۲. استادان و شاگردان امام ابوحنیفه رحمهالله (ادامه…)
استادان امام صاحب رحمهالله از میان تابعین و تبعتابعیان بزرگ
شمار استادان امام صاحب رحمهالله در میان تابعین و تبعتابعیان بسیار زیاد است. به گفته خوارزمی، ابوحفص الکبیر (رحمهماالله) تعداد استادان ایشان را تا چهار هزار تن برشمرده است که برخی از آنان همزمان در جایگاه استاد و شاگرد ایشان بودهاند؛ بزرگانی نظیر امام مالک، امام لیث بن سعید المصری، جعفر الصادق و دیگران (رحمهمالله). در اینجا نام برخی از مشاهیر آنان را به ترتیب حروف الفبا ذکر میکنیم:
ابراهيم بن يزيد بن قيس النخعي، ايوب بن ابي تميمة السختياني، بهز بن حكيم، أبو عبد الملك بهلول بن عمرو الصيرفى المجنون، ثابت بن أسلم البناني، جعفر بن محمد المعروف بالصادق، حماد بن سليمان، حجاج بن أرطاة، رباح بن زيد القرشي، زيد بن أسلم مولى عمر بن الخطاب، زيد بن علي بن الحسين بن علي (رضیالله عنهم)، سالم بن عبد الله بن عمر (یکی از فقهای سبعه)، سعيد بن أبي عروبة، سفيان الثوري، سليمان بن مهران الأعمش، شعبة بن الحجاج (امیرالمؤمنین در حدیث)، طاووس بن كيسان، عامر بن شراحيل الشعبي، عبد الله بن دينار، عبد الرحمان بن عمرو الأوزاعي، عبد الرحمن بن هرمز الأعرج، عطاء بن أبي رباح، عكرمة بن عبيد الله (مولای ابنعباس)، علقمة بن زهير، عمرو بن شعيب، الليث بن سعد المصري، مالك بن أنس (امام دارالهجره)، أبو عبد الله مكحول الشامي، محمد بن سيرين، محمد بن عبد الرحمان بن أبي ليلى، محمد بن الحسين أبو جعفر الباقر، محمد بن مسلم ابن شهاب الزهري، نافع بن عبد الله المدني (مولای عبدالله بن عمر رضیالله عنهما) و يحيى بن سعيد الأنصاري.
شاگردان امام صاحب رحمهالله
تعداد شاگردانی که از محضر امام صاحب رحمهالله علم فقه و حدیث آموختهاند چندان زیاد است که بیان آن از توان بیرون است. ابومحمد الحارثی رحمهالله در این باره میگوید: «شاگردان امام صاحب رحمهالله از شاگردان بسیاری از محدثان و پیشوایان بزرگ همچون امام مالک بن انس، امام اوزاعی، سفیان ثوری، یحیی قطان، امام شافعی و دیگران (رحمهمالله) فزونتر است؛ با این حال من تنها به ذکر نام هشتصد تن از آنان بسنده میکنم.» وی سپس به برشمردن آنان میپردازد.
در اینجا به ذکر نام برخی از مشهورترین شاگردان ایشان به ترتیب حروف الفبا میپردازیم:
إبراهيم بن أدهم البلخي الزاهد القدوة، إسحاق بن يوسف المخزومي المعروف بالأزرق، إسرائيل بن يوسف بن أبي إسحاق السبيعى، أيوب بن أبي تميمة السختيانی، بلال بن أبي بلال مرداس الفزاری، جريج بن معاوية الكوفی، جرير بن حازم، جعفر بن عون، جعفر بن محمد بن علی الحسين المعروف بالصادق، حسن بن زياد اللؤلؤى، حماد بن الإمام أبي حنیفة، حماد بن سلمة، حمزه بن حبیب الزيات القارئ، داود بن نصير أبو سليمان الطائى الفقیه الزاهد، ربيع بن يونس بن يونس حاجب المنصور، زفر بن أبى زائدة خالد ابن الهذيل (از فقهای زاهد)، زهير بن معاوية أبو خيثمة الجعفی، سعيد بن أبي عروبة، سفيان بن عيينة، شقیق بن إبراهيم البلخي الزاهد، ضحاك بن مخلد، عباد بن العوام، عبد الله بن مبارك المروزی (امام)، عبد الله بن يزيد المكى، عبد الرزاق بن همام أبو بكر الصنعانی، عبد الملك بن وافد أبى سلمة الماجشون، عون بن العلاء، عیسی بن ماهان، فضيل بن دكين، فضيل بن عياض أبو على الزاهد، ليث بن سعد الفهمى الحارث المصرى (امام مشهور)، مالك بن انس، محمد بن إسحاق (امام اهل مغازی)، محمد بن الحسن ابن فرقد القاضی الإمام أبو عبد الله الشيبانی، محمد بن خازم الحافظ، محمد بن عمر بن واقد الواقدی، محمد بن فضیل الضبی، مسعر بن كدام، معلی بن منصور، معمر بن راشد، مكى بن إبراهيم، يزيد بن زريع و يعقوب بن إبراهيم الإمام أبو يوسف القاضی. (عقود المرجان: ۹۰ – ۱۵۹.)
