الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش: ۱۱۹
الگوهای تربیتی داستان حضرت موسی و خضر علیهماالسلام (ادامه)
آموزۀ ششم: انتخاب همسفر در سفر، سختیهای راه را کاهش میدهد و انسان را در رویارویی با حوادث یاری میرساند
همراهی حضرت موسی علیهالسلام با جوان خود، یوشع بن نون، در سفر برای دیدار حضرت خضر علیهالسلام، بیانگر اهمیت انتخاب همسفر در سفر است. مسافر در طول راه به کسی نیاز دارد که رنج و دشواری سفر را از او بکاهد، در جابهجایی و امور سفر یاریاش دهد، مونس و همدم او در راه و غربت باشد، رازدار او بماند، از او مراقبت کند، احوالش را جویا شود و در همه امور و شرایط، پشتیبان و یاورش باشد.
این شیوه، از سنت و سیرۀ پیامبر اکرم صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ نیز به شمار میرود. هنگامی که آنحضرت صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ مسلمانان را به هجرت از مکۀ مکرمه به مدینۀ منوره فرمان داد، حضرت ابوبکر صدیق رضیاللهعنه بارها از پیامبر صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ اجازۀ هجرت خواست. اما پیامبر صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ به او میفرمود: «شتاب مکن؛ شاید اللهﷻ برای تو همسفری قرار دهد.»[1] ابوبکر رضیاللهعنه امیدوار بود که آن همسفر، خود رسول الله صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ باشد.
حضرت عایشه رضیاللهعنها این ماجرا را چنین نقل میکند: «روزی در گرمای نیمروز در خانه نشسته بودیم که کسی به ابوبکر رضیاللهعنه خبر داد: این رسول الله صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ است که در زمانی غیرمعمول، با چهرۀ پوشیده به سوی خانه میآید. ابوبکر رضیاللهعنه گفت: «پدر و مادرم فدای او باد؛ آمدن پیامبر صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ در این ساعت حتماً برای کاری مهم است.» پیامبر صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ وارد خانه شد و فرمود: «افراد حاضر را بیرون کن.» ابوبکر رضیاللهعنه گفت: «اینان همه اهل خانۀ شما هستند، ای رسول خدا. صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ» پیامبر صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ فرمود: به من اجازۀ هجرت داده شده است. ابوبکر رضیاللهعنه با شوق پرسید: «آیا من همسفر شما خواهم بود، ای رسول خدا؟ صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ» پیامبر صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ فرمود: «بلی.»[2]
الله متعال نیز این همسفری مبارک را در قرآن کریم جاودانه ساخته و میفرماید: «إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللهَ مَعَنَا»[3]؛ ترجمه: «اگر مدد نکنید رسولﷺ را به تحقیق نصرت داده او را اللهﷻ هنگامی که بیرون کشید او را آنانیکه کافر بودند در حالی که دوم تن از دو بود وقتی که هر دو در غار بودند آنگاه که گفت رسولﷺ برای رفیق خود غمگین مشو بیشک اللهﷻ همراه ما است.»[4]
نکتۀ قابل تأمل دیگر این که، همسفر خوب تنها همراه راه نیست، بلکه در لحظات دشوار، مایۀ آرامش، امنیت و پشتیبانی انسان است. ازاینخاطر، در فرهنگ اسلامی، سفرِ گروهی یا همراه با فردی امین و صالح، هم از نظر معنوی و هم از نظر امنیتی، مورد توصیه قرار گرفته است. این آموزه، امروزه نیز در سفرهای علمی، تحقیقی و کاری، اهمیت خود را حفظ کرده و انتخاب همراهی مسئولیتپذیر و مورد اعتماد، یکی از عوامل موفقیت و آرامش در سفر به شمار میرود.
