نویسنده: عبدالحی لیان

شیطان‌پرستی

بخش بیست‌وپنجم

بدون شک افکار و اعتقادات شیطان‌پرستی تأثیر بزرگی بر افراد این فرقه داشته و این تاثیرگذاری نه تنها بر ظواهر آنان مشهود است؛ بلکه اثرات خویش را به گونۀ گسترده بر صفات درونی شیطان‌پرستان نیز گذاشته است. تا آن جا که برخی اوصاف به عنوان شاخصۀ شیطان‌پرستان نمایان گشته است.
نشانه‌های اخلاقی
باور و اعتقاد به دین، فکر یا هر کیشی، یک سلسله آثار اخلاقی و درونی را در پی خواهد داشت. مهم‌ترین تبعات و آثار اخلاقی-درونی شیطان‌پرستی نیز موارد ذیل است:
 ادعای هوش و ذکاوت
شیطان‌پرستان مدعی‌اند، آنان هوشیارترین و زیرک‌ترین افراد جامعۀ بشری هستند. سران این فرقه، شیطان‌پرستی را «دین نخبگان» قلمداد می‌کنند و تاکید دارند که افراد شیطان‌پرست از جمله انسان‌های نخبه و با ابتکار جامعه هستند.[1]
در سایت این فرقه صفحه‌ای به نام اشخاص مشهور از جمله: نویسندگان، هنرمندان و بازیگران سینما، خوانندگان و موسیقی‌دانان و افراد ثروتمندی که شیطان‌پرستی را برگزیده‌اند، اختصاص یافته است تا دلیلی باشد بر این ادعا که افراد نخبه همواره به فرقۀ شیطان‌پرستی می‌گرایند.[2]
شیطان‌پرستان با ده‌ها هزار سایت و صفحات مجازی به گونۀ گسترده در پی جذب افراد بیشتر با تبلیغات این چنینی هستند.[3]
بر اساس تحقیقات پولیس فدارال آمریکا، افراد مهمی در پُست‌های دولتی آن کشور جذب این تبلیغات شده و به این گروه پیوسته‌اند. این تحقیقات می‌افزاید، شیطان‌پرستان از مراکز دولتی و اجتماعی به گونۀ فعال عضوگیری می‌کند و دامنۀ این فعالیت به «مقر پنتاگون» و «کاخ سفید» نیز رسیده است.[4]
بر بنیاد یک تحقیق که مجلۀ «نصف الدنیا» آن را نشر کرده، دسته‌ای از فرهنگیان و اساتید مراکز آموزشی کشور مصر جذب فرقۀ شیطان‌پرستی شده‌اند.[5]
واقعیت آن است که نمی‌توان منکر جذب افراد باسواد یا چیزفهم جامعه به گروه‌های انحرافی شد؛ ولی به ضرس قاطع می‌توان گفت همۀ افراد این گروه‌ها به هیچ عنوان انسان‌های نخبۀ جامعه نبوده و نخواهند بود.
قرآن مجید نیز از این‌گونه افراد، عقل و دانش دنیوی را نفی ننموده است. بلکه تاکید قرآن بر آن است که اینان با آن که عقل و دانش دنیوی دارند؛ ولی به حقیقت پی نبرده‌اند. “وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَّا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ” ترجمه: «به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم؛ آن‌ها دل‌ها [عقل‌ها]یی دارند که با آن (اندیشه نمی‌کنند، و) نمی‌فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند؛ و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آن‌ها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراه‌تر! اینان همان غافلانند (چرا که با داشتن همه‌گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند). [6]
 بی‌احساسی و سنگ‌دلی
سنگ‌دلی و بی‌رحمی از نشانه‌های بارز این فرقه است. کشتن احساس اعضای گروه بلافاصله پس از شرکت در مراسم آغاز می‌گردد. این عمل با فجیع‌ترین خشونت‌ها به وقوع می‌پیوندد. در برخی مراسم‌ها اعضای فرقۀ شیطان‌پرستی شاهد قتل انسان‌ها، خوردن گوشت و نوشیدن خون آن‌ها خواهند بود.[7]
این روند نه تنها در میان بزرگ‌سالان؛ بلکه بر خوردسالان نیز اجرا می‌شود. بدین گونه که کودکان را با اجبار به لواطت با انسان یا حیوان وادار می‌کنند و در محافل فحشا اعمال مقاربت جنسی را به آنان آموزش می‌دهند و با مردگان در قبرستان می‌خوابند و با کودکان از گوشت انسان تغذیه می‌کنند و به عزلت‌نشینی به مدت طولانی روی می‌آورند.[8]
اعضای فرقۀ شیطان‌پرستی با سپری نمودن این روند، به افرادی فوق‌العاده سنگ‌دل تبدیل می‌گردند. در نتیجه از هیچ انحراف، ضرر رساندن و شرّی دریغ نمی‌کنند. بر اساس برخی گزارش‌ها، دسته‌ای از افراد این فرقه پس از بستن دست مادرشان، چنان بر او تجاوز می‌کنند که منجر به فوت وی می‌گردد.[9] برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که افراد گروه شیطان‌پرستی به دوستان خود با بی‌رحمی تمام تجاوز نموده و سپس با شکنجه آنان را به قتل می‌رسانند.[10]
از دیگر اعمال بیانگر قصاوت قلب این گروه، نبش قبور و تجاوز بر مردگان و رقص بر اجساد آنان است.[11]
 ضعف شخصیت
طبق تحقیقات انجام شده ضعف شخصیت وجه مشترک همۀ افراد شیطان‌پرست است. این ادعا را می‌توان با موارد ذیل پشتیبانی نمود:
الف: نخستین انحراف انسان‌ها به شیطان‌گرایی و شیطان‌پرستی، ترس از شیطان و پناه بردن از شرّ آن بوده است. در حالی‌که خداوند منان می‌فرماید: “إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا” ترجمه، همانا نقشۀ شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است.[12]
بنابراین، ترس از موجودی که در قدرت و نقشه ضعیف است و مالک هیچ نفع و ضرری نیست، از شخصیت ضعیف افراد سرچشمه می‌گیرد.
ب: روان‌شناسان معتقدند اکثر گرویدگان به شیطان‌پرستی یا در معرض گرایش به آن، از ضعف شخصیتی رنج می‌برند. به گونه‌ای که در تصمیم‌گیری و داشتن اراده به شدت متزلزل هستند. ازاین‌رو، به تقلید کورکورانه روی می‌آورند.[13]
ج: شیطان‌پرستان بیشتر به سراغ افراد ضعیف‌النفس می‌روند؛ زیرا جذب آن‌ها بسیار آسان است و نیازی به تلاش زیاد ندارد. به‌خصوص هنگامی که این افراد از خلأ معنوی نیز برخوردار باشند.[14]
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی

