الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش: ۱۰۱
رهنمودهای تربیتی داستان لقمان حکیم علیهالسلام
رهنمود دوازدهم: مادر باید حق طفل را در بهرهمندی از شیر مادر تا دو سالگی رعایت کند.
الله متعال میفرماید: «وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ»[1]؛ ترجمه: و از شیر گرفتن او در مدت دو سال است.
اشارهای به مدت طبیعی و ضروری شیردهی طفل وجود دارد و آن، دو سال کامل است. اگر مدت شیردهی کمتر از دو سال باشد، طفل به اندازۀ کافی از شیر مادر (که غذای طبیعی و مورد نیاز اوست) بهرهمند نخواهد شد. همچنین اگر مدت شیردهی از دو سال فراتر رود، این افزایش معمولاً فایدهای نخواهد داشت و چهبسا در برخی موارد برای طفل زیانآور نیز باشد.
شیر مادر، افزون بر آنکه در دو سال نخست زندگی، غذای طبیعی و اساسی طفل به شمار میآید، زمینۀ رشد طبیعی او را از جنبههای مختلف فراهم میسازد؛ به گونهای که طفل از نظر جسمانی، سلامت، روانی و اخلاقی به شکلی متعادل رشد میکند. همچنین شیر مادر در وجود او بذر محبت، دوستی، رحمت، مهرورزی و دلسوزی را میپروراند.
بخصوص آنکه همۀ نظریههای علمی، طبی و تربیتی بر درستی این دیدگاه اتفاق نظر دارند که تغذیه با شیر مادر، عامل رشد طبیعی و همهجانبۀ طفل است و نقش اساسی در تأمین صحت و تکامل متوازن او ایفا میکند.
رهنمود سیزدهم: بزرگداشت حق پدر و مادر؛ خداوند سپاسگزاری از آنان را در کنار سپاسگزاری از خود قرار داده است.
الله متعال میفرماید:«أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ»[2]؛ ترجمه: اینکه شکر مرا و شکر پدر و مادرت را بهجا آور؛ بازگشت همه به سوی من است.
این آیه بیانگر بزرگداشت حق پدر و مادر و تأکیدی بر ضرورت رعایت ترتیب حقوق و پایبندی به ادای آنهاست. خداوند متعال سپاسگزاری از پدر و مادر را در کنار سپاسگزاری از خود قرار داده و رضایت آنان را با رضایت خویش پیوند داده است. ازاینرو، بر فرزندان واجب است که نخست خداوند متعال را به سبب نعمتهای بزرگ او سپاس گویند و سپس از پدر و مادر خود به خاطر نعمتِ تولد، تربیت، مهر، محبت و دیگر خدمات آنان قدردانی کنند.
از این آیه همچنین استفاده میشود که سپاسگزاری از انسانهایی که به دیگران نیکی و احسان میکنند، جایز و پسندیده است؛ زیرا شکرگزاری از پدر و مادر بهصراحت در این آیه واجب شمرده شده است.
با این حال، حقیقت آن است که شکر واقعی تنها از آنِ خداوندمتعال است و سپاس از نیکوکاران در حقیقت سپاس از خداوندمتعال به شمار میآید؛ زیرا این خداوند است که آنان را به نیکی و احسان نسبت به انسانها توفیق داده است. بنابراین، انسان از طریق سپاسگزاری از آنان، در واقع خداوند را شکر میکند.
همچنین سپاسگزاری از پدر و مادر، هرچند در ظاهر متوجه آنان است، اما در حقیقت سپاس از خداوند است؛ زیرا او آنان را وسیلۀ پیدایش انسان قرار داده و رحمت و مهربانی را در دل آنان نسبت به فرزند قرار داده است.
شکر خداوند متعال آن است که انسان نعمتهای الهی را وسیلۀ نافرمانی قرار ندهد، برای نعمتهای او شریکی قائل نشود و از خداوند اطاعت کند و کارهایی را که موجب رضایت اوست، مانند نماز، روزه، زکات، حج و دیگر عباداتی که به انجام آنها فرمان داده شده است، بهجا آورد.
همچنین خداوند را بزرگ بدارد و همۀ نعمتهایی را که به او ارزانی داشته است، در همان مسیری به کار گیرد که برای آن آفریده شده است. با وجود همۀ اینها، انسان باید به ناتوانی خود در ادای کامل حق شکر الهی اعتراف کند.[3]
خلاصه آنکه شکر قلب، معرفت و شناخت است؛ شکر زبان، ستایش و حمد است؛ شکر اعضا و جوارح، اطاعت و فرمانبرداری است و احساس ناتوانی در انجام کامل همۀ این موارد، نشانۀ پذیرش آنهاست.
اما شکرگزاری از پدر و مادر در امور فراوانی نمود پیدا میکند که همگی به نیکی و احسان نسبت به آنان بازمیگردد و مهمترین آنها عبارتاند از:
۱. همواره خداوند متعال را به سبب نعمت وجود پدر و مادر سپاسگزاری کند. خداوند متعال میفرماید: «أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ»[4]؛ ترجمه: اینکه شکر مرا و شکر پدر و مادرت را بهجا آور؛ بازگشت همه به سوی من است.
