الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش: ۸۷
آموزههای تربیتی داستان حضرت عیسی علیهالسلام و مریم رضیاللهعنها
سرگذشت حضرت مریمرضیاللهعنها و حضرت عیسیعلیهالسلام، نمایانگر یکی از لطیفترین جلوههای تربیت الهی در بستر ابتلاء و کرامت انسانی است. این داستان نشان میدهد که چگونه یک انسان میتواند در اوج تنهایی و فشار اجتماعی، مسیر پاکی و استواری را حفظ کند.
پیوند میان امتحانهای دشوار و رشد درونی، از نکات برجستۀ این روایت است که نگاه تربیتی ویژهای را ارائه میدهد. همچنین، حضور ارادۀ الهی در هدایت وقایع، به انسان میآموزد که فراتر از محاسبات عادی بیندیشد.
آموزۀ اول: توحید و اخلاص، برترین نمود رهایی از بندگی غیر خداست
بانوی بزرگ، حضرت مریمرضیاللهعنها، برخاسته از خاندانی شریف و برخوردار از اصالت، سرشت پاک و تربیت صالح بود؛ خاندانی که در گذر زمان در میان قومی سختخو و خشن میزیستند، اما به تقوا، صلاح، خیر و برکت، استقامت و نیکسیرتی شناخته میشدند.[1]
یکی از روشنترین گواههای این حقیقت، نذرِ همسر عمران (مادر مریمرضیاللهعنهما) است؛ آنگاه که گرانبهاترین دارایی خویش، یعنی فرزند در رحم خود را، خالصانه برای پروردگارش وقف کرد و او را از هر قید و هرگونه حق برای غیر خدا آزاد ساخت.
چنانکه در قرآن کریم آمده است: «رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي»[2]؛ ترجمه: پروردگارا! آنچه را در شکم دارم، خالصانه برای تو نذر کردم؛ پس از من بپذیر.
این دعای خاشعانه، از دلی سرشار از ایمان خالص به پروردگار جهانیان حکایت دارد؛ دلی که یکسره متوجه خداوند است و جز طلب رضای او، مقصدی ندارد.[3]
ازاینرو، بر هر مسلمانی لازم است که هر عملی را با اخلاص کامل برای خداوند انجام دهد تا مورد پذیرش او قرار گیرد؛ همانگونه که خداوند این نذر را پذیرفت.
چنانکه میفرماید: «فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ»[4]؛ ترجمه: پس پروردگارش او را به نیکوترین وجه پذیرفت.
تعبیر آن بانورضیاللهعنها از این اخلاص مطلق به «آزادسازی»، تعبیری ژرف و الهامبخش است؛ زیرا آزادی حقیقی تنها در گرو اخلاص کامل برای خداوند تحقق مییابد. انسانی که سراسر وجود خود را به خدا میسپارد، از بندگی هر کس و هر چیز رهایی مییابد و بندگی او تنها برای خداوند خواهد بود.
از همینجاست که توحید، کاملترین صورت آزادی انسان بهشمار میآید؛ زیرا تا زمانی که دل انسان به غیر خدا وابسته باشد (چه در باورها و چه در نظام ارزشها و قوانین زندگی) آزادی حقیقی تحقق نخواهد یافت. ازاینرو، اسلام با دعوت به توحید، یگانه راه رهایی راستین انسان را ارائه کرده است.[5]
آموزۀ دوم: والدین باید برای فرزندان خود نامهای نیکو و امیدبخش برگزینند
شایسته است که پدران و مادران برای فرزندان خویش بهترین، زیباترین و نیکوترین نامها را انتخاب کنند؛ همانگونه که همسر عمران چنین کرد. او نام «مریم» را برای دخترش برگزید؛ و «مریم» در زبان آنان به معنای «زن عابد و پرستشگر» آمده است.
این نامگذاری نشان میدهد که او آرزو داشت فرزندش دختری عبادتپیشه و خاشع در برابر پروردگار جهانیان باشد. اینکه وی در همان لحظۀ تولد، این نام را برگزید، بیانگر آگاهی عمیق و توجه او به هدف تربیتی خویش از همان آغاز است؛ هدفی که آن را از زمانی در دل داشت که آرزوی فرزند میکرد و از خداوند درخواست آن را داشت. ازاینرو، با شتاب و با نگاهی سرشار از امید و نیکاندیشی، نام فرزندش را اعلام کرد.
چنانکه در قرآن کریم آمده است:«فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ»[6]؛ ترجمه: پس پروردگارش او را به نیکوترین وجه پذیرفت.
در سیرۀ پیامبر اسلام حضرت محمدصلیاللهعلیهوسلم نیز توجه به نامهای نیک و امیدبخش بهروشنی دیده میشود. ایشان به نیکنامی و خوشبینی در نامگذاری علاقه داشتند؛ چنانکه در روایتی آمده است وقتی «سهیل بن عمرو» نزد ایشان آمد، فرمودند: «کار شما آسان شد.»[7] همچنین نام «عاصیه» را تغییر دادند و فرمودند: «تو جمیله (زیبا) هستی.»[8]
در منابع حدیثی مانند صحیح بخاری و سنن ابیداود نقل شده است که پیامبرصلیاللهعلیهوسلم برخی نامهای ناپسند را تغییر میدادند؛ مانند «عاص»، «عزیز»، «عتله»، «شیطان»، «حَکَم»، «غراب»، «حباب» و «شهاب» که آنها را به نامهای نیکوتر تبدیل کردند. همچنین نامهایی که بار معنایی منفی داشت، به نامهای مثبت و امیدبخش تغییر مییافت.[9]
ابن قیم جوزیهرحمهالله میگوید: «نامها بر صاحبان خود تأثیر میگذارند، و افراد نیز از نامهای خویش اثر میپذیرند؛ از نظر زیبایی و زشتی، سبکی و سنگینی، لطافت و خشونت.
پیامبرصلیاللهعلیهوسلم امّت خود را به نیکو ساختن نامها فرمان دادند و بیان کردند که انسانها در روز قیامت با همین نامها خوانده میشوند. این نکته اشارهای است به اینکه انسان باید اعمال خود را نیز مطابق نام نیک خویش اصلاح کند، تا هنگامی که در برابر همگان خوانده میشود، نام و صفت او هماهنگ و شایسته باشد.»[10]