[1]. الحنفی، عبدالمنعم، موسوعة الفرق والجماعات والمذاهب والأحزاب والحرکات الإسلامیه، ص۴۸۲.

[2]. https:/ www.churchofsatan.com.

[3]. الزوبی، ممدوح، عبده الشیطان، ص۶۰.

[4]. همان، ص ۱۰۸-۱۰۵.

[5]. «مجلۀ نصف النیا»، ۲۰۰۱م، سال ۱۲، شمارۀ ۵۸۸.

[6]. اعراف: ۱۷۹.

[7]. سایت مجلۀ «اللاهوت الیوم» https://theologoytoday.patsem.edu.

[8]. الحاله النفسیه لعبده الشیطان، ۲۰۰۷م، https://www.sehha.com.

[9]. الزوبی، ممدوح، عبده الشیطان، ص۹۸.

[10]. السعودی، محمد فراس، مَن هُم عبده الشیطان، دمشق: دار المکتبی، چاپ اول، ۱۴۲۶هـ، ص۱۲۲.

[11]. الباش، حسن، عبده الشیطان وحرکات انحرافیه أُخری، ص۹۲.

[12]. نساء: ۷۶.

[13]. الضومط، ریما سلیم، «عباده الشیطان شکل من أشکال التمرد علی السلطه»، ۲۰۰۷م، https://www.lebarmy.gov.lb/ar.؛ حنفی، عبدالمنعم، موسوعة الفرق والجماعات والمذاهب والأحزاب والحرکات الإسلامیه، ص۴۸۴.

[14]. الزوبی، ممدوح، عبده الشیطان، ص۱۳۶.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version