نویسنده: عبدالحی لیان
شیطانپرستی
بخش بیستوششم
نشانههای اخلاقی
کینهتوزی و بدبینی
شیطانپرستان بر این باوراند که سرکوب کینه و بدبینی، افراد را دچار ابتلاء به امراض گوناگون میکند؛ ازاینرو، این صفات را نباید در درون خود سرکوب کرد؛ بلکه باید در هر جا و با هر وسیلۀ ممکن آن را نمایان ساخت. به همین خاطر این گروه به انواع اعمال ناپسند مانند: دزدی، قتل، تجاوز، تعذیب، دهشتگری، توهین به دیگران و… دست میزنند.[1]
در انجیل شیطانی چنین آمده است: کینه و بدبینی درونی، انسان را دچار امراض جسمی و روحی میسازد. ازاینرو، باید آن را از درون برملا ساخت و از کسانیکه مستحق آن هستند (دینداران) دریغ نداشت.[2]
هنجارشکنی غیرطبیعی
شیطانپرستان بیشتر با هنجارشکنی اجتماعی بهخصوص در مسایل جنسی شهرت دارند. این گروه در مسایل جنسی به گونۀ غیرطبیعی عمل میکنند و کاملاً وحشتناک هستند. بعضی از هنجارشکنیهای آنها عبارت است از:
الف: لذتجویی جنسی توأم با دگرآزاری جسمی، ضرب و شتم و اذیت رساندن به جانب مقابل؛
ب: همجنسگرایی (لذتجویی مذکر با مذکر «لواط» یا مؤنث با مؤنث «سِحاق»)؛
ج: تجاوز به عنف (زنای در حال بیهوشی زن، خواب یا مستی یا از طریق ربایش، تهدید و یا ترساندن او و اغفال و فریب دختر نابالغ)؛
د: همبستری و لذتجویی جنسی با اطفال، زنان کهنسالان، حیوانات و اجساد انسان.[3]
روانشناسان منشأ این انحرافات را اضطرابات شدید درونی اشخاص میدانند.[4]
از دیدگاه اسلام اما، این اعمال از گناهان کبیره و بسیار زشت قلمداد شده است. قرآن مجید این رفتارها را به عنوان فحشا یاد میکند که مقصود از آن هر عملی است که عقل آن را نمیپذیرد و شرع آن را زشت میداند.[5]
چنانچه میفرماید: “وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ * إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ” ترجمه: و از گامهای شیطان، پیروی نکنید! چه اینکه او، دشمن آشکار شماست. او شما را فقط به بدیها و کار زشت فرمان میدهد؛ (و نیز دستور میدهد) آنچه را که نمیدانید، به خدا نسبت دهید.[6]
خودخواهی و نفسپرستی
تمام فعالیتهای فرقۀ شیطانپرستی بر محور خودخواهی، خودبینی و نفسپرستی میچرخد. در واقع اشباع نفس از هر طریق ممکن بزرگترین هدف این فرقه است.
کتاب انجیل شیطانپرستی، این گروه را به نام «خدمتگزاران نفس» یاد کرده است. لاوی میگوید: اگر قرار باشد بر شیطانپرستان یک نام واحد بگذاریم، بهترین عنوان، خدمتگزاران نفس است؛ زیرا باید تمام اهداف، خواسته و باورهای شیطانپرستی در مسیر برآورده نمودن خواهشات نفس باشد.[7]
لاوی در جای دیگر مینویسد: باور شیطانپرستی در واقع نمونهای از انانیت، خودخواهی و نفسپرستی مطلق است.[8]
خودبینی و نفسپرستی بدون حدومرز این گروه سبب شده تا عدهای از محققان از این فرقه به عنوان «مذهب لذت و منفعت» یاد کنند.[9]
نشانههای اجتماعی
انتشار فرقۀ شیطانپرستی در جامعه مشکلات فراوانی را در پی داشته است. پژوهشگران و جامعهشناسان برای شناخت بهتر این فرقه به منظور مصؤنسازی جامعه از انحرافات آنها، برخی ویژگیهای آنان را به گونۀ ذیل برشمردهاند.
تخریب بنیان خانواده
در هندسۀ فکری شیطانپرستی خانواده هیچ ارزش و جایگاهی ندارد. رهایی از خانواده در محور اندیشۀ این فرقه قرار دارد و همواره یکدیگر را به ازدواج نکردن و نازایی توصیه میکنند و برچیدن بساط خانواده را از واجبات میدانند.[10]
اعضای شیطانپرستی وقتی به مرحلهای معیّن و از پیش تعریفشده رسیدند، باید تمام روابط خود با خانواده را قطع کنند.[11]
این گروه احساس مسؤلیتی نسبت به خانواده ندارد و احترام به روابط خانوادگی را بیمعنا میداند. ازاینرو، اعضای این فرقه زنای با محارم از جمله مادر، خواهر، عمه و خاله را امری پسندیده میدانند و جهت تقرب بیشتر به شیطان، همراه با دوستان خود به این فعل شنیع (زنای با محارم) اقدام میکنند.[12]
در برخی مراسمهای شیطانپرستان، جهت تقرب به شیطان، پدر با فرزند خود به لواط میپردازد و محارم خویش را در اختیار دیگران قرار میدهد.[13]
این افکار و اعمال بیانگر اوج تخریب خانواده از طرف فرقۀ شیطانپرستی است.
