نویسنده: عبدالحی لیان

الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهم‌الصلاةو‌السلام

بخش هشتادودوم

آموزه‌های تربیتی داستان زکریا و یحیی علیهماالسلام
داستان حضرت زکریا و حضرت یحیی علیهماالسلام از جمله داستان‌های قرآنی است که نمونه‌ای روشن از پیوند میان دعا، امید، و اعتماد کامل به قدرت الهی را به تصویر می‌کشد. در پرتو این قصه، نقش والدین در طلب و تربیت فرزند صالح به‌عنوان یکی از اساسی‌ترین مسئولیت‌های انسانی برجسته می‌گردد. ازاین‌رو، بررسی آموزه‌های تربیتی این داستان، می‌تواند راهنمایی ارزشمند برای اصلاح فرد و جامعه فراهم سازد و از انحراف در سیستم تربیت اسلامی جلوگیری کند.
آموزۀ اول: محبت به فرزند یک امر فطری است، اما مؤمن از خداوند فرزند صالح می‌طلبد
در درخواست حضرت زکریا علیه‌السلام از پروردگارش که فرزندی به او عطا کند تا وارث او و خاندان یعقوب علیه‌السلام باشد، دلالتی روشن بر این نکته وجود دارد که محبت به فرزند، امری فطری و نهادینه در وجود انسان است. خداوند متعال می‌فرماید:
«زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا»[1]؛ ترجمه: برای مردم، دوستی و علاقه به خواهش‌های نفسانی (از جمله زنان و فرزندان و ثروت‌های فراوان از طلا و نقره و اسبان نشان‌دار و چهارپایان و کشتزارها) آراسته و دلنشین گردانیده شده است؛ اما همۀ این‌ها تنها بهرۀ زودگذر زندگی دنیاست.
این آیه نشان می‌دهد که علاقه به فرزند، امری طبیعی و فطری است و اسلام هرگز با فطرت انسانی در تضاد نیست، بلکه آن را هدایت و جهت‌دهی می‌کند.
با توجه به همین اصل، حضرت زکریا علیه‌السلام (با آن‌که به سن پیری رسیده بود و همسرش نیز از نظر طبیعی قابلیت فرزندآوری نداشت) باز هم دست به درگاه الهی برداشت و با امید و یقین از خداوند درخواست فرزند صالح نمود: «رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً»[2]؛ ترجمه: پروردگارا! از جانب خود، فرزندی پاک و شایسته به من عطا فرما.
در این دعا، تنها درخواست «فرزند» مطرح نیست، بلکه تأکید بر «ذرّیۀ طیبه» (فرزند پاک و صالح) است؛ و این نشان‌دهندۀ نگاه عمیق ایمانی به مسئلۀ فرزندآوری است.
این روش، سنت پیامبران علیهم‌الصلاةوالسلام و صالحان الهی نیز بوده است. خداوند می‌فرماید: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً»[3]؛ ترجمه: ما پیش از تو نیز پیامبرانی فرستادیم و برای آنان همسران و فرزندانی قرار دادیم.
همچنین خداوند بندگان پرهیزکار خود را چنین توصیف می‌کند: «وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا»[4]؛ ترجمه: و آنان که می‌گویند: پروردگارا! از همسران و فرزندان‌مان مایۀ روشنی چشم ما قرار ده و ما را پیشوای پرهیزکاران گردان.
«قرة أعین» یعنی فرزندانی که باعث آرامش قلب و خوشی چشم والدین شوند؛ نه صرفاً زیاد بودن تعداد آنان.
پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم نیز به ازدواج با زنان مهربان و فرزندآور تشویق نموده و فرموده‌اند: «با زنان مهربان و فرزندآور ازدواج کنید؛ زیرا من به کثرت شما بر امت‌ها مباهات می‌کنم»[5]؛ همچنین برای حضرت انس بن مالک رضی‌الله‌عنه دعا کردند: «اللهم أكثر ماله وولده وبارك له فيما أعطيته»[6]؛ ترجمه: «خدایا! مال و فرزند او را زیاد گردان و در آنچه به او داده‌ای برکت قرار ده.
با این حال، نکتۀ بسیار مهم آن است که در اسلام، هدف صرفاً زیاد شدن تعداد فرزندان نیست، بلکه اصل اساسی، صلاح و شایستگی آنان است. چنان‌که حضرت زکریا علیه‌السلام می‌فرماید: «وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا»[7]؛ ترجمه: پروردگارا! او را مورد رضایت و پسند خود قرار ده.
بنابراین، هدف نهایی از طلب فرزند، داشتن فرزندانی صالح است؛ فرزندانی که: موجب روشنی چشم والدین شوند. پس از مرگ آنان، با دعاهای خود به آنان نفع برسانند و در اصلاح جامعه نقش ایفا کنند.
از سوی دیگر، درخواست حضرت زکریا علیه‌السلام نشان‌دهندۀ نگرانی ایشان نسبت به آیندۀ دین نیز بود: «وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي»[8]؛ ترجمه: و من از جانشینان پس از خود بیم دارم.
یعنی بیم آن داشت که پس از وفاتش، کسانی زمام امور را به دست گیرند که دین خدا را به‌درستی حفظ نکنند و مردم را به توحید دعوت ننمایند؛ ازهمین‌رو از خداوند فرزند صالحی درخواست کرد که ادامه‌دهندۀ راه حق باشد.
از این مجموعه آیات و روایات چنین فهمیده می‌شود که:
         محبت به فرزند، امری طبیعی و مورد تأیید اسلام است؛
         اما این محبت باید در مسیر ایمان و صلاح هدایت شود؛
         هدف از فرزندآوری، تنها افزایش نسل نیست، بلکه تربیت نسلی صالح و مؤمن است؛
         آیندۀ دین و جامعه، وابسته به فرزندان صالح است؛
         و والدین مسئول‌اند که با نگاه دینی، برای تربیت نسل آینده برنامه‌ریزی کنند.[9]
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. آل عمران: ۱۴.
[2]. آل عمراآن: ۳۸.
[3]. الرعد: ۳۸.
[4]. الفرقان: ۷۴.
[5]. رواه ابوداود، کتاب النکاح، شماره حدیث: ۲۰۵۰.
[6]. رواه البخاری، کتاب الدعوات، شماره حدیث: ۶۳۷۸.
[7]. مریم: ۶.
[8]. مریم: ۵.
[9]. جاد المولی، محمد، القصص القرآنی، بیروت: دارالفکر، بی‌تا، ص۳۷۸.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version