نویسنده: مهر الله مهاجر عزیزی

تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم

بخش چهارم

در بخش‌های قبلی، موارد مقدماتی و مفهوم‌شناسی این تحقیق بیان گردید. حالا در این بخش پیرامون مباحثی از قبیل تقسیم ادیان، جغرافیا و تاریخ ادیان هند می‌پردازیم؛ چون بودیزم، دین زاده شده در سرزمین هند است.
تقسیم ادیان
ادیانی که انسان‌ها به آن‌ها ایمان می‌آورند، از نگاه معبود و آنچه عبادت می‌شود، به دو دسته تقسیم می‌گردند:
دستۀ نخست: ادیان آسمانی؛ ادیانی که به عبادت خداوند یگانه دعوت می‌کنند و بر وحی الهی استوار است. در رأس این ادیان، دین اسلام قرار دارد؛ پس از آن، یهودیت می‌آید. اما مسیحیت از نظر واقعیت و حقیقت اعتقادی، دچار شرک بوده است؛ زیرا در آن، حضرت عیسی علیه‌السلام و روح‌القدس در کنار خداوند متعال مورد پرستش قرار می‌گیرند، هرچند پیروانش مدعی‌اند که خدای یگانه‌ای را عبادت می‌کنند که دارای سه اقنوم است.
دستۀ دوم: ادیان وضعی؛ ادیانی که آموزه‌ها و تعالیم آن را خود بشر وضع کرده است و ادیان بت‌پرستانه و شرک‌آلودی که انسان را به عبادت غیر از خداوند عزوجل دعوت می‌کنند.
از جملۀ این ادیان می‌توان به هندوییزم، بودیزم و دیگر آیین‌های شرکی و خودساختۀ قدیم و معاصر اشاره نمود. همچنین، مسیحیت را نیز می‌توان از این جهت در ردیف این دسته آورد؛ چرا که پیروان آن، حضرت عیسی علیه‌السلام و روح‌القدس را مورد عبادت قرار می‌دهند.[1]
تقسیمات مذکور ادیان از جانب محققان و اندیشمندان اسلامی صورت گرفته است؛ اما بعضی محققان رشتۀ تاریخ ادیان، ادیان را از ناحیه و بُعدهای مختلف به چندین دسته تقسیم‌بندی کرده‌اند، چنان‌که رابرت ا.هیوم، مؤلف کتاب «ادیان زندۀ جهان» ادیان را از ناحیه‌های مختلف تقسیم‌بندی کرده است، مثلا: از لحاظ مرده و زنده، بر حسب منشأ جغرافیایی، با توجه به زمان شروع، براساس دامنۀ توسعۀ آن‌ها، براساس ارزش و نگرش و…؛ در این میان مولف مذکور به‌چیز جالبی اشاره دارد، آن این‌که، می‌گوید: «آسیا محل تولد تمام ادیان زندۀ جهان به‌حساب می‌آید. به‌هر صورت می‌توان آن را بدین صورت دسته‌بندی کرد: ادیان هندویی، جاینی، بودایی، و سیک از آسیای جنوبی سرچشمه گرفته‌‌‌اند؛ ادیان کنفوسیوسی، تائویی و شین‌تو از آسیای شرقی برخواسته‌اند؛ و در آخر ادیان یهودی، زرتشتی، مسیحیت و اسلام از غرب آسیا نشأت گرفته‌اند.»[2]
فرق میان دین آسمانی و وضعی
دین آسمانی و وضعی تفاوت زیادی دارد که به‌شرح زیر به تفاوت آن‌ها اشاره می‌شود:
دین آسمانی دینی است که دلایل معتبر بر درستی سند آن و صحت متنش وجود دارد؛ درحالی‌که دین وضعی دینی است که نه سند معتبر دارد و نه متن آن از سلامت و مصونیت برخوردار می‌باشد. بر این اساس، ممکن است دینی از نگاه اصل و ریشه، آسمانی باشد؛ زیرا به وحی الهی نسبت داده می‌شود، اما به‌سبب تحریف و دگرگونی‌ای که در متن آن راه یافته، بخشی از آن، دین وضعی شمرده شود؛ یعنی شرط سلامت متن در آن مراعات نشده باشد.
دکتر عوض‌الله حجازی تفاوت‌های میان دین آسمانی و دین وضعی را چنین خلاصه می‌کند: دین آسمانی دینی است که بر وحی الهی استوار است و از جانب خداوند متعال، از راه پیامبری که او انتخاب می‌کند، به بشر ابلاغ می‌شود؛ اما دین وضعی مجموعه‌ای از آموزه‌هاست که خود انسان‌ها آن را وضع کرده‌اند، بر آن توافق نموده و پایبندی و عمل به آن را پذیرفته‌اند. این‌گونه تعالیم، زاییدۀ اندیشه و فکر خود انسان است.
دین آسمانی همیشه و به‌صورت پیوسته انسان را به توحید و یکتاپرستی دعوت می‌نماید و عبادت را مخصوص خدای واحد و لاشریک می‌داند؛ به‌گونه‌ای که انسان جز در برابر خدا سر خم نمی‌‌کند، جز از او یاری نمی‌طلبد و قربانی را تنها به نام او انجام می‌دهد.
