نویسنده: عبدالحی لیان

الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهم‌الصلاةو‌السلام

بخش: ۱۲۲

الگوهای تربیتی داستان حضرت موسی و خضر علیهماالسلام (ادامه)
آموزۀ دهم: شایسته است متعلم، هرگاه از توانایی و تبحر استاد خود در علم اطمینان حاصل کرد، صبر و شکیبایی پیشه کند و زیاد به اعتراض و جدل نپردازد تا رابطۀ میان آن دو آسیب نبیند.
دانش حضرت خضر علیه‌السلام، دانش بشریِ روشن و آشکار که اسباب آن معلوم و نتایج آن نزدیک باشد، نیست؛ بلکه بخشی از علم لدنی و غیبی است که خداوند متعال به اندازه‌ای که اراده کرده و برای حکمتی که خواسته است، حضرت خضر علیه‌السلام را از آن آگاه ساخته بود. بنابراین، حضرت موسی علیه‌السلام توانایی شکیبایی در برابر آن مرد و رفتارهای او را نداشت، هرچند پیامبر و فرستادۀ خداﷻ بود؛ زیرا این رفتارها بر اساس ظاهرشان ممکن بود با منطق عقلی و احکام ظاهری ناسازگار به نظر برسند.
درک حکمت پنهانی و نهفته در ورای این رفتارها ضروری بود؛ در غیر این صورت، این رفتارها همچنان شگفت‌آور و موجب انکار و اعتراض باقی می‌ماند. به همین دلیل، بندۀ صالحی که خداوندﷻ او را از علم لدنی بهره‌مند ساخته بود، بیم داشت که حضرت موسی علیه‌السلام نتواند در همراهی و مشاهدۀ رفتارهای او شکیبایی کند. پس فرمود: إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا[1]؛ ترجمه: (هر آئینه) تو نتوانی با من صبر.[2]
متعلم بر دو قسم است:
نخست: متعلمی که از دانش چندانی برخوردار نیست، به گفت‌وگو و بحث‌های فراوان نپرداخته و به تقریر، اعتراض و مناقشه عادت نکرده است.
دوم: متعلمی که علوم فراوانی آموخته و با استدلال و اعتراض سروکار داشته است؛ سپس می‌خواهد با انسانی که از او کامل‌تر است همراه و هم‌نشین شود تا به درجۀ کمال و تمامیت علمی برسد.
یادگیری برای این دسته دوم دشوار و سخت است؛ زیرا ممکن است هنگامی که چیزی را می‌بیند یا سخنی را می‌شنود، آن امر بر اساس ظاهر نادرست و قابل انکار به نظر برسد، درحالی که در حقیقت، درست و صواب باشد. چنین متعلمی، چون به گفت‌وگو و بحث عادت کرده و با جدل و مناقشه خو گرفته است، ممکن است فریب ظاهر امر را بخورد و به دلیل کامل نبودن دانشش، به راز و حقیقت آن پی نبرد. در چنین حالتی، به منازعه، اعتراض و مجادله روی می‌آورد.
این امر برای استاد کامل و دانشمندِ متبحر، شنیدن و تحمل کردنش دشوار است. اگر چنین وضعیتی دو یا سه بار تکرار شود، نفرت کامل و کراهت شدید میان آن دو پدید می‌آید. همین معناست که حضرت خضرعلیه‌السلام با این سخن به آن اشاره کرد: إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا[3]؛ ترجمه: (هر آئینه) تو نتوانی با من صبر.[4]
این سخن اشاره دارد به این‌که حضرت موسی علیه‌السلام به گفت‌وگو و بحث، اثبات و ابطال، استدلال و اعتراض عادت کرده بود.
همچنین حضرت خضر علیه‌السلام فرمود:وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا”[5]؛ ترجمه: و چگونه شکیبایی کنی بر چیزی که دانش آن در اختیار تو نیست.[6]
