نویسنده: محمد داود یوسفی اسحاقزهی

اسلام و دموکراسی  

بخش: ۲۱

اهداف نظام سیاسی اسلام (ادامه…)
نتیجه‌گیری
با توجه به آنچه بیان شد، براساس جهان‌بینی و نگرش اسلام به جهان و انسان، حکومت در این مکتب حیات‌بخش، ابزاری برای تکامل انسان است. اهداف و وظایفی که برای دولت اسلامی مقرر شده‌اند نیز در همین راستا تعریف می‌شوند. بدون تردید، بسیاری از آنچه به‌عنوان اهداف یا وظایف دولت اسلامی بیان شد، در سایر نظام‌های حکومتی نیز مطرح می‌گردند، اما تعریف و مصادیق این اهداف در نظام‌های گوناگون متفاوت است.
در نگرش‌های سوسیالیستی که بر «اصالت جامعه» تأکید دارند، اهداف و وظایف حکومت با محوریت حقوق جامعه و تکالیف فرد در برابر اجتماع تعریف می‌شوند. از سوی دیگر، در نظام‌های لیبرالیستی که مبتنی بر «اصالت فرد» هستند، جامعه موجودیتی قراردادی و غیرواقعی تلقی می‌شود و اهداف و وظایف دولت نیز در چهارچوب همین نظریه شکل می‌گیرد. در این دیدگاه، مداخلهٔ دولت در امور افراد به حداقل ممکن محدود می‌شود.
اما در اسلام، هم فرد و هم جامعه دارای اصالت‌اند. ازاین‌رو، اهداف و وظایف حکومت اسلامی به‌گونه‌ای تعریف شده‌اند که تضمین‌کنندهٔ حقوق فرد در برابر جامعه و حقوق جامعه در برابر فرد باشند. در این میان، کمال انسانی به‌عنوان اولین و مهم‌ترین هدف حکومت مطرح می‌شود. وظیفهٔ اصلی حکومت اسلامی، ساختن جامعه‌ای است که در آن فضایل اخلاقی و انسانی، زیربنای روابط اجتماعی باشند.
یکی دیگر از اهداف متعالی حکومت اسلامی، تحقق عدالت است. رمز حرکت روبه‌رشد و تکامل جامعه در گرو استقرار عدالت است و تنها حکومتی می‌تواند جامعه را به سمت کمال سوق دهد که خود عادل باشد. استقرار عدالت نیازمند فراهم‌سازی زمینه‌های رشد فضایل اخلاقی در جامعه و تربیت افراد است. دولت اسلامی با توجه به این هدف متعالی، مکلف به وضع قوانین عادلانه و اجرای دقیق آن‌ها است.
آزادی نیز در هر دو بعد تکوینی (اختیار) و تشریعی (آزادی قانونی) مورد توجه قرار دارد. وظیفهٔ دولت اسلامی تضمین و استقرار آزادی است، به‌گونه‌ای که افراد بتوانند انتخابی صحیح داشته و از آزادی‌های مشروع خود بهره‌مند شوند. بر این اساس، هرگونه اختناق، چه در شکل به‌کارگیری قدرت سخت و چه در قالب استفاده از قدرت نرم، مردود است.
جامعهٔ اسلامی جامعه‌ای است که در آن، هم در بعد داخلی و هم در بعد خارجی، امنیت برقرار باشد. امنیت، زمینه‌ساز اجرای صحیح قوانین، شکل‌گیری روابط انسانی بر پایهٔ عدالت، و رشد فضایل اخلاقی است.
علاوه بر این، کمال اجتماعی انسان از بعد مادی نیز مورد توجه اسلام است؛ این همان چیزی است که در ادبیات امروز به آن توسعه گفته می‌شود. در جامعهٔ توسعه‌یافتهٔ اسلامی، در کنار رشد معنوی و فضایل اخلاقی، مردم از رفاه و نعمت‌های الهی، متناسب با شأن انسانی‌شان، بهره‌مند هستند.
به‌طور کلی، اهداف حکومت اسلامی در راستای تحقق کمال انسانی، استقرار عدالت، تضمین آزادی، تأمین امنیت و ایجاد توسعهٔ پایدار تعریف شده‌اند؛ اهدافی که با تأکید بر هم‌افزایی فرد و جامعه، راهی به‌سوی سعادت دنیا و آخرت باز می‌کنند.
سیمای عمومی دولت اسلامی و تفاوت آن با دولت دموکراتیک
جهان برای برقراری نظم و رعایت عدالت در میان افراد جامعه، به قانونی جامع، معتدل و همه‌جانبه نیازمند است. زمانی‌که چنین قانونی وجود داشته باشد، زندگی سامان می‌یابد و امور به درستی پیش می‌رود. دین اسلام، چنین نظام و قانونی را داراست.
مفهوم دین در لغت و قرآن
