…
نویسنده: شیخ محمد یونس خالد

الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهم‌الصلاةو‌السلام

بخش: ۱۳۸

الگوهای تربیتی زندگی حضرت محمد مصطفی صَلَّی‌اللَّهُ‌عَلَيْهِ‌وَسَلَّمَ
اوضاع و احوال جهان قبل از تولد و بعثت سردار دو جهان رسول اکرم صَلَّی‌اللَّهُ‌عَلَيْهِ‌وَسَلَّمَ
مقدمه
پیش از آن‌که خورشید اسلام از سرزمین مکه طلوع کند و پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صَلَّی‌اللَّهُ‌عَلَيْهِ‌وَسَلَّمَ برای هدایت انسان‌ها برانگیخته شود، جهان در یکی از تاریک‌ترین دوره‌های تاریخ خود به سر می‌برد. ملت‌ها و حکومت‌های بزرگ وجود داشتند، شهرهای آباد و کاخ‌های باشکوه برپا بود، دانش‌هایی در میان برخی اقوام پیشرفت کرده بود و تمدن‌هایی با سابقۀ طولانی در گوشه‌وکنار جهان شکل گرفته بود؛ اما در پسِ این ظواهر، انسان از بسیاری از ارزش‌های واقعی زندگی فاصله گرفته و جوامع بشری با بحران‌های عمیق فکری، اخلاقی، اجتماعی و انسانی دست‌وپنجه نرم می‌کردند.
در آن روزگار، پیشرفت ظاهری تمدن‌ها لزوماً به معنای سعادت انسان نبود. انسان ابزارهای گوناگون برای زندگی ساخته بود، اما هنوز راه درست زندگی کردن را به‌خوبی نمی‌شناخت. حکومت‌های نیرومند وجود داشتند، اما عدالت در بسیاری از موارد قربانی قدرت می‌شد؛ قانون وجود داشت، اما اجرای آن در برابر صاحبان قدرت یکسان نبود؛ ثروت فراوان در اختیار گروه‌هایی محدود بود، در حالی که شمار زیادی از مردم در فقر و محرومیت زندگی می‌کردند. جنگ، خشونت، بردگی، تعصب و استبداد، زندگی بسیاری از ملت‌ها را سنگین و دشوار ساخته بود.
از سوی دیگر، انحرافات اخلاقی و رفتاری در بخش‌هایی از جوامع گسترش یافته بود. ارزش انسان گاهی بر اساس ثروت، نژاد، قبیله، طبقۀ اجتماعی یا قدرت او سنجیده می‌شد، نه بر اساس انسانیت و فضیلت. در برخی جوامع، دروغ، خیانت، ظلم، شراب‌خواری، قمار، فساد اخلاقی و بهره‌کشی از ناتوانان رواج داشت و بسیاری از مردم، به‌جای آن‌که اخلاق را پایۀ زندگی اجتماعی بدانند، منافع شخصی و گروهی را معیار رفتار خود قرار می‌دادند.
خانواده نیز در بسیاری از محیط‌ها جایگاه شایستۀ خود را از دست داده بود. زن در شماری از جوامع از حقوق انسانی و اجتماعی مناسب برخوردار نبود و در برخی فرهنگ‌ها با او همچون موجودی فرودست رفتار می‌شد. بردگان از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم بودند و انسان‌های ضعیف، یتیمان، فقیران و بی‌پناهان غالباً پناه و حمایت کافی نداشتند. در برخی جوامع، پیوندهای خانوادگی و اجتماعی نیز زیر تأثیر فقر، فساد، جنگ و بی‌عدالتی آسیب دیده بود.
از نظر اعتقادی نیز بخش بزرگی از جهان گرفتار انحراف شده بود. بسیاری از مردم به‌جای پرستش خدای یگانه، در برابر بت‌ها، انسان‌ها، نیروهای طبیعی و ساخته‌های ذهنی خود سر فرود می‌آوردند. برخی نیز در ظاهر به ادیان آسمانی وابسته بودند، اما در طول زمان، باورها و رفتارهای دینی آنان با تحریف، افراط، اختلاف و آمیختگی با اندیشه‌های بشری روبه‌رو شده بود. در نتیجه، میان نیاز فطری انسان به خدا و شیوۀ زندگی او فاصله‌ای عمیق ایجاد شده بود.