این سخن اشاره به آن دارد که حضرت موسی علیه‌السلام از حقیقت اشیا آن‌گونه که واقعاً هستند، آگاهی نداشت. هرگاه این دو امر در کنار هم قرار گیرد، سکوت دشوار و آموزش نیز سخت می‌شود و سرانجام کار به نفرت، کراهت، گسست و دوری میان دو طرف می‌انجامد.[7]
آموزۀ یازدهم: حبّ کنجکاوی و جست‌وجوی انسان
از ویژگی‌های نفس انسانی این است که بر اساس سرشت خود، به کنجکاوی و جست‌وجوی آگاهی علاقه‌مند است؛ بنابراین، شایسته است مسلمان از این ویژگی در امور سودمند بهره گیرد و از پرداختن به اموری که به او ارتباطی ندارد، دوری کند.
خضر علیه‌السلام برای حضرت موسی علیه‌السلام توضیح داد که اگر با او همراه شود، نخواهد توانست شکیبایی کند؛ زیرا اعمال و رفتارهایی را مشاهده خواهد کرد که در ظاهر عجیب و ناشناخته به نظر می‌رسند و او از حقیقت آن‌ها آگاهی ندارد. از همین رو، آن اعمال را انکار خواهد کرد و توان ادامۀ همراهی با او را نخواهد داشت. خضر علیه‌السلام این مطلب را با تأکیدهای پیشین مورد تأکید قرار داد و سپس علت آن را چنین بیان کرد: “وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا”[8]؛ ترجمه: و چگونه شکیبایی کنی بر چیزی که دانش آن در اختیار تو نیست.[9]
در این تعلیل، به یکی از ویژگی‌های نفس انسانی اشاره شده است؛ بدین معنا که خداوند متعال نفس انسان را بر حبّ کنجکاوی و جست‌وجوی آگاهی سرشته است. انسان دوست دارد از آنچه در پیرامونش می‌گذرد آگاهی پیدا کند و دربارۀ چیزهایی که می‌بیند و می‌شنود، شناخت به دست آورد. از همین رو، پرسش‌ها و جست‌وجوهای فراوانی مطرح می‌کند تا علوم و معارف جدیدی کسب نماید.
هنگامی که انسان با اموری روبه‌رو شود که آن‌ها را درک نمی‌کند، معمولاً به سرعت به انکار و اعتراض می‌پردازد یا دست‌کم خواهان توضیح و تبیین آن می‌شود.
طبیعت انسان چنین نیست که بدون به‌کارگیری عقل و اندیشۀ خویش، صرفاً از دیگران پیروی کند؛ ازاین‌رو، انسان نسبت به چیزی که آن را نفهمیده است، به آسانی شکیبایی نمی‌کند و در برابر چیزی که حقیقت آن را درک نکرده است، سکوت نمی‌نماید.
خضر علیه‌السلام این ویژگی را در طبیعت نفس انسانی می‌شناخت؛ ازاین‌رو به حضرت موسی علیه‌السلام فرمود: آنچه را من مأمور به انجام آن هستم، هنگامی که تو مشاهده کنی، بر آن شکیبایی نخواهی کرد؛ زیرا نفس تو به حقیقت آن پی نبرده و عقل تو نیز آن را درک نکرده است، چون از حقیقت آن آگاهی کامل نداری و در نتیجه، آن را امری می‌پنداری که شایستۀ انکار و اعتراض است.[10]
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی

[1]. الکهف: ۷۵.
[2]. دیوبندی، محمود الحسن، تفسیر کابلی، تهران: نشر احسان، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۶۱۱.
[3]. الکهف: ۷۵.
[4]. دیوبندی، محمود الحسن، تفسیر کابلی، ج۲، ص۶۱۱.
[5]. الکهف: ۶۸.
[6]. دیوبندی، محمود الحسن، تفسیر کابلی، ج۲، ص۶۰۷.
[7]. الرازی، فخرالدین، تفسیر مفاتیح الغیب، ج۲۱، ص۱۵۲.
[8]. الکهف: ۶۸.
[9]. دیوبندی، محمود الحسن، تفسیر کابلی، ج۲، ص۶۰۷.
[10]. الخالدی، صلاح، مع قصص السابقین فی القرآن… ، ج۲، ص۲۱۳-۲۱۴.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version