اما دین وضعی ممکن است سنگ‌ها و بت‌ها را مقدس بشمارد و به چندخدایی اجازه دهد؛ به‌طوری‌که خدایان گوناگون و متفاوت، و گاهی متضاد، به‌وجود بیاید؛ مانند خدای خیر و خدای شر، یا خدای جنگ و خدای صلح و مانند آن.[3]
دین آسمانی ذات اقدس الهی را از هرگونه مشابهت با مخلوقات پاک می‌داند؛ زیرا خداوند متعال نه در ذات، نه در صفات و نه در افعال، شبیه هیچ‌یک از مخلوقاتش نیست. چنان‌که خداوند متعال می‌فرماید: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ * وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ»؛ ترجمه: «بگو: او، الله یکتاست (که در ذات و صفاتش یگانه می‌باشد، خداوند بی‌نیاز است، نه (فرزند) زاده و نه زاده شده است.»[4]
در مقابل، دین وضعی ممکن است خدایی را قبول کند که به شکل انسان، حیوان یا سنگ باشد و مردم آن را عبادت کنند، در برابرش خضوع نمایند و برایش قربانی و هدیه تقدیم کنند. در طول تاریخ، گروهی خورشید را پرستیده‌اند، گروهی گوساله را معبود خود ساخته‌اند، و برخی فرعون را که می‌گفت: «من پروردگار برتر شما هستم»، خدا خوانده‌اند.
بت‌ها و بت‌کده‌ها نیز در میان اقوام مختلف مورد پرستش و تعظیم قرار گرفته‌اند. حتی در عصر جدید، با وجود پیشرفت علم و تمدن، هنوز هم در برخی مناطق، انسان‌ها بعضی اشخاص را تقدیس می‌کنند و به آنان تقرب می‌جویند، یا گاو و گوسفند را می‌پرستند؛ چنان‌که در هند و جاهای دیگر دیده می‌شود.
درحالی‌که همۀ این معبودهای دروغین، که به‌جای خدا عبادت شده‌اند، توانایی خلقت هیچ‌چیز را ندارند و حتی قادر نیستند ضعیف‌ترین مخلوق را خلق کنند؛ بلکه برای خودشان نیز نفع و ضرری در اختیار ندارند. خداوند متعال در سورۀ حج می‌فرماید:
«يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ»[5]؛ ترجمه: «ای مردم، مثلی زده می‌شود، به‌ آن گوش فرا دهید. آنان را که به جای خداوند می‌خوانید، نمی‌توانند مگسی بیافرینند، و لو برای (آفرینش) آن (همگی) گرد آیند.»
از دیدگاه اعتقادی، دین آسمانی قابل نسخ، تبدیل یا تغییر نیست؛ زیرا عقیدۀ همۀ پیامبران علیهم‌الصلاةوالسلام در اصول اساسی یکی بوده است: ایمان به خداوند و صفات او، ایمان به پیامبران و عصمت آنان، و ایمان به روز آخرت و پاداش و عذاب. در همۀ رسالت‌های آسمانی، خالق یکی است، عبادت مخصوص اوست، او دارای همۀ صفات کمال است و از هر نقصی پاک می‌باشد، و همۀ انسان‌ها را بر اساس اعمال‌شان مورد حساب‌رسی قرار می‌دهد. این اصول، نقطۀ مشترک همۀ ادیان آسمانی است.
اما در دین وضعی، معبود ممکن است از نسلی به نسل دیگر و از قبیله‌ای به قبیلۀ دیگر تغییر نماید. اضافه بر آن، دین وضعی همواره با نقص و ناتمامی همراه بوده است؛ زیرا ساختۀ بشر است و انسان توان آن را ندارد که همۀ نیازها و خواسته‌های متغیر بشر را به‌طور کامل در نظر بگیرد.
در مقابل، دین آسمانی دینی کامل، جامع و فراگیر است؛ زیرا از سوی خالق آسمان‌ها و زمین نازل شده است؛ خدایی که دانای غیب است، هیچ چیز کوچک و بزرگی از علم او پنهان نمی‌باشد و به همه‌چیز احاطۀ کامل دارد.[6]
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. سعود بن عبدالعزیز، دراسات فی الأدیان الیهودیة والنصرانیة، ص ۱۲.
[2]. رابرت ا.هیوم، مترجم: عبدالرحیم گواهی، ادیان زندۀ جهان، ص ۳۴.
[3]. الادیان الوضعیة، ص ۱۲.
[4]. سورۀ اخلاص: ۱-۴.
[5]. الحج: ۷۳-۷۴.
[6]. الادیان الوضعیة، ص ۱۲.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version