نویسنده: مهر الله عزیزی
تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم
بخش بیست و یکم
در بخش قبلی، درباره باورهای بودیزم در پیوند با خدا صحبت نمودیم؛ اینکه در این آیین، مسئله الوهیت چگونه کنار گذاشته شده و چگونه برخی از پیروان، بودا را تا حد مقام پرستش و عبادت بالا بردهاند و حتی باور به نوعی حلول و تجلی امر الهی در وجود او مطرح کردهاند. دیدیم که این نگاه چه تفاوتهای اساسی با دیدگاه توحیدی اسلام دارد و چگونه برداشت بودیزم از خدا و عبادت، مسیر جداگانهای را پیموده است.
در این بخش میخواهیم گام را فراتر بگذاریم و باورهای مهم عقیدتی مثل نبوت و باور روز آخرت (معاد) را به بررسی و نقد بگیریم؛ باوری که مستقیم با سرنوشت انسان، جزا و پاداش، زندگی پس از مرگ و گردش روح پیوند دارد. اینجا سخن از کارما، تناسخ و نجات نهایی است؛ مفاهیمی که در اندیشه بودایی نقش اساسی دارند و زندگی انسان را در یک چرخه دوامدار تعریف میکنند. تلاش میکنیم این باورها را به زبان ساده و روشن بررسی کنیم و ببینیم این دیدگاهها چه میگویند و در برابر آن، نگاه دینی ما چه جوابی دارد.
افکار و عقاید بودیزم
۴. عدم اعتقاد به نبوت و پیامبری
الف: تبیین عقیده
باور به نبوت و پیامبری از مسائل اساسی و سرنوشتساز در عرصۀ عقاید دینی بوده و بررسی جایگاه آن در آیین بودیزم، از مباحث مهم اعتقادی میباشد. در بودیزم چیزی بهنام پیامبر وجود ندارد، آنها خدای خالق هستی، و پیامبران علیهمالصلاةوالسلام را محور اعتقاد خود قرار نمیدهند، بلکه کاملاً وجود آنها را انکار میکنند.
بودیزم در اصل یک دینِ وحیمحور نیست، بلکه بیداریمحور است؛ یعنی محور آن رسیدن انسان به بیداری و کشف حقیقت از راه سلوک و معرفت درونی و معنوی است؛ چنانکه در بخش قبلی ذکر شد، بخاطر وحیمحور نبودن این آیین، حتی بودا در اوایل هیچ درباره خدا و پیامبر سخن نگفته است.
در نگاه بودیزم، بودا هم بهعنوان پیامبر شناخته نمیشود، بلکه او را مربی، راهنما و رهبر میدانند، نه واسطهٔ میان خدا و انسان. او حقیقتی که با تجربه و داشتههای شخصی خود به آن رسیده بود برای مردم تعلیم میداد و هیچگاه دعوای پیامبری و دریافت وحی الهی نکرده است؛ چنانکه گورو نانک، بنیانگذار آیین سیک، ادعا کرده بود که برای وی از جانب الله وحی میآید و مأموریتی از جانب خدا دریافت نموده است.
به طور کلی، بودیزم نه فقط نبوت به معنای وحی الهی را در ساختار اعتقادی خود ندارد، بلکه اصولاً چارچوبی برای پذیرش «پیامبرِ فرستادهٔ خدا» نیز تعریف نکرده است. از همین رو، دربارهٔ نبوت پیامبر اسلامصلیاللهعلیهوسلم موضعی از سنخ «ایمان یا انکار کلامیِ رسمی» ندارد؛ بلکه آن را جزو دستگاه اعتقادی خود نمیداند؛ ازاینرو نبوت تمامی پیامبرانعلیهمالصلاةوالسلام و مخصوصا پیامبر اسلامصلیاللهعلیهوسلم در اعتقاد آنها پذیرفته نمیشود.
ب: پاسخ و نقد
از دیدگاه اسلام تمامی انسانها مأمور به پذیرش توحید و نبوت هستند، بدون قبول و باور به این دو، مسلمان و انسان نجاتیافته شناخته نمیشوند. خداوند متعال میفرماید: “يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ”؛[1] ترجمه: «ای مردم! پروردگارتان را پرستش کنید؛ همان ذاتی که شما و پیشینیانتان را آفریده است. باشد که پرهیزگار شوید.»
در این آیه تاکید شده است که باید تمامی انسانها خداوند را قبول نموده و خاص او را عبادت و اطاعت نمایند.
همچنان فرموده است: “فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ”؛[2] ترجمه: «پس به الله و فرستادهاش ایمان بیاورید.» در این آیه ایمان به الله (توحید) و ایمان به رسالت پیامبر اسلامصلیاللهعلیهوسلم در کنار هم آمده و پذیرش هر دو لازم دانسته شده است.
این سخن مسلم است، کسیکه به نبوت پیامبرانعلیهمالصلاةوالسلام و مخصوصا به نبوت پیامبر اسلامصلیاللهعلیهوسلم باور نداشته باشد، کافر و زیانکار دنیا و آخرت است. پروردگار عالم منکران توحید و نبوت را کافر مطلق خوانده است، چنانکه میفرماید: “إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ… أُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا”؛[3] ترجمه: «همانا کسانیکه به الله و فرستادگانش کفر میورزند و میخواهند میان الله و پیامبرانش (از لحاظ ایمان آوردن) تفاوت بگذارند و میگویند: به برخی ایمان میآوریم و برخی را انکار میکنیم….چنین کسانی در حقیقت کافرند.»