آموزۀ هفتم: اگر علم با رحمت همراه نباشد، ممکن است به شر و ویرانی بینجامد
الله متعال هنگام سخن گفتن از حضرت خضر علیهالسلام میفرماید که به او رحمتی از جانب خود عطا کرد و سپس علمی ویژه از نزد خویش به او آموخت. این پرسش مطرح میشود که چه رابطهای میان رحمت و علم وجود دارد و چرا در این آیه، رحمت بر علم مقدم شده است؟
از لحاظ فرهنگ قرآنی، رحمت زیربنا و پیشزمینۀ علم است؛ فضای مناسبی است که علم در آن به سود، خیر و برکت تبدیل میشود. اگر رحمت از علم جدا شود، یا پیش از علم وجود نداشته باشد و پایه و اساس آن قرار نگیرد، علم میتواند به ابزاری برای شر، ویرانی و فساد تبدیل شود. از همین خاطر، قرآن کریم رحمت را پیش از علم ذکر کرده است.
علم حضرت خضر علیهالسلام با رحمت درآمیخته بود و رحمت، بستر رشد و شکوفایی آن به شمار میرفت. از همین رو، علم او علمی سودمند، پربرکت و نافع بود. به برکت این علم، کشتی از مصادره و غصب نجات یافت؛ پدر و مادر مؤمن از گرفتار شدن به فتنۀ فرزندشان رهایی یافتند و امید داشتند که خداوندﷻ فرزندی پاکتر و شایستهتر به آنان عطا کند؛ و نیز دیوار متعلق به دو کودک یتیم بازسازی شد تا گنج آنان تا زمان بلوغشان محفوظ بماند.
بنابراین، چون حضرت خضر علیهالسلام خود مشمول رحمت الهی بود، علم او نیز رنگ رحمت داشت و آثار آن برای دیگران نیز سرشار از خیر و برکت بود.
همین حقیقت را میتوان دربارۀ علوم مسلمانان در دوران شکوفایی تمدن اسلامی نیز مشاهده کرد. دانش آنان با روح رحمت، اخلاق و خیرخواهی همراه بود؛ ازاینرو، نهتنها برای مسلمانان، بلکه برای دیگر ملتها نیز سودمند و منشأ پیشرفت و آبادانی شد.
اما اگر رحمت از علم جدا شود، یا علم بر پایۀ رحمت و اخلاق بنا نگردد، نتیجۀ آن دانشی زیانآور، ویرانگر و تباهکننده خواهد بود؛ دانشی که به جای خدمت به انسان، وسیلهای برای ظلم، تخریب و نابودی میشود.با توجه به این بیان، بخشی از حکمت تقدیم رحمت بر علم در سخن خداوندﷻ روشن میشود؛ آنجا که میفرماید:«وَآتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا»[5]؛ ترجمه: «که دادیم او را رحمتی از نزد خود و آموختیم او را از نزد خود علمی.»[6]
از این آیه بهخوبی درمییابیم که علم، زمانی ارزشمند و سازنده است که با رحمت، اخلاق و مسئولیتپذیری همراه باشد.[7] ازاینخاطر، لازم است عنصر اخلاق و انساندوستی همواره در کنار دانش قرار گیرد تا علم، منشأ خیر، برکت و خدمت به بشریت باشد، نه وسیلهای برای آسیب و نابودی و تباهی بشریت.
البته، این مفهوم یکی از مهمترین مباحث اخلاق علم در اندیشۀ اسلامی است. زیرا؛ قرآن کریم تنها به فراگیری دانش دعوت نمیکند، بلکه بر جهتگیری اخلاقی علم نیز تأکید دارد. امروزه نیز در رشتههایی مانند طبی، انجینری، هوش مصنوعی، زیستفناوری و علوم هستوی، هرگاه دانش از ارزشهای اخلاقی و رحمت انسانی جدا شود، میتواند خسارتهای جبرانناپذیری برای انسان و محیطزیست به بار آورد. بناءً، در نگاه اسلامی، علم و اخلاق دو رکن جداییناپذیرند و علمِ بدون رحمت، هرچند قدرت میآفریند، الزاماً سعادت و رفاه انسان را تضمین نمیکند.