نویسنده: ابوعائشه
زنده شدن پس از مرگ
بخش: ۲۲
دیدگاه اهل سنت و جماعت دربارۀ معاد جسمانی و روحانی (ادامه)
علامه أکملالدین بابرتی شارح «وصیة الإمام أبی حنیفة رحمهالله»، بعد از بیان اینکه معاد جسمانی و روحانی را با آیات زیادی از قرآن کریم ثابت کرده است، چنین میفرماید: «وقتی این موضوع فهمیده شد، میگوییم: تمام مسلمانان اجماع دارند که الله متعال، بدنها را بعد موت و متفرق شدن آن جمع میکند؛ زیرا این کار با عقل ممکن است و صادق (حضرت پیامبر صلیاللهعلیهوسلم) به آن خبر داده، پس راست است.»[1]
ملاعلی قاری رحمهالله در شرح «الفقه الأکبر» میفرماید: «از امام ابوحنیفه رحمهالله چنین روایت است که هرگاه روح در جسم دمیده شود، حشر میشوند وگرنه نمیشوند و این سخن آشکاری است؛ زیرا مذهب برگزیده نزد نیکان: حشر مرکب از جسم و روح است.»[2]
سید سابق رحمهالله میفرماید: «آخرت با زنده شدن پس از مرگ آغاز میشود. زنده شدن پس از مرگ عبارت است از بازگرداندن روح و جسم همانگونه که در دنیا بودند. این اعاده بعد از عدم کامل است…»[3]
ابن کثیر رحمهالله میفرماید: «منظور از زنده شدن پس از مرگ، بازگرداندن ارواح و اجسام در روز قیامت است.»[4]
علامه سفارینی رحمهالله در کتاب «لوامع الأنوار البهیة وسواطع الأسرار الأثریة» مینویسد: «بدانکه معاد جسمانی حق واقعی و صدق راستین است که نقل صحیح بر آن دلالت نموده و عقل نیز مانع آن نشده است، پس ایمان به آن و تصدیق به موجب آن، لازم است؛ زیرا در روایتهای صحیح چنین نقل شده و نزد جمهور با عقل سلیم ثابت شده است و معاد به معنای این است که خداوند متعال مردگان را از قبرهایشان بر میانگیزد به این صورت که اجزای اصلی آنان را جمع میکند و روح را برای آنها باز میگرداند.»[5]
ایمان به زنده شدن پس از مرگ به شیوهای که خداوند متعال در کتابش بیان داشته است لازم است و آن اینکه خداوند متعال اجزای از بینرفتۀ اجسادی را که در دنیا بودند، جمع میکند و آن را دوباره در خلقت جدیدی ایجاد میکند و زندگی را دوباره به آن باز میگرداند و منکر بعث جسمانی مثل فلاسفه و نصارا کافر هستند.[6]
یادآوری ۱
همانگونه که قبلاً بیان شد، برخی میگویند اکثر متکلمین اهل سنت و جماعت که از آن جمله اشاعره و ماتریدیه نیز هستند، فقط قایل به معاد جسمانی بدون روح هستند، این برداشت اشتباه است؛ زیرا هیچ عاقلی چنین دیدگاهی ندارد، بلکه نزد این گروه بعد از اینکه جسد بازگردانده شد، روح که جسم لطیف و ساری در بدن است، نیز دوباره به آن یکجا میشود.
امام رازی رحمهالله دیدگاه معاد جسمانی را به اکثر متکلمین نسبت داده است؛ چون آنان قایل به جسمیت نفس انسانی میباشند و علامه تفتازانی رحمهالله بیان داشته است که دیدگاه معاد جسمانی قول جمهور مسلمانان است.
