نویسنده: عبدالحی لیان

الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهم‌الصلاةو‌السلام

بخش: ۱۲۱

الگوهای تربیتی داستان حضرت موسی و خضر علیهماالسلام (ادامه)
آموزۀ نهم: شایسته است که طالب العلم و محصل نیت و هدف خود را اصلاح کند و در پی دانشی باشد که به هدایت، رشد و خیر تمام‌شود.
امام فخر رازی رحمه‌الله از گفت‌وگوی حضرت موسی علیه‌السلام با حضرت خضر علیه‌السلام در آیه: «قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا»[1]؛ نکات ارزشمند تربیتی و اخلاقی فراوانی استخراج کرده است که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
– حضرت موسی علیه‌السلام خود را در جایگاه پیرو قرار داد و با عبارت «آیا از تو پیروی کنم؟» فروتنی خویش را در برابر استاد نشان داد.
– او پیش از همراهی، از استاد اجازه خواست. این شیوه، نهایت ادب و تواضع در برابر معلم را نشان می‌دهد.
– با تعبیر «از آنچه به تو آموخته شده است» تنها درخواست بهره‌مندی بخشی از دانش خضر علیه‌السلام را مطرح کرد، نه همۀ آن را. این بیان، نشانۀ فروتنی علمی است؛ گویا طالب‌العلمی نیازمند، از صاحب دانشی بزرگ تنها حصه‌ای از علم او را درخواست می‌کند.
با عبارت «آنچه به تو آموخته شده است» اعتراف کرد که سرچشمۀ دانش، الله متعال است و علم خضر علیه‌السلام، عطای الهی است.
هدف خود را «رشد» معرفی کرد، نه صرف افزایش اطلاعات؛ زیرا غایت علم، هدایت انسان و دور ساختن او از گمراهی است.
درخواست آموزش از خضر علیه‌السلام، در حقیقت درخواست آن بود که همان‌گونه که اللهﷻ بر او منت نهاده و دانش آموخته است، او نیز این نعمت را به دیگران منتقل کند.[2]
حضرت موسی علیه‌السلام در پاسخ به خضر علیه‌السلام نیز فرمود: «سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا»[3]؛ ترجمه: «گفت خواهی یافت مرا اگر خواهد خدا صبر کننده و نافرمانی نکنم تو را در هیچ امر.»[4]
این پاسخ، نمونه‌ای برجسته از ادب، فروتنی و عزم راسخ در راه فراگیری دانش است.[5]
تعبیر «مرا صابر خواهی یافت» از نظر بلاغی، از جملۀ «صبر خواهم کرد» رساتر است؛ زیرا نشان می‌دهد که حضرت موسی علیه‌السلام از همان آغاز، خود را برای تحمل دشواری‌های مسیر علم آماده ساخته بود.[6]
از این رفتار می‌توان آموخت که متعلم باید در برابر استاد صبور بوده و شتاب‌زده در داوری نباشد. گاهی ممکن است رفتار یا سخنی از استاد برای متعلم نامفهوم باشد، اما شایسته آن است که پیش از قضاوت، فرصت توضیح و تبیین را به او بدهد؛ زیرا استاد، به حکم تجربه و دانش، افقی گسترده‌تر از شاگرد دارد.
متأسفانه گاه دیده می‌شود که برخی محصلین، با وجود دانش اندک و تجربۀ محدود، خود را برتر از استاد می‌پندارند و با شتاب، او را به ناآگاهی یا کوتاهی در دین و دانش متهم می‌کنند. چنین رفتاری بیش از هر چیز، نشانۀ کمبود معرفت، غرور و ضعف ادب علمی است.
