نویسنده: عبدالحی لیان
ماه شعبان؛ مدرسۀ آمادگی برای رمضان
بخش پنجم و پایانی
شعبان؛ ماه اصلاح رابطهها
یکی از لطیفترین و در عین حال مغفولماندهترین ابعاد تربیتی ماه شعبان، اصلاح رابطه با مردم است. معمولاً وقتی از خودسازی سخن گفته میشود، ذهنها به عبادتهای فردی معطوف میگردد؛ در حالیکه در منطق قرآن و سنت، خودسازی بدون سالمسازی روابط انسانی کامل نمیشود. شعبان، ماهی است که انسان را به بازنگری در پیوندهای اجتماعی و اخلاقیاش فرا میخواند.
در روایات آمده است که اعمال بندگان در این ماه به پیشگاه پروردگار عرضه میشود. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم میفرمایند: «هُوَ شَهْرٌ تُرْفَعُ فِيهِ الأَعْمَالُ إِلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ»[1]؛ ترجمه: در این ماه (شعبان)، اعمال بهسوی پروردگار جهانیان بالا برده میشود.
این حقیقت، پرسشی عمیق در دل مؤمن ایجاد میکند: پروندهای که بالا میرود، با چه محتوایی همراه است؟
قرآن کریم بارها هشدار میدهد که کینه، حسد، دشمنی و تضییع حقوق مردم، مانع قبولی اعمال میشود. خداوند میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ»[2]؛ ترجمه: مؤمنان برادر یکدیگرند، پس میان برادران خود اصلاح برقرار کنید.
این آیه، اصلاح رابطهها را نه یک توصیۀ اخلاقی ساده، بلکه یک وظیفۀ ایمانی معرفی میکند.
شعبان، ماه زدودن غبار کینه از دلهاست. دلی که پر از بغض و حسد است، حتی اگر اهل عبادت باشد، آمادگی ورود به رمضان را ندارد. قرآن دربارۀ پاکی درون میفرماید: «وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ»[3]؛ ترجمه: و هرگونه کینه را از سینههایشان بیرون میکشیم.
این آیه نشان میدهد که سلامت قلب، شرط رسیدن به مراتب بالای قرب الهی است.
از منظر تربیتی، شعبان ماهی برای پایاندادن به قهرها، بازگرداندن حقوق ضایعشده است. ماه آشتی است؛ آشتی با الله از راه توبه، و آشتی با مردم از راه گذشت و انصاف. قرآن مجید، گذشت را نشانۀ بزرگی روح میداند: «وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ»[4]؛ ترجمه: ببخشند و چشمپوشی کنند؛ آیا دوست ندارید الله شما را بیامرزد؟
در نهایت، شعبان به ما میآموزد که پروندهای که به آسمان میرود، تنها با نماز و روزه سنگین نمیشود، بلکه با دلِ صاف، رابطههای ترمیمشده و حقوق اداشده ارزش مییابد. چنین شعبانی است که انسان را شایستۀ ورود به رمضان میکند؛ رمضانی که در آن، هم رابطه با خدا عمیقتر میشود و هم پیوند با خلق، پاکتر و انسانیتر.
نتیجهگیری
بررسی آموزههای قرآنی، حدیثی و سیرۀ نبوی صلیاللهعلیهوسلم نشان میدهد که ماه شعبان جایگاهی فراتر از یک مقطع زمانی عادی در تقویم عبادی اسلام دارد و باید آن را بهمثابۀ یکی از ارکان بنیادین تربیت ایمانی در مسیر آمادگی برای رمضان تلقی کرد. این ماه، حلقۀ واسطی میان ترک گناه در رجب و تحقق بندگی آگاهانه و عمیق در رمضان است و کارکرد اصلی آن، آمادهسازی تدریجی انسان در سطوح نیت، رفتار، اخلاق و روابط انسانی میباشد.
