الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش: ۹۷
رهنمود های تربیتی داستان لقمان حکیم علیهالسلام
رهنمود ششم: مسئولیت مؤمن در هدایت خانواده و اصلاح محیط خانه
مؤمن همانگونه که مسئول هدایت خویش و اصلاح قلب و روح خود است، در برابر هدایت خانواده و اصلاح محیط خانه نیز مسئولیت دارد. قرآن کریم از خلال داستان لقمان حکیمعلیهالسلام، الگویی از خانوادۀ مسلمان را به تصویر میکشد و وظایفی را که بر عهدۀ سرپرست خانواده در زمینۀ تربیت فرزندان، مراقبت از آنان و پرورششان بر اساس فضایل اخلاقی و ارزشهای انسانی قرار دارد، بیان میکند.
بر این اساس، مؤمن تنها به اصلاح خود مکلف نیست، بلکه باید در جهت هدایت اعضای خانواده و استحکام بنیان خانۀ خویش نیز تلاش نماید.
اسلام دینی است که به نهاد خانواده اهمیت خاص میدهد؛ مسئولیتهای فرد مؤمن را در قبال خانواده و خانهاش بهروشنی مشخص کرده است.
خانوادۀ مسلمان هستۀ اولیۀ جامعۀ اسلامی و کوچکترین واحد سازندۀ آن به شمار میرود. جامعۀ اسلامی از مجموعۀ همین خانوادهها شکل میگیرد و هر خانواده همچون سلولی در پیکرۀ زندۀ جامعۀ اسلامی است.
خانۀ مسلمان در حقیقت قلعهای از قلعههای عقیدۀ اسلامی است. این قلعه باید از درون استحکام و انسجام داشته باشد و هر یک از اعضای آن نقش پاسداری از ارزشها و اصول آن را بر عهده گیرند. اگر این استحکام درونی وجود نداشته باشد، نفوذ آسیبها و انحرافات از درون آسان خواهد شد و دشمنان فکری و اخلاقی بهراحتی میتوانند به این قلعه رخنه کنند.
بنابراین، نخستین عرصۀ دعوت و اصلاح برای مؤمن، خانواده و نزدیکان او هستند. او وظیفه دارد پیش از آنکه به اصلاح دیگران بپردازد، بنیان خانوادۀ خود را استوار ساخته و راههای نفوذ آسیبها را در محیط خانه ببندد.
در این میان، نقش مادرِ مسلمان نقشی اساسی و تعیینکننده است. حضور پدر مسلمان بهتنهایی برای حفظ و تربیت صحیح خانواده کافی نیست؛ بلکه همکاری پدر و مادر در کنار یکدیگر، شرط اساسی موفقیت در تربیت فرزندان است.
ساختن جامعۀ اسلامی تنها با تربیت مردان امکانپذیر نیست، بلکه زنان نیز نقش بنیادینی در این بخش دارند؛ زیرا آنان نگهبان نسل آینده و تربیت دهندگان بذرهای فردای جامعهاند.
لذا، مرد مسلمان باید به سنگینی مسئولیت خود آگاه باشد. او نه تنها مأمور است خویشتن را از عذاب الهی حفظ کند، بلکه موظف است خانوادۀ خود را نیز از آن مصون بدارد. خداوند متعال میفرماید:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا»[1]؛ ترجمه: ای کسانی که ایمان آوردهاید! خود و خانوادۀ خویش را از آتش حفظ کنید.
ازهمینرو، مرد مسلمان باید در آغاز تشکیل خانواده، در انتخاب همسر دقت فراوان داشته باشد و زنی شایسته و دیندار را برگزیند؛ زنی که اندیشه و نگرش خود را از تعالیم اسلام بگیرد و در ساختن خانوادهای مؤمن و پایبند به ارزشهای دینی، یار و یاور همسر خود باشد. در این راه، ممکن است انسان ناچار شود از برخی معیارهای ظاهری و فریبنده چشمپوشی کند و به جای توجه صرف به زیباییهای ظاهری یا جلوههای مادی، معیار اصلی خود را دینداری، اخلاق نیکو و صلاحیت معنوی قرار دهد؛ همان چیزی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم بر آن تأکید فرموده است.[2]
هرگاه خانواده بر چنین اساسی شکل گیرد، پدر و مادر هر دو میتوانند نقش خویش را در تربیت فرزندان ایفا کنند و آنان را بر پایۀ عقیدۀ صحیح، ایمان راستین و اخلاق والا پرورش دهند؛ نسلی که زمینهساز استحکام خانواده، سلامت جامعه و پیشرفت امت اسلامی خواهد بود.