همچنین، این آیه نشان می‌دهد که تواضع، یکی از بنیادی‌ترین آداب طلب علم است. محصلی که گرفتار تکبر شود، از بسیاری معارف محروم خواهد ماند.
امام مجاهد رحمه‌الله می‌گوید: شخص خجالتی و شخص متکبر، علم نمی‌آموزند؛ زیرا فرد خجالتی از پرسیدن آنچه نمی‌داند خودداری می‌کند و فرد متکبر نیز شأن خود را بالاتر از آن می‌بیند که از دیگران بیاموزد.[7] ازهمین‌خاطر، حضرت عایشه رضی‌الله‌عنها دربارۀ زنان انصار فرمود: «چه زنان نیکویی بودند زنان انصار؛ حیا، آنان را از فراگیری دین بازنمی‌داشت.»[8]
بنابراین، حیای پسندیده هرگز مانع پرسش و یادگیری نمی‌شود؛ بلکه آنچه نکوهیده است، حیایی است که انسان را از کسب دانش بازدارد.[9]
امام غزالی رحمه‌الله نیز در بیان ادب طالب‌العلم می‌گوید: طالب‌العلم باید در برابر استاد خود، همچون زمینی نرم و آماده باشد که باران فراوان را به‌طور کامل در خود جذب می‌کند.[10] یعنی با ذهنی گشوده، روحیه‌ای فروتن و آمادگی کامل برای پذیرش حقیقت، از استاد بهره گیرد.
داستان حضرت موسی علیه‌السلام به همۀ طالبان علم می‌آموزد که علم، وسیله است نه هدف؛ وسیله‌ای برای رسیدن به مقصدی والا، و آن تحقق رشد و هدایت است. ازاین‌رو، دانش باید انسان را به سوی تفکر صحیح، اخلاق نیکو، تصمیم‌گیری خردمندانه و عمل صالح رهنمون سازد.
علمی که بر پایۀ رشد و هدایت بنا شده باشد، همانند درختی پاک و پربرکت است که میوه‌های شیرین و سودمند به بار می‌آورد؛ میوه‌هایی که در رفتار، اخلاق، خدمت به جامعه و اصلاح زندگی فردی و اجتماعی انسان آشکار می‌شود.
در نگاه اسلام، ارزش علم تنها به گستردگی اطلاعات یا مهارت‌های علمی وابسته نیست، بلکه به هدف، جهت‌گیری و ثمرۀ آن بستگی دارد. علمی ارزشمند است که به رشد انسان، خدمت به جامعه، گسترش عدالت، حل مشکلات و تقرب به خداوندﷻ تمام شود.
اما اگر دانش از این اهداف جدا شود، ممکن است به ابزاری برای خودنمایی، کسب منفعت نامشروع، سلطه بر دیگران یا حتی فساد و تباهی تبدیل گردد. بنابراین، هر طالب‌العلم و محققی باید همواره نیت خود را بازنگری کند و از خود بپرسد: این علمی که می‌آموزم، چه نقشی در رشد من، اصلاح جامعه و خدمت به بشریت خواهد داشت؟.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. الکهف: ۶۶.
[2]. الرازی، فخرالدین، تفسیر مفاتیح الغیب، ج۲۱، ص۱۵۲-۱۵۱.
[3]. الکهف: ۶۹.
[4]. دیوبندی، محمود الحسن، تفسیر کابلی، ج۲، ص۶۰۸.
[5]. الرازی، فخرالدین، تفسیر مفاتیح الغیب، ج۲۱، ص۱۵۳.
[6]. النجار، جمال مصطفی، إتحاف الأحباب بقصص سورة الکهف و عبر اولی الألباب، ج۲، ص۳۵۲.
[7]. امام بخاری این مطلب را به گونۀ تعلیقی در کتاب العلم در باب الحیاء فی العلم ذکر کرده است.
[8]. أخرجه البخاری، کتاب العلم، شماره حدیث: ۱۳۰.
[9]. الخالدی، صلاح، مع قصص السابقین فی القرآن دراسات فی الإیمان والدعوت والجهاد، ج۱، ص۳۹۸-۳۹۷.
[10]. امام غزالی، إحیاء علوم الدین، باب آداب المتعلم والمعلم، ج۱، ص۵۰.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version