باید دانست آنچه را که جمهور مسلمانان و اکثر متکلمین به آن قایل هستند و میگویند که معاد جسمانی است به معنای نفی معاد روحانی نیست، این چیزی است که حتی نباید تصور آن را داشت؛ چرا که اعادۀ جسم بدون روح حتی ممکن نیست، بلکه روح راز زندگی است.[7]
حالا شاید این شبهه مطرح شود که اگر واقعاً آنان قایل به معاد جسمانی و روحانی هستند، پس چرا آن را صراحتاً بیان نداشتهاند؟ این شبهه را میتوان به چندین وجه پاسخ داد:
۱. اگر اقوال علمای اهل سنت به درستی بررسی شوند میبینیم که در بیشترشان چنین مذکور است که ارواح به اجسام بازگردانده میشوند و این خودش تصریح آشکار است به این که اجسام تنها نیستند، بلکه ارواح در کنار آن نیز وجود دارند؛
۲. آیات زیادی بر این امر دلالت دارند که جسمها از قبرهایشان بلند میشوند، پس هیچ وقت جسم بدون روح نیست و روح نیز در کنار جسم در ثواب و عقاب سهیم است؛
۳. وقتی بر خود سخنان امام ابوحنیفه رحمهالله که میفرماید: ««اعتراف میکنیم که الله متعال این نفسها را بعد از مرگ، زنده میکند و آنان را در روزی که مقدار آن پنجاه هزار سال است به خاطر کیفر و پاداش و ادای حقوق برمیانگیزد.[8] الله متعال در این مورد میفرماید: «وأن الله یبعث من في القبور»[9]؛ ترجمه: «و آنکه خداوند آنان را که در گور [خفتهاند] بر میانگیزد.» اعتراض شد که در این سخنان هیچ بحثی از معاد جسمانی نیست، اینجا گفته شده است که خداوند متعال این نفسها را بعد از موت زندگی میکند.
علامه بابرتی در شرح وصیت امام ابوحنیفه رحمهالله این اعتراض را چنین پاسخ میدهد: «مراد از این سخن امام صاحب، بدن است؛ زیرا که از دلیل ایشان که آیۀ مبارکه ذیل است: «وأن الله یبعث من في القبور»، مشخص میشود که مراد ایشان بدن است؛ چون بر هیچ کسی مخفی نیست آنچه در قبرها هستند، بدنها میباشند و احتمال دارد که سبب انتخاب این الفاظ، پاسخ به سخنان کسانی باشد که معاد جسمانی و روحانی را منتفی میدانند. ممکن است با عبارت «این نفوس» اشاره داشته باشد به حشر ارواح و با دلیل اشاره داشته باشد به حشر اجساد.»[10]
یادآوری ۲
اگر معاد جسمانی و روحانی را ثابت کنیم برخی از شبهات مطرح میشوند که باید به آن پاسخ داده شود و در بخشهای آینده -إنشاءالله- تلاش میکنیم تا این شبهات را ذکر نموده و به هریکی پاسخ بدهیم.
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. البابرتی الحنفی، أکملالدین محمد بن محمد، شرح وصیة الإمام أبی حنیفة رحمهالله، تحقیق: محمد صبحی العایدی و حمزه محمد وسیم البکری، ۲۰۰۹م، ص ۱۳۰.
[2]. الحنفی، ملاعلی القاری، شرح کتاب «الفقه الأکبر للإمام أبی حنیفة رحمهالله»، بیتا، ص ۱۲.
[3]. السید السابق، العقائد الإسلامیه، الطبعة العاشرة ۱۴۲۰ هـ.ق/ ۲۰۰۰م، ص ۲۳۵.
[4]. الموسوعة العقدیة- الدرر السنیة، مجموعة من المؤلفین، بیتا، ص ۱۳۵۱.
[5]. السفارینی، محمد بن أحمد، لوامع الأنوار البهیة وسواطع الأسرار الأثریة لشرح الدرة المضیة في عقد الفرقة المرضیة، ج ۲، بیتا، ص ۱۵۷.
[6]. هراس، محمد بن خلیل، شرح العقیدة الواسطیة، تخریج و تصحیح: علوی بن عبدالقادر سقاف، ۱۴۱۵ هـ.ق، ص ۶۴.
[7]. الحوفی، فتحی عبدالرحمن محمد عطیة، المعاد الجسمانی بین المثبتین والمنکرین من فلاسفة المسلمین، نشر المقال في مجلة الجامعة الأسمریة: العلوم الشرعیة والإنسانیة، المجلد ۳۴، العدد ۳، ۲۰۲۱م، ص ۷۴۹.
[8]. الخمیس، محمد بن عبدالرحمن، أصول الدین عند الإمام أبی حنیفة رحمهالله، بیتا، ص ۵۰۶.
[9]. سورة الحج، آیۀ ۷.
[10]. البابرتی الحنفی، أکملالدین محمد بن محمد، شرح وصیة الإمام أبی حنیفة رحمهالله، تحقیق: محمد صبحی العایدی و حمزه محمد وسیم البکری، ۲۰۰۹م، ص ۱۳۱.