تحلیل متون دینی نشان داد که ویژگی شاخص ماه شعبان، غفلت عمومی از آن است؛ غفلتی که در منطق تربیتی اسلام، خود به فرصتی ممتاز برای تمرین اخلاص، صدق در عبادت و پالایش نیتها تبدیل میشود. ازاینرو، عبادت در ماه شعبان نهتنها دارای ارزش ذاتی است، بلکه به دلیل انجام آن در فضای فقدان فشار اجتماعی، نقش مؤثرتری در سنجش عمق دینداری و کیفیت ارتباط بنده با پروردگار ایفا میکند.
از سوی دیگر، عرضۀ اعمال در این ماه، بُعد محاسبهمحور و اصلاحگرای شعبان را برجسته میسازد. این حقیقت، مؤمن را به بازنگری صادقانه در پروندۀ یکسالۀ خویش فرا میخواند و نشان میدهد که قبولی اعمال، صرفاً به کثرت طاعات وابسته نیست، بلکه به سلامت قلب، اخلاص نیت و پاکی روابط انسانی گره خورده است. بدین معنا، اصلاح رابطه با خداوند از مسیر توبه و اصلاح رابطه با مردم از راه گذشت، انصاف و ادای حقوق، از ارکان اساسی بهرهگیری صحیح از این ماه بهشمار میرود.
همچنین، پیوند ویژۀ ماه شعبان با سیره و سنت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم، آن را به عرصهای عملی برای الگوگیری اخلاقی و رفتاری تبدیل میکند. اهتمام نبوی به روزهداری و عبادت در این ماه، حامل پیامی روشن برای امت است؛ پیامی مبنی بر ضرورت آمادگی تدریجی، پرهیز از دینداری موسمی و تبدیل عبادت به یک سلوک مستمر و آگاهانه. از این منظر، شعبان پلی است میان خودسازی فردی و مسئولیتپذیری اجتماعی در چارچوب الگوی نبوی.
در نتیجه میتوان گفت که غفلت از ماه شعبان، یکی از عوامل اصلی ناپایداری آثار معنوی ماه رمضان است. در مقابل، توجه آگاهانه و برنامهمند به این ماه، زمینهساز ورود عمیق، متوازن و ثمربخش به ماه رمضان خواهد بود. ازاینرو، بازتعریف جایگاه شعبان در فرهنگ دینی و احیای کارکردهای تربیتی آن، نهتنها یک توصیۀ اخلاقی، بلکه ضرورتی معرفتی و تربیتی برای بازسازی دینداری آگاهانه در زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان معاصر بهشمار میآید.
بخش قبلی | پایان
منابع
قرآن مجید
-
ابن حجر عسقلانی، ابوالفضل شهابالدین احمد بن علی بن محمد، فتح الباري بشرح صحیح البخاری، مصر: المكتبة السلفيه، ۱۳۹۰ق.
-
ابن رجب، عبدالرحمن بن احمد، لطائف المعارف فیما لمواسم العام من الوظائف، بیروت: دار ابن کثیر، ۱۴۲۰ق.
-
ابن فارس، احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقاییس اللغه، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.
-
ابن منظور، محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، بیروت: دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ه.ق.
-
ابوعبدالرحمن، احمد بن شعیب بن علی بن سنان، سنن النسائي، الریاض: دارطویق للنشر والتوزیع، ۱۴۲۹ق.
-
امام بخاری، ابوعبدالله محمد بن اسماعیل، صحیحالبخاری، دمشق: دار إبن کثیر، ۱۴۲۳ق.
-
امام مسلم، ابوحسین مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، الریاض: بیت الافکار الدولیه للنشر والتوزیع، ۱۴۱۹ق.
-
فیروزآبادی، مجدالدین محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، قاهره: دارالحدیث، ۱۴۲۹ق.
[1]. ابوعبدالرحمن، احمد بن شعیب بن علی بن سنان، سنن النسائي، شماره حدیث ۲۳۵۷.
[2]. الحجرات:۱۰.
[3]. الاعراف:۴۳.
[4]. النور:۲۲.
