: «قدرت»، «حکمت» و «زیبایی.»  اما اندکی بعد دوباره می‌گوید که این ستون‌ها در حقیقت نماد سلیمان پادشاه اسرائیل، «حيرام» پادشاه صور و «حيرام آبی» هستند؛ یعنی همان سه استاد بزرگ.[1]
به نظر می‌رسد فراماسونری برای ماسون تازه‌وارد، این ستون‌ها را به صورت نماد قدرت، حکمت و زیبایی معرفی می‌کند؛ اما هنگامی که ماسون به درجات بالاتر می‌رسد، به او گفته می‌شود که این ستون‌ها در واقع نماد سلیمان، حيرام و حيرام آبی هستند.
با این حال، وقتی دوباره به منابع فراماسون‌ها مراجعه می‌کنیم، تفسیر توراتی تازه‌ای را مشاهده می‌کنیم  و در می‌یابیم که این ستون‌ها اشاره به ستون آتش و ستون ابر دارند؛ همان دو نشانه‌ای که خداوند آن­ها را برای بنی‌اسرائیل قرار داد تا در هنگام خروج از مصر در روشنایی روز حرکت کنند و ابر نیز راه فرعون را هنگام تعقیب آنان تاریک سازد تا نتواند به آنان دست یابد. گفته می‌شود که سلیمان پادشاه دستور داد این دو ستون در ورودی هیکل قرار داده شوند تا یادبودی برای بنی‌اسرائیل باشند؛ به گونه‌ای که هنگام ورود به هیکل و خروج از آن برای عبادت خداوند، آن­ها را ببینند.
بنابراین، این ستون‌ها تفسیرهای گوناگونی دارند که بسته به مخاطب بیان می‌شود؛ اما در نهایت، ریشه و نماد آن­ها یهودی است[2]، که این خود، تعلق و ارتباط عمیق یهودیت و فراماسونری را اثبات می‌کند.
«شاهین مکاریوس» به‌عنوان کسی­که استاد اعظم و رهبر فراماسونری به حساب می‌آید، تقریباً هیچ نماد و بخشی را از فراماسونری رها نکرده است مگر این‌که برای آن توضیح و تشریحی ارائه کرده است؛ زیرا او خود را مسئول و موظف تبیین ماهیت و حقیقت این حرکت می‌دانسته است. از جملۀ این نمادها نقطه‌ای درون یک دایره، دو خط موازی، یک کتاب و نردبانی که به سوی آسمان بالا می‌رود است.
او می‌گوید: «در هر محفلی که به‌طور قانونی و منظم تأسیس شده باشد، نقطه‌ای در داخل دایره‌ای قرار دارد که هیچ ماسونی نمی‌تواند از آن منحرف شود. این دایره از سمت شمال و جنوب به‌وسیلۀ دو خط مستقیم و موازی محدود شده است؛ یکی از این دو خط نماد موسی پیامبر علیه‌السلام و دیگری نماد سلیمان پادشاه علیه‌السلام است. در بالای اینها کتابی قرار دارد که نردبان یعقوب بر آن قرار گرفته و انتهای آن به آسمان می‌رسد. اگر ما محتوای این کتاب را بدانیم و مطابق دستورات آن عمل کنیم، همانند این دو خط موازی، ما را به راه حق هدایت خواهد کرد؛ راهی که در آن نه فریب می‌دهیم و نه فریب می‌خوریم و هنگامی که در اطراف این دایره حرکت می‌کنیم، ناچار با این دو خط موازی روبه‌رو می‌شویم؛ و اگر ماسون خود را بر این اساس نگاه دارد، هرگز دچار خطا نخواهد شد.»[3]
اما نکتۀ مورد نظر ما این است که این کتاب و نردبان در تورات نیز وجود دارند و ازاین­رو می‌توان گفت که تمام نمادهای ماسونی از آغاز تا پایان ریشه در تورات دارند و این خود بزرگ­ترین نشانه از تعلق و ارتباط این دو با هم است.
نقش یهودیت در گسترش فراماسونری در بریتانیا و ایالات متحدۀ آمریکا
در آغاز قرن هجدهم، پادشاه بریتانیا جرج اول (۱۷۱۴۱۷۲۷) بر این کشور حکومت می‌کرد و او خود ماسون بود. از همان زمان ماسونری در بریتانیا گسترش یافت. «هیپس» در کتاب «الكتاب المقدس للشعوب المغلوبة» می‌نویسد: «از روزی که پادشاه بریتانیا ریاست محفل ماسونی را بر عهده گرفت، دیگر در میان رجال سیاسی و شخصیت‌های برجستۀ بریتانیا کسی باقی نماند که به این محفل نپیوسته باشد؛ محفلی که یهودیان آن را مطابق اهداف و مقاصد خود هدایت می‌کنند. از آن زمان، نفوذ یهودیان تنها در احزاب سیاسی محدود نماند، بلکه به کنترل کامل بر سرنوشت ملت نیز گسترش یافت؛ تا جایی که یهودیان در کشور ما برتر از همه قرار گرفتند.»[4]
سپس آن­ها کوشیدند ماسونری را در مستعمرات خود نیز گسترش دهند؛ به‌گونه‌ای که هر جا وارد شدند، ماسونری و همراه آن قادیانیه یا دست‌کم بهائیت نیز در آنجا پدیدار شد.
