نویسنده: مهر الله مهاجر عزیزی

تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم

بخش پنجم

ادیان از منظر قرآن
قرآن‌کریم کتابی است که خداوند متعال آن را برای هدایت و راهنمایی بشریت نازل نموده است. در قرآن همۀ مسائل و موارد در ارتباط با عقیده، اخلاق و رفتار انسان‌ها بیان شده است؛ ازاین‌رو، خداوند متعال در آن از ادیان مردمانی که قبل از نزول قرآن می‌زیسته‌اند، یا ادیان و آیین‌ها باطله‌ای که بعد از نزول قرآن به‌وجود می‌آیند، یاد کرده است.
خداوند متعال با یاد کردن آیین‌های باطل، در حقیقت پیروان آن‌ها را به‌سوی حق دعوت می‌کند، باورهای باطل آن‌ها را مطرح نموده و پاسخ روشن و قانع ارایه می‌کند، و در کنار آن، حق عرضه شده و بر خصوصیات و برتری‌های حق تأکید می‌شود.
اگر در آیات قرآن بنگریم و بیندیشم، پروردگار عالم دربارۀ موضوع ادیان به‌گونۀ کامل، شفاف و واضح پرداخته است و تمامی ادیانی که از زمان آدم علیه‌السلام تا برپایی قیامت شکل گرفته یا می‌گیرد را بیان داشته است. تمامی ادیان در آیۀ زیر خلاصه می‌شود:
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ الله يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ الله عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ»؛ ترجمه: «به راستی خداوند در میان مومنان و یهودیان و صابئین و مسیحیان و مجوس و مشرکان در روز قیامت داوری خواهد کرد.»[1]
بنابراین، ادیان بشری از این چارچوب بیرون نیستند و عبارت‌اند از: اسلام، یهودیت، صابئه، مسیحیت، مجوسیت و آیین‌های شرکی و بت‌پرستانه.[2]
همچنین خداوند متعال از پیامبران علیهم‌الصلاةو‌السلام یاد کرده و روشن ساخته است که دعوت همۀ آنان یکی بوده و آن، دعوت به توحید است. چنان‌که می‌فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ»[3]؛ ترجمه: «و هیچ رسولی را پیش از تو نفرستادیم مگر آنکه به او وحی می‌کردیم که معبود (راستینی) جز من نیست، پس مرا بپرستید.»
و نیز می‌فرماید: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا الله وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ»؛ ترجمه: «و به یقین در (میان) هر امتی رسولی را برانگیختیم، (با این دعوت) که: خداوند را بندگی کنید و از طاغوت بپرهیزید.»[4]
و دین همۀ آنان یکی بوده و آن اسلام است. خداوند متعال دربارۀ پیامبرش ابراهیم و فرزندش اسماعیل علیهماالسلام می‌فرماید: «رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ»[5]؛ ترجمه: «پروردگارا، ما را فرمانبردارت بگردان و از فرزندان‌مان (نیز) امتی فرمانبردار خود (قرار ده)»
و نیز دربارۀ ابراهیم و یعقوب علیهماالسلام می‌فرماید: «اِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ» [6]  ترجمه: «آنگاه که پروردگارش به او فرمود: فرمان‌پذیر. عرض کرد: برای پروردگار جهانیان فرمان‌پذیرم.»
نگاهی کوتاه به جغرافیای هند
مساحت هند حدود یک میلیون و دوصد و بیست‌ویک هزار و هفتاد و دو میل مربع است؛ مساحتی که تقریباً با مجموع سرزمین‌های اروپا -به‌استثنای روسیه- برابری می‌کند. هند از جایگاه مهمی در نقشۀ جهان برخوردار بوده است. این کشور به‌صورت یک شبه‌جزیره دیده می‌شود که از نظر شکل کلی، تا اندازه‌ای به قارۀ آفریقا مشابهت دارد. ساختار آن مانند یک مثلث نامنظم است که قاعده‌اش در بالا و رأس آن در پایین قرار دارد؛ قاعدۀ این مثلث را کوه‌های سربه‌فلک‌کشیدۀ «هیمالیا» تشکیل می‌دهد و رأس آن به «رأس کومای» می‌رسد. هند از دید محققان سرزمینی «محصور» به‌شمار می‌آید؛ زیرا دو ضلع شرقی و غربی این مثلث را دریا فراگرفته و قاعدۀ شمالی آن را کوه‌های هیمالیا و کوه‌های سلیمان احاطه کرده‌اند. غیر از این، دو رود بزرگ این سرزمین را در بر گرفته‌اند:
نخست، رود اندوس (سِند) که از کوه‌های هیمالیا سرچشمه می‌گیرد و پس از پیوستن به رودهای پنجاب، یعنی پنج رود مشهور، به خلیج عرب می‌ریزد.
دوم، رود کنکا یا گَنگ که آن نیز از کوه‌های هیمالیا برمی‌خیزد و پس از اتصال به رود براهماپوترا (که نزدشان مقدس است) ، به خلیج بنگال می‌ریزد.[7]
در بخش میانی هند، تقریباً از غرب تا نزدیکی‌های ساحل شرقی، رشته‌ای از کوه‌ها و جنگل‌ها امتداد یافته است. این رشته، هند را به دو بخش تقسیم می‌کند که هر یک از نظر طبیعت، جمعیت و تمدن با دیگری تفاوت وافر دارد. نام «هند» از رود اندوس یا سِند گرفته شده و واژۀ «اند و هند» به‌وجود آمده که به معنای «سرزمینی است که در آن‌جانب رود اندوس قرار دارد». به همین سبب، باشندگان این سرزمین «هندی» یا «هندو» نامیده شده‌اند.[8]
دربارۀ چگونگی نام‌گذاری هند، گوستاو لوبون می‌گوید: «غربیان بر این باور هستند که رود اندوس نام خود را به سرزمینی رازآلود که در آن‌ طرف آن قرار دارد، بخشیده است؛ اما این دیدگاه به‌گونۀ کامل پذیرفتنی نیست و احتمال می‌رود که نام هند از نام خدای «اندرا» گرفته شده باشد.»[9]
هند از شمال‌غرب با سرزمین‌های بلوچستان و افغانستان هم‌مرز است، از شمال با ترکستان، از شمال و شمال‌شرق با چین، و از شمال‌شرق نیز با برما (میانمار) همسایگی دارد.[10]
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. الحج: ۱۷.
[2]. عبدالکریم زیدان، آشنایی با ادیان در قرآن، ۴۲.
[3]. الأنبياء، آیۀ 25.
[4]. النحل: ۳۶.
[5]. البقرة: ۱۲۸.
[6]. البقرة: ۱۳۱.
[7]. احمد الشلبی، ادیان الهند الکبری، ۱۸.
[8]. همان، ص ۱۸.
[9]. غوستاف لوبون، حضارة الهند، ص ۲۵.
[10]. الادیان الوضعیة: ص ۱۶.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version