رهنمود هفتم: نخستین وظیفۀ والدین بنیانگذاری عقیدۀ صحیح در دل فرزندان
لقمان حکیمعلیهالسلام اندرزها و سفارشهای خود به فرزندش را با مهمترین مسئله آغاز کرد؛ یعنی اصلاح عقیده و ایمان به خداوند متعال.
او نخست فرزندش را از شرک به خدا بازداشت و این نهی، دربردارندۀ دعوت به عبادت و بندگی خالصانۀ خداوند یگانه نیز بود. سپس علت این نهی را برای او بیان کرد و فرمود که شرک، ظلمی بسیار بزرگ است.
چنانچه الله متعال از زبان لقمانعلیهالسلاممیفرماید: «يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ»[3]؛ ترجمه: ای فرزندم! به خدا شرک نیاور؛ زیرا شرک، ستمی بزرگ است.
نخستین چیزی که مورد توجه لقمانعلیهالسلام قرار گرفت و اولین موعظهای که به فرزندش ارائه کرد، ایمان به خداوندمتعال بود. این دقیقاً همان چیزی است که باید در تربیت فرزندان در اولویت قرار گیرد؛ زیرا مسئلۀ عقیده، اساس و زیربنای تمام تربيت های دینی است و سایر تکالیف و ارزشهای اسلامی بر آن استوار میشود. ازاینرو، تربیت اعتقادی یکی از مهمترین مسئولیتهای والدین در قبال فرزندان به شمار میآید.
لقمان حکیمعلیهالسلام در اینجا فرزندش را به امری تازه و ناشناخته دعوت نمیکرد؛ بلکه او را به حقیقتی بازمیگرداند که خداوندمتعال آن را در سرشت و فطرت انسان قرار داده است. چنانکه خداوند متعال میفرماید:«فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ»[4]؛ ترجمه: این همان فطرت الهی است که خداوند متعال مردم را بر آن آفریده است؛ و در آفرینش خدا هیچ دگرگونی نیست.
ایمان به خداوندمتعال در نهاد و سرشت انسانها به ودیعه نهاده شده است. قرآن کریم به پیمان فطری میان خداوندمتعال و فرزندان آدم اشاره کرده و میفرماید: «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا»[5]؛ ترجمه: و هنگامی که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، نسل آنان را برگرفت و آنان را بر خودشان گواه ساخت [و فرمود:] آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بلي، گواهی میدهیم.
بر این اساس، تربیت ایمانی و اعتقادی از بزرگترین مسئولیتهای والدین است. اگر به این بُعد از تربیت توجه کافی نشود، فرزند ممکن است با عقیدهای سست و ایمانی ضعیف رشد کند. حتی در برخی موارد، تحت تأثیر محیطهای ناسالم، فرهنگهای منحرف و جوامع گمراه، از مسیر حق دور شده و دچار انحراف اعتقادی گردد.
در چنین وضعیتی، بازگرداندن او به راه راست، ایمان صحیح و هدایت الهی بسیار دشوار خواهد بود.
ازاینرو اسلام تأکید میکند که تربیت فرزند باید از پایههای اعتقادی آغاز شود و والدین پیش از هر چیز، ایمان به خدا، توحید، محبت الهی و باورهای صحیح اسلامی را در جان فرزندان خود نهادینه سازند؛ زیرا هرگاه بنیاد عقیده استوار باشد، اخلاق، عبادات و سایر رفتارهای دینی نیز بر پایهای محکم بنا خواهند شد.[6]