از بریتانیا این جریان به ایالات متحدۀ آمریکا نیز رسید. روزنامۀ فرانسوی لوموند در شمارۀ ۱۷ و ۱۸ سپتامبر ۱۹۷۸م. مقاله‌ای دربارۀ ماسونری و صهیونیزم منتشر کرد و در آن نوشت که دولت جیمی کارتر بیش از هر دولت پیشین آمریکا دوستدار یهودیان و ماسونری بوده است.[5]
در ادامۀ مطالب پیشین، «موفق العمری» در کتاب «الماسونیة والبهائیة» می‌نویسد: «سفارت بریتانیا در بغداد و کنسولگری آن در بصره به محافل ماسونی کمک می‌کردند. محفل «بابل» در بصره گاه جلسات خود را در کلیسای «سنت پیتر» برگزار می‌کرد؛ همان کلیسایی که پس از ۱۷ ژوئیه ۱۹۶۸م. تحت تعقیب قرار گرفت؛ زیرا از آن سیگنال‌های بی‌سیم ارسال می‌شد. بعدها مشخص شد که برخی جاسوسان دستگاه بی‌سیمی را به آنجا منتقل کرده بودند.»[6]
در ادامۀ تعلق و ارتباط آموزه‌های یهودیت و فراماسونری به موضوع سقف محفل ماسونی و ارتباط عمیق آن با آموزه‌های یهودیت می‌پردازیم.
سقف محفل ماسونی به رنگ آسمان است و می‌توان از طریق نردبانی به نام نردبان یعقوب علیه‌السلام به آن رسید. این نردبان چنین نامیده شده است؛ زیرا «رفقه»، همسر محبوب اسحاق علیه‌السلام ، به الهام الهی دانست که روح همسرش دارای برکت است. در آن هنگام یعقوب علیه‌السلام با خدا عهد بست که اگر از نواهی او دوری کند و فرمان‌هایش را پیروی نماید، خداوند او را سالم به خانۀ پدرش بازگرداند و نسل او را امتی بزرگ و نیرومند قرار دهد. و چنین نیز شد؛ زیرا پس از بیست سال، یعقوب علیه‌السلام سالم به وطن خود بازگشت و برادرش عیسو با مهربانی از او استقبال کرد. همچنین فرزند محبوبش یوسف علیه‌السلام در آن زمان عزیز مصر شد و امین خزانه‌های پادشاه گردید.
بدین ترتیب بنی‌اسرائیل نزد خدا محبوب شدند و به یکی از بزرگ‌ترین و مقتدرترین ملت‌های زمین تبدیل گشتند.[7]
چه‌بسا تعیین رنگ آبی برای سقف محفل فرماسونری، ارتباطی با خوشبختی و کامیابی مزعوم یهودیت دارد و آن را نشانی از برتری این قوم بر سایر ادیان و اقوام می‌دانند.
 وعده‌های تورات به بازگشت به سرزمین مقدس
در بخشی از منابع شناخت فراماسونری، به‌گونه‌ای مبهم از وجود «وعده‌های مبارک» سخن گفته شده است، وقتی این وعده‌ها را بررسی می‌کنیم در می‌یابیم که ریشه در آموزه‌ها و تعالیم یهودیت و تورات دارند که بازهم ارتباط و تعلق فراماسونری با یهودیت را اثبات می‌کند.
در اینجا بخشی از این وعده‌ها را بررسی می‌کنیم. وعده‌های توراتی که می‌گویند بنی‌اسرائیل به فلسطین بازخواهند گشت: «در آن روز، خداوند با ابرام (ابراهیم علیه‌السلام) پیمان بست و گفت: این سرزمین را از نهر مصر تا رود بزرگ، یعنی رود فرات به نسل تو خواهم بخشید.»[8]
اما مسئله به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ بلکه وعده‌ای هراس‌انگیز نیز وجود دارد که می‌گوید: «خداوند همۀ این قوم‌ها را از پیش روی شما بیرون خواهد راند و شما وارث ملت‌هایی بزرگ‌تر و نیرومندتر از خود خواهید شد، و هر جا که کف پای شما بر آن گذاشته شود، از آنِ شما خواهد بود.»[9]
این‌ها وعده‌هایی هستند که تشویق و ترغیبی اساسی برای یهودیت و فراماسونری در جهت سلطه بر ملل و اقوام به‌شمار می‌روند و آن‌ها برای فتح سرزمین مقدس و گسترش سلطه و نفوذ خود بر آن‌ لحظه‌شماری می‌کنند. به همین علت، این دو حرکت در کنار همدیگر و درجهت اهداف خود، تلاش و کوشش می‌کنند.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. الأسرار الخفیة، ص: ۳۶.
[2]. الماسونیة والیهود والتورات، ص: ۴۸.
[3]. الأسرار الخفیة، ص: ۵۸.
[4]. الماسونیة، ص: ۱۴۳.
[5]. الماسونیة والیهود والتوراة، ص: ۵۰.
[6]. الماسونیة والیهود والتوراة، ص: ۵۰، به نقل از کتاب الماسونیة والبهائیة، ص: ۶۱.
[7]. الأسرار الخفیة، ص: ۳۸.
[8]. سفر تکوین، اصحاح: ۱۵، ۱۷، بی‌تا، بی‌جا.
[9]. سفر تثنیه، اصحاح: ۱۱، ۲۳، بی‌تا‌ بی‌جا.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version