کلمهٔ «دین» در زبان عربی به معانی گوناگونی از جمله طاعت، تقوا، ملت، مذهب، راه، رسم، عادت، قانون، نظام، سلطه، گردن‌نهادن و جزا و پاداش آمده است. لغت‌دانان، عمده‌ترین معانی دین را به‌صورت زیر تعریف کرده‌اند: دین به‌معنای مجموعهٔ کاملی است که عبادت خداوند از طریق آن صورت می‌گیرد.
هم‌چنین، دین شامل همهٔ آن چیزی است که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم از جانب خداوند آورده و مأمور رساندن آن به مردم بوده است.
در قرآن‌کریم نیز کلمهٔ دین در موارد متعدد با همین معانی به کار رفته است. از جمله: دین به معنای گردن‌نهادن و تسلیم‌شدن: خداوند متعال در سورهٔ توبه می‌فرماید: «وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ»؛[1] یعنی «به دین حق گردن نمی‌نهند و تسلیم نمی‌شوند.»
دین به معنای نظام و قانون: در سورهٔ یوسف آمده است: «مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلَكِ»؛[2] یعنی «نمی‌توانست برادرش را طبق نظام پادشاهی دستگیر کند.»
بر این اساس، دین به‌عنوان نظام و قانونی تعریف می‌شود که همهٔ ابعاد زندگی انسان را در حوزه‌های عبادات، روابط با خداوند، معاملات، مجازات‌ و سایر جنبه‌ها به گونه‌ای تنظیم می‌کند که هیچ نقص یا خلأی در آن باقی نمی‌ماند و انسان را از سردرگمی می‌رهاند.
ضرورت قدرت برای اقامهٔ دین
خداوند دین را برای بندگان برگزیده و اقامهٔ آن را فرض و لازم گردانیده است. هم‌چنین، پیامبران را مأمور تبلیغ و اجرای آن کرده است. این حقیقت روشن است که اقامهٔ دین بدون وجود قدرت و سلطهٔ نافذ، قابل تصور نیست. اجرای اموری مانند: برپایی حدود الهی، قصاص و عدالت، جمع و توزیع زکات، حل اختلافات، گرفتن حق مظلوم از ظالم و اقامهٔ شعایر دینی، همگی از ضروریات زندگی اجتماعی هستند که بدون وجود قدرت و سلطهٔ اجرایی امکان‌پذیر نیستند.
تعریف دولت درقران کریم
دولت در لغت به معنای دست به دست شدن یک چیز یا یک امر است، یا به معنای گردش ثروت و قدرت می‌باشد. کلمهٔ «دولت» برای ثروت و جنگ نیز به کار می‌رود.
بعضی گفته‌اند:
دولت با ضمهٔ «دال» (پیش) به معنای مال است.
دولت با فتحهٔ «دال» (زبر) به معنای جنگ است.
مفاهیم کلمهٔ «دولت» در قرآن کریم
قرآن کریم نیز در برخی موارد، کلمهٔ «دولت» را در مفاهیم یادشده به کار برده است.
﴿وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ﴾ ؛[آل‌عمران: ۱۴۰]
«و این روزها (پیروزی و شکست) را در میان مردم می‌گردانیم.» [3]
در جای دیگر چنین آمده است:
﴿كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ﴾ [الحشر: ۷]
«تا این ثروت در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد.» [4]
مقصود این است که اموال در میان خود آنان گردش و رفت‌وآمد نکند و به فقیران سهمی داده نشود.
در اصطلاح، دولت به مجموعه‌ای از چند ایالت یا ولایت گفته می‌شود که برای رهبری و ادارهٔ چندین منطقه گرد هم می‌آیند. این دولت‌ها دارای سرزمین، مرزهای مشخص و اقوام مختلف بوده، و در رأس این قدرت یک حاکم، خلیفه یا امیرالمؤمنین گماشته می‌شود.
به طور خلاصه، دولت اسلامی دولتی است که در آن نه تنها ارزش‌های زندگی سیاسی و شرایط رهبران و حاکمان از سوی دین تعیین و تعریف شده است، بلکه شیوهٔ تعیین حاکم در رأس هرم دولت، و به طور کلی ساختار نظام سیاسی و روش‌های ادارهٔ امور عمومی جامعه نیز به وسیلهٔ دین بیان می‌گردد.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. توبه: ۲۹.
[2]. یوسف: ۷۶.
[3] آل‌عمران: ۱۴۰.
[4] حشر: ۷.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version