نویسنده: ایوب راسخ

الحاد نوین در ترازوی نقد

بخش هشتم

تکامل و انتخاب طبیعی
در بخش‌های قبلی (مبانی الحاد نوین)، طبیعت‌گرایی و عقل‌گرایی به عنوان مهم‌ترین مبانی الحاد نوین مورد بحث و بررسی قرار گرفت و موضوعات مختلفی پیرامون آن بیان شد. در این بخش به «تکامل و انتخاب طبیعی» به عنوان سومین مبنای اصلی الحاد نوین پرداخته شده است. برخلاف دو مبنای پیشین که عمدتاً ماهیتی فلسفی داشتند، این مبنا ظاهری کاملاً علمی به خود گرفته و همین ظاهر، آن را به ابزاری قدرتمند در دست ملحدین مدرن برای ترویج جهان‌بینی مادی‌گرایانه و نفی هرگونه امر قدسی تبدیل کرده است.
نظریۀ تکامل داروین، یک دستاورد بزرگ علمی محسوب می‌­شود. بر اساس آن، در جمعیت جانداران تفاوت‌های فردی (تنوع) وجود دارد و آن دسته که به‌طور تصادفی دارای ویژگی‌های سازگارتری با محیط هستند، چانس بیشتری برای زنده ماندن و انتقال صفات خود به نسل­‌های بعدی دارند. با اضافه شدن این تنوع و تغییرات در درازنای تاریخ، زمینۀ پیدایش گونه­‌های جدید فراهم می­‌شود.
ملحدین مدرن، با ترکیب این نظریۀ علمی با تفسیر فلسفی خاصی از آن، این نظریه را به سلاحی تمام عیار علیه باورهای دینی به کار گرفته­‌اند؛ حال آنکه این فقط یک نظریۀ علمی در عرصۀ زیست­‌شناسی بوده و به فرض درست بودن آن، هیچ‌گاه نیاز به علتِ نخستین (خداوند) را بر طرف نمی‌­کند.
بدیهی است وقتی می­‌خواهیم از تکامل و انتخاب طبیعی سخن بگوییم، ضروری می­‌نماید که سخن خود را حول و محور این سه مسئلۀ مهم سامان­دهی نماییم:
ا.  ادعای اصلی نظریه: این نظریه در زیست‌­شناسی، دربارۀ منشأ و تحول جانداران چه ادعایی دارد؟
ب.  پشتوانۀ علمی نظریه: چه شواهدی بر تأیید مدعیات این نظریه وجود دارد و این شواهد تا چه اندازه قابل اعتمادند؟
ج.  پیامدهای نظریه: فهم این نظریه چه تأثیری بر باورهای ما در زمینه­‌هایی مانند دین و اخلاق دارد؟
تفاوت قائل شدن میان سه مسئلۀ فوق از جهات مختلف حایز اهمیت است. پرداختن به دو مسئلۀ نخست به عهدۀ زیست‌شناسان تکاملی است. اما مسئلۀ سوم مستقل از آن دو است و پاسخ به آن به عهدۀ فیلسوفان و علما است.[1]
جدا پنداشتن این دو دسته از یکدیگر ضروری می‌نماید؛ زیرا به لحاظ تاریخی ثابت شده است که گاهی فیلسوفان و علما در این باب وارد مباحث و مسائلی شدند که در تخصص آن‌ها نبوده است و در مقابل همچنین زیست‌شناسان دیدگاه‌هایی در حوزه‌های مربوط به دین و فلسفه بیان داشته‌اند که کم‌ترین تخصصی در آن نداشته‌اند.[2]
هر دو گروه وقتی با مخاطب عام مواجه بوده‌اند ناگزیر حالت تدافعی به خود گرفته و شواهد و دلایل مهمی را نادیده گرفته، علیه دیدگاه مقابل به استدلال بی‌جا اقدام نموده‌اند که فقط بر ابهام و پیچیدگی مسئله افزوده است.[3] ملحدین مدرن با استفاده از همین ابهام و پیچیدگی، با عرضۀ داروینیزم فلسفی به جای زیست‌شناسی تکاملی، سعی در تحمیل روایتی خاص و تماما مادی از جهان دارند.
انتخاب طبیعی، یکی از جمله مؤلفه‌های مهم و بنیادین نظریۀ تکامل است؛ چنانکه می‌توان آن را چارچوب مفهومی زیست‌شناسی تکاملی قلمداد کرد. اما مدعیات مهم و محوری که ملحدین مدرن بر اساس قرائت ویژۀ خود از این نظریه به عنوان مبنا قرار می‌دهند، قرار ذیل است:
– انکار طراح حکیم: اصلی‌ترین ادعا این است که پیچیدگی حیات و تنوع گونه‌ها، نیازمند هیچ طراح حکیم یا علت ماورایی نیست و انتخاب طبیعی به تنهایی برای تبیین آن کافی است.
– تبیین مادی انسان: انسان و تمام ویژگی‌های متمایز او، از جمله اخلاق، آگاهی و احساسات، چیزی جز محصول نهایی فرایند انتخاب طبیعی نیست و هیچ هدف و مقصود متعالی ندارد.
– جهان بی هدف: حیات و تکامل آن فاقد هرگونه هدف، غایت یا طرحی از پیش تعیین‌شده است.
– تکامل به جای خلقت: روایت‌های دینی از آفرینش را مردود شمرده، به عنوان رقیبی نادرست برای توضیح علمی تاریخ طبیعی قلمداد می‌­گردد نه به عنوان بیان حقیقتی نمادین.[4] این مدعا، مبتنی بر «نظریۀ تعارض» بین علم و دین است که در بخش‌­های بعدی مورد بررسی قرار می‌­گیرد.
– تقلیل دین به یک پدیدۀ تکاملی: باورهای دینی و احساسات معنوی را به عنوان حقیقتی فرامادی نمی‌پذیرد. آن‌ها را محصولی از تکامل و ابزاری برای افزایش شانس بقای اجتماعی انسان‌های اولیه معرفی می‌­کند.
بنابراین، نظریۀ تکامل به عنوان یک نظریۀ علمی در زیست‌شناسی، در جایگاه خود معتبر و قابل احترام است. اما الحاد نوین به گونۀ ناموجه آن را به مبنایی برای انکار خداوند به کار گرفته است. وظیفۀ ما دفاع از حقانیت علم در محدودۀ خود و نشان دادن واقعیت است که نظریۀ تکامل، هرگز نمی‌تواند دلیلی بر نفی حکمت الهی در آفرینش یا بی‌معنایی زندگی انسان باشد؛ این نظریه در بهترین حالت، توصیفی از «چگونگی» تغییرات در حیات است، اما هرگز پاسخی برای «چرایی» وجود حیات و غایت آن ارائه نمی‌دهد.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. شهبازی و دیگران، ۱۳۹۵: ۱۷۰.

[2]. همان.

Sweetman 2010, 82.[3]

. Morris 1974 .4

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version