نویسنده: محمد فراهی توجگی

سیر تطور نیهیلیزم و تقابل آن با دین‌باوری

بخش بیستم

فلسفۀ زندگی از دیدگاه اسلام و نیهیلیزم
رابطه و تضاد بنیادین (ادامه)
۲. امتحان
دستۀ دوم از آیات قرآن‏ کریم فلسفۀ خلقت انسان را امتحان و ابتلا بیان مى‌‏فرماید: «وَهُوَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضَ فِى سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُۥ عَلَى ٱلْمَآءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»[1]؛ ترجمه: «و او کسى است که آسمان‌‏ها و زمین را در شش روز (شش دوره) آفرید و عرش (و حکومت) او بر آب قرار داشت تا (به‌خاطر اینکه) شما را بیازماید که کدام‌‏یک از حیث عمل بهترین هستید.»
«الَّذِى خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَوةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُور»[2]؛ ترجمه: «کسى‌که مرگ و زندگى را آفرید تا شما را بیازماید که کدامین عمل بهترى دارید و او شکست‌‏ناپذیر و بخشنده است.»
در این دو آیه علت آفرینش، امتحان انسان‌‏ها بیان شده است؛ حتى قرآن‏‌کریم نعمت‌ها و زیبایى‌‏هاى زمینى را هم به‌خاطر امتحان خلق فرموده است، کما اینکه مى‌‏فرماید: «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِینَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا»[3]؛ ترجمه: «همانا ما هر آنچه بر روى زمین است آرایش و زینتى براى آن قرار دادیم تا انسان‏‌ها را بیازماییم که کدام یک بهترین عمل را دارند.»
منظور از امتحان چیست؟
منظور از ابتلا و بلا همان امتحان و آزمون است. امتحان گاه به خیر است و گاه به شر؛ مصیبت و هر آنچه خداى متعال با آن بندگان خود را آزمایش کند، بلا خواهد بود و امتحان حضرت حق یعنى همین امتیاز واقعى بشر از یکدیگر است؛ پس نتیجۀ آزمایش الهى جدا شدن شقى از سعید است.
غرض از امتحان چند چیز مى‌‏تواند باشد:
یکى اینکه براى کسب علم و رفع جهل باشد؛ یعنى امتحان گیرنده مى‏‌خواهد به‌وسیلۀ امتحان کسب آگاهى نماید. این غرض در مورد امتحان الهى صادق نیست؛ زیرا عالم به همه‌چیز است و نیازى به کسب علم ندارد؛ «إِنَّ اللَّهَ عَلِیمُ بِذَاتِ الصُّدُور»[4]؛ ترجمه: همانا خدا به راز درون سینه‏‌ها داناست؛ «یَعْلَمُ خَائنَةَ الْأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِى الصُّدُور»[5]؛ ترجمه: خیانت چشم‏‌ها و آنچه دل‏‌ها پنهان مى‌‏دارند را مى‏‌داند.
گاهى هم امتحان براى رفع جهل نیست، بلکه براى تقویت و به فعلیت رساندن استعداد است؛ یعنى امتحان گیرنده مى‌‏خواهد به این وسیله قوه و استعدادهاى نهفته را به فعلیت رسانده و آشکار نماید؛ بنابراین، مى‏‌توان گفت که اصل آزمایش فراهم‌نمودن زمینه براى افعال اختیارى است تا آنچه پنهان است آشکار گردد و استعداد پرورش یابد؛ یعنى امتحان زمینه‌‏اى مى‌‏شود براى از قوه به فعل رساندن و تکمیل نمودن.
خداوند که به وسیلۀ بلاها و سختى‌‏ها انسان‌‏ها را امتحان مى‌‏کند، براى این است که در پرتو بلایا هر کسى را به کمالى که لایق آن است برساند و هر یک از این مسائل جنبه‌‏اى از فرد را مى‌‏سازد.
ابتلائات الهى تمریناتى براى پرورش و تقویت روح آدمى است. لذا کسانى که استعداد ظرفیت و توان بیشترى دارند سهم بیشترى از بلایا را دارند.
بنابراین دنیا همچون مدرسه و باشگاهى، گذرگاهی آموزشى و پرورشى است؛ نه اقامتگاه ابدى و التذاذى؛ لذا هر اندازه انسان در این سراى به دنبال لذات و خوشگذرانى باشد به همان مقدار از هدف اصلى و کمال حقیقى دور خواهد ماند و در مقابل تحمل سختى‏‌ها به‌خاطر خدا سعادت انسان را در بر خواهد داشت.
طبق آیاتی که بیان شد، امتحان و آزمایش علت آفرینش مى‏‌باشد؛ امّا همانطور که در فصل اول گذشت علت آفرینش فقط عبادت حضرت حق بیان شد. این آیات و روایات چگونه با حصر آیۀ شریفه: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُون»[6] قابل جمع است؟ امتحان جزئى از عبادت و اطاعت است؛ معیار سنجش و ملاک ارتقا و عبور از مراحل مختلف تعبّد و بندگى امتحان و ابتلا است.
با امتحان میزان تعبّد مشخّص و نمایان مى‌‏شود و امتحان‌‏هاى کوچک‌تر انسان را براى امتحان‌‏هاى سخت‏‌تر و مراحل بالاتر طاعت آماده و مستعد مى‌‏کند.
همانطور که در بخش قبل بیان شد، منظور از عبادت در آیۀ شریفه‏ فرمانبردارى و انقیاد همراه با خضوع است و داراى مراحل و مراتبى است و تسلیم و انقیاد در برابر قضاى الهى و امتحانات سخت نشانۀ مراحل بالاى طاعت و بندگى است. بنابراین امتحان هم نمى‌‏تواند علت نهایى آفرینش باشد و همچون عبادت وسیله و مقدمۀ کمال مى‌‏باشد.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. هود: ۷.

[2]. الملک: ۲.

[3]. الکهف: ۷.

[4]. المائدة: ۷.

[5]. غافر: ۱۹.

[6]. الذاریات: ۵۶.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version