این وضعیت به این معنا نیست که پیش از اسلام هیچ فرد صالح، دانشمند، اندیشمند یا جامعه‌ای دارای فضایل اخلاقی وجود نداشت. در میان ملت‌های مختلف، انسان‌های شریف و باورهای درست نیز یافت می‌شد و برخی تمدن‌ها دستاوردهای علمی و فرهنگی ارزشمندی داشتند؛ اما مشکل اساسی این بود که جهان از یک نظام جامع الهی برای اصلاح انسان و جامعه محروم بود؛ نظامی که عقیده، عبادت، اخلاق، خانواده، اقتصاد، عدالت، روابط اجتماعی و کرامت انسان را در یک چارچوب هماهنگ قرار دهد.
در چنین شرایطی، انسان بیش از هر زمان دیگری به هدایت الهی نیاز داشت؛ هدایتی که تنها دربارۀ عبادت سخن نگوید، بلکه انسان را از درون اصلاح کند و شیوۀ درست زندگی کردن را نیز به او بیاموزد؛ به او بیاموزد که چگونه با خداوند رابطه داشته باشد، چگونه با خانواده رفتار کند، چگونه با همسایه و جامعه زندگی کند، چگونه با ضعیفان و نیازمندان برخورد نماید، چگونه از ظلم و فساد دوری کند و چگونه کرامت انسانی را پاس بدارد.
در همین فضای تاریک و آشفته بود که پیامبر اکرم صَلَّی‌اللَّهُ‌عَلَيْهِ‌وَسَلَّمَ به رسالت مبعوث شد؛ نه برای ساختن یک تمدنِ صرفاً مادی، بلکه برای ساختن انسان؛ انسانی که قلبش با ایمان، زبانش با صداقت، رفتارش با اخلاق، زندگی‌اش با عدالت و رابطه‌اش با دیگران با رحمت و کرامت همراه باشد. رسالت آن‌حضرت صَلَّی‌اللَّهُ‌عَلَيْهِ‌وَسَلَّمَ تنها یک دعوت اعتقادی نبود؛ بلکه دعوتی برای اصلاح همۀ ابعاد زندگی انسان بود.
اسلام آمد تا انسان را از بندگی غیر خدا آزاد سازد، معیار ارزش انسان را از ثروت و نژاد و قدرت به تقوا و فضیلت تغییر دهد، ظلم را محکوم کند، عدالت را برپا سازد، جایگاه خانواده را استوار نماید، حقوق یتیمان و فقیران و ناتوانان را پاس بدارد، با فساد اخلاقی مبارزه کند و به زندگی انسان معنا و جهت ببخشد.
ازهمین‌رو، برای درک عظمت تحولاتی که با بعثت پیامبر اکرم صَلَّی‌اللَّهُ‌عَلَيْهِ‌وَسَلَّمَ آغاز شد، نخست باید تصویری روشن از جهان پیش از اسلام داشته باشیم؛ جهانی که در کنار برخی دستاوردهای علمی و تمدنی، با مشکلات عمیق اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی و انسانی روبه‌رو بود. آنگاه روشن‌تر می‌شود که اسلام در چه شرایطی ظهور کرد و پیامبر رحمت صَلَّی‌اللَّهُ‌عَلَيْهِ‌وَسَلَّمَ چگونه با نور وحی، انسان سرگردان را به سوی ایمان، اخلاق، عدالت، کرامت و زندگی پاک رهنمون ساخت.
پس بررسی اوضاع و احوال ملت‌ها و حکومت‌های بزرگ پیش از اسلام، تنها یک بحث تاریخی نیست؛ بلکه مقدمه‌ای برای شناخت ارزش و عظمت رسالت پیامبر اکرم صَلَّی‌اللَّهُ‌عَلَيْهِ‌وَسَلَّمَ و تحول بزرگی است که اسلام در اندیشه، اخلاق و زندگی انسان‌ها پدید آورد.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version