۲. همواره از پدر و مادر خود قدردانی کند؛ زیرا خداوند متعال سپاسگزاری از آنان را در کنار سپاسگزاری از خود قرار داده است. از ابن عباس رضیاللهعنهما نقل شده است: «هر کس خداوندمتعال را شکر کند، اما از پدر و مادر خود سپاسگزاری نکند، شکر او پذیرفته نخواهد شد.»[5]
۳. از اظهار کوچکترین ناراحتی نسبت به آنان و از تندی کردن با ایشان، بخصوص در دوران سالمندی، خودداری کند. خداوند متعال میفرماید:
«إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا»[6]؛ ترجمه: اگر یکی از آن دو یا هر دوی آنان در کنار تو به سالخوردگی رسیدند، حتی به آنان «اُف» مگو، بر آنان صدایت را بلند نکن و با آنان سخنی شایسته و محترمانه بگو.
۴.با آنان با فروتنی، مهربانی و نرمخویی رفتار کند. خداوند متعال میفرماید:
«وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ»[7]؛ ترجمه: و از روی مهربانی، بال فروتنی خویش را برای آنان فرود آور.
این تعبیر قرآنی سرشار از لطافت و تأثیرگذاری است؛ چنانکه مهربانی، انسان را به درجهای میرساند که با نهایت فروتنی و تسلیم در برابر پدر و مادر رفتار میکند.[8] این رحمت، احساس تنهایی آنان را در زمانی که به یاری اولاد نیازمند میشوند، از بین میبرد؛ زیرا پدر و مادر همواره دوست دارند یاریرسان فرزند خود باشند و مقصود از این دستور، تربیت انسان بر پایۀ سپاسگزاری از نعمتهای گذشتۀ آنان است.[9]
۵. مصارف زندگی آنان را تأمین کند؛ زیرا خداوند متعال به انفاق بر پدر و مادر فرمان داده و آن را از بهترین موارد انفاق دانسته است.
خداوند میفرماید: «يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ»[10]؛ ترجمه: از تو میپرسند چه چیزی انفاق کنند؛ بگو: هر خیر و مالی که انفاق میکنید، برای پدر و مادر و خویشاوندان باشد.
۶.هنگام ورود آنان از جای برخیزد، پیش از آنان ننشیند، جلوتر از آنان راه نرود، پیش از آنان وارد یا خارج نشود و آنان را با نامشان صدا نزند. از ابوهریره رضیاللهعنه روایت شده است که مردی را دید و به او فرمود: «او را با نامش صدا نزن، جلوتر از او راه نرو و پیش از او منشین.[11]
۷.آبرو و شخصیت آنان را حفظ کند و از هر کاری که موجب ناسزاگویی به آنان شود، پرهیز نماید؛ زیرا سبب شدن برای ناسزاگویی به پدر و مادر از بزرگترین گناهان کبیره است.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم فرمود: «از بزرگترین گناهان کبیره آن است که انسان به پدر و مادر خود ناسزا بگوید.» گفته شد: ای رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم، چگونه ممکن است کسی به پدر و مادر خود ناسزا بگوید؟ فرمود: «به پدر دیگری ناسزا میگوید و او نیز به پدرش ناسزا میدهد و به مادر دیگری ناسزا میگوید و او نیز به مادرش ناسزا میدهد.»[12]
۸.به ندای آنان پاسخ دهد، در برآوردن نیازهایشان شتاب کند، از آنان اطاعت نماید، سخنانشان را قطع نکند، با آنان مجادله و مخالفت نورزد، سرزنش یا تمسخرشان نکند، در حضورشان با صدای بلند نخندد و با سخنان آنان مخالفت نکند؛ مگر آنکه فرمان به نافرمانی خدا بدهند؛ زیرا در نافرمانی خالق، اطاعت از هیچ مخلوقی جایز نیست.
خداوند متعال میفرماید: «وَإِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا»[13]؛ ترجمه: و اگر آن دو تلاش کردند تا چیزی را که بدان آگاهی نداری شریک من قرار دهی، از آنان اطاعت مکن.
۹.با افزایش نیکی و احسان، هدیه دادن، اظهار محبت، انجام کارهایی که موجب شادی آنان میشود، حفظ اموال و وسایلشان، توجه به آسایش آنان و پرهیز از ایجاد مزاحمت در هنگام خواب یا ورود به اتاقشان بدون اجازه، دل آنان را شاد کند.
۱۰.پیش از آنان دست به غذا نبرد، خوراکیهای خوب را به خود اختصاص ندهد، در حضور آنان دراز نکشد و در جایگاهی بالاتر از آنان ننشیند.
۱۱.هنگام دیدار به آنان سلام کند، در همۀ امور با آنان مشورت نماید، از تجربهها و دیدگاههایشان بهره ببرد و نصیحتهای آنان را بپذیرد.
۱۲.برای آنان بسیار دعا و استغفار کند و از خداوندمتعال بخواهد که در برابر فضل، احسان و تربیت شایستهای که نسبت به او داشتهاند، بهترین پاداش را به آنان عطا فرماید.[14]