الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش: 144
الگوهای تربیتی زندگی رسولالله حضرت محمد مصطفی صَلَّیاللَّهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ
اوضاع و احوال جهان قبل از تولد و بعثت سردار دو جهان، رسول اکرم صَلَّیاللَّهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ
اوضاع و احوال کشورها و ملل جهان قبل از اسلام
3- هندوستان
نظام ظالمانۀ طبقاتی
هند در میان کلیۀ همسایههای خود و کشورهای جهان، به فاصلۀ طبقاتی و تبعیض نژادی و عدم مساوات بین ملت و ترجیح بعضی انسانها بر بعضی دیگر معروفتر بود؛ در این نظام فاصلۀ طبقاتی بسیار سخت و انعطافناپذیر بود و در عین حال مورد حمایت و تأیید دین و عقیده و مبتنی بر منافع آریاییهای اشغالگر و براهمۀ مقدسمآب بود. اساس این نظام بر پیشهها و حرفههایی قرار داشت که در نژادهای مختلف موروثی بود.
قانون مدنی و سیاسی نیز از آن طرفداری مینمود. به همین دلیل، در تمام نقاط کشور لازم الاجراء و به عنوان دستورالعمل زندگی، تلقی میشد.
طبق این قانون، مردم هندوستان به چهار طبقه تقسیم میشدند:
۱-رجال دین و طبقۀ مذهبی و کاهن که «براهمه» نامیده میشدند؛
۲-مردان جنگی و سربازان که به آنان «شتری» میگفتند؛
طبقۀ اخیر از پایینترین طبقات جامعه به شمار میرفتند. معتقد بودند که آفریدگار این طبقه را از پاهایش آفریده و کارش فقط خدمتگزاری طبقات سهگانه و تأمین آسایش آنهاست.[1]
زن در جامعۀ هند
مقام زن در این جامعه به مقام کنیزان تنزل یافته بود. گاه یک مرد زنش را در قماربازی میباخت و بسا اوقات یک زن، چندین همسر داشت.
اگر شوهرش میمُرد دوباره نمیتوانست ازدواج کند و همواره آماج اهانتها و زخم زبانها بود و زن تبدیل به کنیز خانوادۀ شوهر متوفا و خدمتکار بستگان وی میشد.
گاه نیز زن جهت نجات خویش از عذاب زندگی و بدبختی دنیا، پس از مرگ شوهر، خودش را آتش میزد.
بدینسان این سرزمین حاصلخیز و سرشار از اندیشه و خرد این ملت -ملتی که برخی از تاریخنگارانِ عرب وی را معدن حکمت و چشمهسارِ داد و عدل و سیاست و صاحب خرد بزرگ و اندیشۀ محترم دانستهاند- در اثر دوری از دین صحیح، انحراف رجال دین، تلف شدن منابع آن، فرورفتن مردم در گمانهزنیها و امور خیالی و پیروی از هوسهای درونی و کششهای شهوانی، جولانگاه جهل، بتپرستی و ستم اجتماع شده بود؛ وضعیتی که در بین هیچ ملتی و در هیچ مقطعی از تاریخ نظیر نداشته است.[2]
از مطالعه و خواندن حالات هندوستان قبل از اسلام دانسته میشود که مردم آن زمان در جهل و نادانی، تاریکی، شرک و خرافت گرفتار بودند. بسیاری از مردم بتها را پرستش میکردند و به باورهای نادرست و خرافی اعتقاد داشتند.
نظام خانواده نیز وضعیت خوبی نداشت و در بسیاری موارد به خانواده ارزش و اهمیت داده نمیشد. گاهی مرد همسر خود را در قمار میباخت.
اینگونه رفتارها نشان میدهد که در بخشهایی از جامعه، ارزش و احترام خانواده بسیار پایین آمده بود.
بهطور کلی، هندوستان قبل از اسلام از نظر عقیده، اخلاق و زندگی اجتماعی با مشکلات زیادی روبهرو بود و مردم به اصلاح و راهنمایی درست نیاز داشتند.