نویسنده: ایوب راسخ

الحاد نوین در ترازوی نقد

بخش هفتم

عقل­گرایی مورد نظر الحاد نوین
در بخش قبلی عقل‌­گرایی، معانی و کاربردهای آن، به عنوان یکی از مبانی مهم الحاد نوین مورد بررسی قرار گرفت. پس از بررسی سه معنا و کاربرد برجستۀ عقل‌­گرایی به این پرسش می­‌رسیم که ملحدان مدرن عقل‌گرایی را به کدام معنا و کاربرد علیه خداباوری استفاده می­‌کنند؟ آیا منظور آن‌­ها از عقل‌­گرایی نفی تجربه‌گرایی است یا نفی سنت و یا بررسی آموزه‌­های دینی با رویکرد عقلانی؟
عقل‌گرایی مدرن، در دست ملحدان، به ابزاری برای صورت‌بندی یک جهان‌بینی جامع بدل شده که می‌کوشد بدون ارجاع به مفاهیم متافیزیکی یا سنتی، تصویری از جهان ارائه دهد. این رویکرد، نوعی «عقل خودبنیاد» را تبلیغ می‌کند که ادعا می‌نماید تنها بر پایۀ خرد و داده‌های تجربی قادر به تبیین همه چیز است و در این مسیر، دین را نه به عنوان یک رقیب فلسفی، بلکه به مثابۀ مانعی بر سر راه این خرد خودمختار معرفی می‌کند.
با تأمل و درنگ در گفته­‌ها و نوشته­‌های آن­ها در می­‌یابیم که منظور آن­‌ها از این اصطلاح نه مقابله با تجربه‌گرایی است و نه ارائۀ قرائت عقل‌­مدارانه از دین؛ بلکه منظور آن­‌ها از این اصطلاح مبارزه با سنت و دین است.
بحث از عقل­‌گرایی به معنای نفی تجربه­‌گرایی از مباحث عمیق فلسفی است که به دکارت و اسپینوزا و هم­‌فکران آن­‌ها و همچنین لاک و هیوم و پیروان­شان مربوط می­‌شود و ربطی به ملحدان و خداناباوران جدید که لزوماً دغدغۀ یک فیلسوف به تمام معنا را ندارند، پیدا نمی­‌کند.
بحث قرائت عقل­‌مدارانه از دین نیز یک بحث درون­‌دینی است که لزوماً به خداناباوران که عموماً نافی باور دینی هستند، ربطی ندارد. بنابراین، تنها معنایی که مربوط به خداناباوران می­‌شود و آن­‌ها عقل­‌گرایی را به آن معنا به کار می‌­برند، همان معنای دوم عقل‌­گرایی، یعنی مخالفت با سنت است. شواهد زیادی از گفته­‌ها و نوشته­‌های ملحدان جدید وجود دارد که این ادعا را تأیید می‌­کند.
داوکینز بین باور دینی و عشق میهن‌­دوستانه مقایسه می‌­کند. به گمان وی عشق میهن‌­دوستانه به کشور یا گروه قومی نیز می‌­تواند جهان را با نسخۀ افراطگرایی خاص خودش ناآرام کند. اما ایمان دینی یک خاموش کنندۀ قدرتمندِ محاسبات عقلانی است که معمولاً به نظر می­‌رسد بر همه چیزهای دیگر غلبه دارد.
در واقع، چالش اصلی الحاد نوین با سنت دینی، معطوف به منشأ معرفتی آن است. از این منظر، باورهای دینی، محصول «تصادف جغرافیای تولد» و انتقال فرهنگی غیرعقلانی دانسته می‌شوند که با معیارهای سنجش عقلانی مدرن، مانند آزمون‌پذیری و ابطال‌پذیری، ناسازگارند. بنابراین، عقل‌گرایی مورد ادعا، بیشتر موضعی سلبی و نقادانه نسبت به هرگونه معرفتی است که ریشه در سنت و تاریخ داشته باشد، فارغ از اینکه محتوای آن سنت چیست.
به گمان داوکینز، این بیشتر به سبب این وعده آسان و فریبنده است که مرگ پایان زندگی نیست و بهشت از شکوه خاصی برخوردار است. اما تا حدودی هم به این دلیل است که ماهیت دین با پرسش‌گری و نقد عقلانی سازگاری ندارد.[1]
وی در جای دیگر از باورهای دینی به عنوان شر یاد می­‌کند. چون باور دینی به گمان او فاقد هرگونه توجیه و استدلال است. به عقیدۀ او ایمان دینی می­‌تواند بسیار خطرناک باشد و غرس عمدی این نهال در ذهن آسیب‌پذیر یک کودک بی­گناه اشتباه بزرگی است.[2]
وی در مقابل آموزه‌­های دینی شدیداً به علم و توانایی‌­های بشر برای مقابله با مشکلات باور دارد. بر اساس پندار او، علم پنجرۀ کوچکی را می‌­گشاید که از طریق آن می­‌توانیم طیف عظیمی از احتمالات را مدنظر بگیریم.[3]
چنان که گذشت، داوکینز از سرکردگان الحاد نوین در این عبارات بر اموری مانند: «محاسبۀ عقلانی»، «استدلال ناپذیر بودن دین»، «خطرآفرین بودن باوردینی» و «باور به توان علم»، سخن می­‌گوید و تلاش می­‌کند که خداباوری را از این نگاه مورد نقد قرار بدهد.
از طرف دیگر می­‌دانیم که این امور از چیزهایی است که عقل­گ‌رایی به معنای رد سنت بر آن­‌ها تأکید می‌نماید. بنابراین، با کنارهم قرار دادن این دو گزاره به این نتیجه می­‌رسیم که داوکینز عقل‌­گرا است و سعی دارد از این چشم‌­انداز خداباوری را به چالش بکشد.
بنابراین، با استناد به شواهد ارائه‌شده می‌توان گفت که عقل­‌گرایی مورد نظر الحاد نوین، نفی تجربه‌­گرایی و یا بررسی آموزه­‌های دینی با رویکرد عقلانی نیست، بلکه عقل‌گرایی به معنای نقد و طرد سنت دینی است. این عقلِ مورد ادعا، معیارهایی چون «محاسبۀ عقلانی»، «استدلال‌پذیری» و «باور به توان علم» را پیش می‌نهد و هرچه را که خارج از این چارچوب تعریف شود، مانند باورهای ناظر به امر متعالی و آموزه‌های دینیِ برآمده از سنت، فاقد اعتبار می‌داند.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1] . Dawkins ۳۰۶.
[2]. همان، ۳۰۹.
[3]. همان، ۳۷۴.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version