روند عضوگیری این فرقه به گونهای طراحی شده است که منجر به گسست روابط بین خانواده خواهد شد. یکی از فریب خوردگان این گروه میگوید: با جذب در گروه شیطانپرستی همسر، فرزند و تمام اموالم را از دست دادم.[14]
تاکید این فرقه به تخریب و فروپاشی خانواده حاکی از آن است که بازیگر واقعی پشت صحنۀ شیطانپرستی، صیهونیزم جهانی است؛ زیرا بر اساس پروتکلهای بزرگان صهیونیزم، تخریب و فروپاشی خانواده یکی از برنامههای آنان در سراسر جهان به ویژه در کشورهای اسلامی است.[15]
سرکشی و مخالفت با اجتماع
تمرد و سرکشی از ارزشهای پذیرفتهشدۀ اجتماع و مخالفت با آن، از دیگر شاخصههای شیطانپرستی میباشد.
شیطانپرستان به گونۀ پیوسته از، اخلاق، عادات، رسوم و استندردهای اجتماعی سرپیچی میکنند.
با این کارشان در عمل نشان میدهند با هر چیزی که رنگ و بوی تقدس، ارزش و حرمت داشته باشد و رگههایی از فرهنگ و ثقافت و دین در آن دیده شود مخالف هستند. ریشۀ این تمرد و سرکشی از افکار انحرافی این فرقه سرچشمه میگیرد که باید تفرد در رأی داشت و از پذیرش افکار دیگران سرپیچی کرد.[16]
در انجیل شیطانی آمده است: «در همان ابتدا در برابر فرهنگ حاکم بر دنیا قیام کن و قوانین انسانها را به مبارزه طلب نما و برنامههای خدامحور را به نقد بگیر.»[17] لاوی در جایی دیگر میگوید: «افکار و آرایی که در گذشتهها مبنای حیات و آزادی و تلاش برای پیشینیان ما بود، امروزه اما رمز و اساس ویرانی و بردگی و علتی برای شرفزدایی از ما است.»[18]
شیطانپرستان به تعامل نیکو، تسامح و چشمپوشی، رفتار پسندیده و احترام متقابل با دیگران به ویژه با همسایهها اعتقادی ندارند و همواره به قطع رابطهها تاکید دارند.[19]
بیباوری به وطن و وطندوستی
فرقۀ شیطانپرستی تنها به قدرت شیطان باور دارد و میگوید: در نهایت این شیطان است که بر تمام کرۀ زمین حکومت میکند؛ پس باید برای اقامۀ دولت شیطان تلاش نمود و به همۀ مظاهر و چارچوبهای جغرافیایی حکومتهای کنونی به ویژه به حس وطندوستی بیباور بود.[20]
از علایم و نشانههای مشهور شیطانپرستان، افعی است که بر کرۀ زمین پیچیده که بیانگر حکومت و سیطرۀ شیطان بر همۀ جهان است.[21]
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. خالد، محمد عمر، «ضلال عبده الشیطان»، مجلۀ کلیه الدعوة الإسلامیه، شمارۀ ۱۹، ۲۰۰۵م، جزء دوم، ص۵۹۷.
[2]. لاوی، آنتونی، انجیل شیطانی، ص۶۴.
[3]. عکاشه، احمد، الطب النفسی المعاصر، قاهره: مکتبه الأنجلو المصریه، ۱۹۸۸م، ص۳۴۱.
[4]. همان، ص۳۳۷.
[5]. البیضاوی، ناصر الدین، انوار التنزیل واسرار التاویل، بیروت: دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۲۰۰۲م، ج۱، ص۹۹.
[6]. بقره: ۱۶۹-۱۶۸.
[7]. لاوی، آنتونی، انجیل شیطانی، ص۷.
[8]. همان، ص۵۱.
[9]. القداس الأسود، ۲۰۰۶م، https:// www.arabgate.com.
[10]. الخنجیری، ناصر، «ظاهره عبده الشیطان»، مجلة الرافد فلسطین، ۲۰۰۳م، سال نخست، شمارۀ اول، ص۳۷.
[11]. الباش، حسن، عبده الشیطان وحرکات انحرافیه أُخری، ص۹۷.
[12]. السعودی، محمد فراس، مَن هُم عبده الشیطان، ص۴۷؛ الباش، حسن، عبده الشیطان وحرکات انحرافیه أُخری، ص۹۷.
[13]. الزوبی، ممدوح، عبده الشیطان، ص۱۲۶.
[14]. همان، ص۱۲۸.
[15]. النویهض، عجاج، پروتکلهای بزرگان صهیون، بیروت: دار استقلال، ۱۹۹۶م، ص۲۲۳.
[16]. الزوبی، ممدوح، عبده الشیطان، ص۱۱۲.
[17]. لاوی، آنتونی، انجیل شیطانی، ص۳۰.
[18]. همان، ص۳۱.
[19]. عبدالمنعم، موسوعة الفرق والجماعات والمذاهب والأحزاب والحرکات الإسلامیه، ص۴۸۳؛ الزوبی، ممدوح، عبده الشیطان، ص۱۱۲.
[20]. مجموعۀ نویسندگان، موسوعه عالم الادیان، ج۲۴، ص۱۷۱؛ زوبی، ممدوح، عبده الشیطان، ص۶۸-۶۷.
[21]. همان، ص۶۸-۶۷؛ مجموعۀ نویسندگان، موسوعه عالم الادیان، ج۲۴، ص۱۷۱.