ایمان داشتن به پیامبرانعلیهمالصلاةوالسلام، فرشتگان و… از ارکان مهم اسلام است که هیچکسی بدون باورمندی به آنها مومن شمرده نمیشود. خداوند متعال میفرماید: “آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ”[4]؛ ترجمه: «پیامبر ایمان آورد به آنچه از جانب پروردگارش بر او نازل شد، و مؤمنان نیز (ایمان آوردند). همه ایمان دارند به خدا، فرشتگانش، کتابهایش و پیامبرانش، و میان هیچیک از پیامبرانش فرق نمیگذارند.»
و در آیهٔ دیگر میفرماید: “وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ” [5]؛ ترجمه: «نیکی (واقعی) از آنِ کسی است که به خدا، روز آخرت، فرشتگان، کتابهای آسمانی و پیامبران ایمان آورد.»
خداوند متعال کسانیکه این حقایق را انکار میکنند، گمراه خوانده است: : “وَمَن يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا”[6]؛ «هرکس به خدا، فرشتگان، کتابها، پیامبران و روز آخرت کافر شود، به راستی دچار گمراهیِ دور و دراز شده است.»
خداوند سبحان در آیات گوناگون قرآن کریم، رسالت حضرت محمدصلیاللهعلیهوسلم را تأیید و تصدیق کرده است. در اینجا چند نمونه از آن آیات ذکر میشود:
قال تعالى: “وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ”[7]؛ ترجمه: «محمد تنها پیامبری است؛ پیش از او نیز پیامبران بسیاری آمده و گذشتهاند.»
“مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ”[8]؛ ترجمه: «محمد، فرستادهٔ خداست.»
“وَآمِنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ”[9]؛ ترجمه: «و ایمان بیاورید به آنچه بر محمد نازل شده است، که آن حقیقتی است از جانب پروردگارشان.»
“أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ”[10]؛ ترجمه: «آیا برای آنان بس نیست که ما این کتاب (قرآن) را بر تو نازل کردیم که بر آنان خوانده میشود؟»
“قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا”[11]؛ ترجمه: «بگو: ای مردم! من فرستادهٔ خدا به سوی همهٔ شما هستم.»
در حدیثی که در صحیح بخاری و صحیح مسلم از ابوهریرهرضیاللهعنه روایت شده، پیامبر اکرمصلیاللهعلیهوسلم چنین فرمودند: «مثلی و مثل الأنبیاء من قبلی كمثل رجل بنى بيتاً فأحسنه وأجمله إلا موضع لبنة من زاوية من زواياه، فجعل الناس يطوفون به ويعجبون له ويقولون: هلا وُضعت هذه اللبنة؟ قال: فأنا اللبنة، وأنا خاتم النبيين»؛[12] ترجمه «مثال من و پیامبران پیش از من، مانند مردی است که خانهای زیبا و کامل بنا کرده، جز اینکه جای یک آجر در گوشهای از آن خالی مانده است. مردم گرد آن خانه میگردند و از زیباییاش شگفتزده میشوند و میگویند: کاش این آجر هم گذاشته میشد! پیامبر فرمودند: من همان آجرم، و من خاتم پیامبرانم.»
بعض دانشمندان غربی نیز به رسالت پیامبر اسلامصلیاللهعلیهوسلم اعتراف کردهاند؛ چنانکه فیلسوف بزرگ اسکاتلندی «توماس کارلایل» در کتاب معروف خویش که در بارۀ قهرمانان و ستارههای تاریخ نوشته است، فصلی از آن کتاب را به تبیین ابعاد شخصیتی پیامبر اسلام حضرت محمدصلیاللهعلیهوسلم اختصاص داده چنین مینویسد: «یکی از زشتترین ننگهای تمدن این عصر آن است که دروغ و فریبکاری به محمد(صلیاللهعلیهوسلم) و اسلام نسبت داده شود. اکنون وقت آن است که با این سخنان شرمآور به مبارزه برخیزیم زیرا رسالتی که این پیامبر(صلیاللهعلیهوسلم) انجام داد همچون چراغ نورافکنی است که دوازده قرن صدها ملیون انسان همنوع ما را هدایت کرده است. آیا کسی این تهمت دروغ درباره وی را باور خواهد کرد، من ابدا باور نمیکنم، حتی اگر دروغ و فریب در بین دیگر انسانها آنچنان رواج یابد که مانند سخن راست مورد پذیرش قرار گیرد، زیرا در این صورت مردم ابله و دیوانه خواهند بود. من با یقین میگویم که محال است محمد(صلیاللهعلیهوسلم) دروغ گفته باشد؛ زیرا اساس کارهای او را بر صداقت میبینم، چنانکه اساس همه فضایل دیگرش بر صداقت بوده است و صداقت و اخلاص عمیق در روح او موج میزد.[13]
بناء براساس یافتهها و دلایل نقلی و عقلی مذکوره، بودیزم در زمینه باور به نبوت نیز در گمراهی آشکار بوده و در ردیف ادیان و آیینهای منکر نبوت قرار میگیرد.
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. بقره: ۲۱.
[2]. اعراف: ۱۵۸.
[3]. نساء: ۱۵۰-۱۵۱.
[4]. البقرة: ۲۸۵.
[5]. البقرة: ۱۷۷.
[6]. النساء: ۱۳۶.
[7]. آل عمران: ۱۴۴.
[8]. الفتح: ۲۹.
[9]. محمد: ۲.
[10]. عنکبوت: ۵۱.
[11]. اعراف: ۱۵۸.
[12]. صحیح بخاری، ش ۳۳۴۲.
[13]. همان، ص ۱۰۹.