۳- امام صاحب رحمهالله در زمره حافظان حدیث
برخی از علمایی که درباره طبقات محدثان کتاب نگاشتهاند، امام صاحب را در شمار حافظان احادیث مبارک آوردهاند که در صدر آنان، علامه ذهبی رحمهالله قرار دارد.
علامه ذهبی رحمهالله در مقدمه کتاب عظیم خود «تذکرة الحفاظ» مینویسد:
«هذه تذكرة بأسماء معدلي حملة العلم النبوي، ومن يرجع إلى اجتهادهم في التوثيق والتضعيف والتصحيح والتزييف»؛ بدین معنا که من در این کتاب به یادکردِ آن دسته از محدثان پیشرو پرداختهام که در شناخت وثاقت، ضعف، صحت یا سقم روایات، به اجتهاد و آرای آنان رجوع میشود.
ایشان در پیِ ذکر نام دیگر محدثان، از امام صاحب رحمهالله نیز یاد کرده است.
پس از علامه ذهبی رحمهالله، محدث مشهور حنبلی، احمد بن عبدالهادی المقدسی رحمهالله نیز در کتاب خود «المختصر فی طبقات علماء الحدیث»، نام امام صاحب رحمهالله را در کنار دیگر حفاظ ذکر نموده و در آغاز کتاب آورده است: «وبعد، فهذا كتاب مختصر، يشتمل على جملة من الحفاظ، من أصحاب النبي صلى الله عليه وسلم والتابعين، ومن بعدهم، لا يسع من يشتغل بعلم الحديث الجهل بهم»؛ یعنی این کتابی مختصر شامل گروهی از حافظان از میان صحابه پیامبر (صلیالله علیه وسلم)، تابعین و پس از آنان است که برای هر کوشنده در علم حدیث، ناشناخته ماندنِ این بزرگان روا نیست.
همچنین محدث و مورخ مشهور شافعی، ابنناصرالدین الشافعی رحمهالله در هر دو کتاب خود «بدیعة البیان عن موت الأعیان» و شرح آن «التبیان لبدیعة البیان» که درباره طبقات حفاظ به نظم و نثر نگاشته، میگوید:
بعدهما فتى جريج الدانی مثل أبی حنيفة النعمان
بدین معنا که یک سال پس از وفات حجاج بن ارطاة و زبیدی (رحمهماالله)، امام ابوحنیفه نعمان بن ثابت رحمهالله وفات یافت.
به گفته علامه مناوی رحمهالله، «حافظ» به کسی اطلاق میشود که یکصد هزار حدیث را همراه با متن و سند در حافظه داشته باشد. اليواقیت والدرر شرح نخبة الفکر: ۲/ ۴۲۰.
۴- شمارش امام صاحب رحمهالله در میان پیشوایان حدیث
همانگونه که تمامی علما بر سر این موضوع اتفاقنظر دارند که امام صاحب رحمهالله پیشوایی بزرگ در فقه است، جمهور محدثان نیز بر مقام امامت ایشان در علم حدیث تأکید ورزیدهاند.
محدث مشهور، امام ابوداوود سجستانی رحمهالله میگوید: “رحم الله مالکا كان إماما، رحم الله شافعيا كان إماما، رحم الله أبو حنیفة كان إماما.” هرچند سخن امام ابوداوود رحمهالله درباره امامت امام صاحب رحمهالله مجمل است، اما امام ترمذی و محدث مشهور شافعی، امام بیهقی رحمهالله هنگامی که در باب جرح و تعدیل، اقوال امامانِ محدث را نقل میکنند، قول امام صاحب رحمهالله را درباره «جابر جعفی» و دیگر راویان ضعیف به عنوان استناد ذکر کردهاند؛ این اقدام ایشان در حقیقت دلیلی بر مدعای امام ابوداوود رحمهالله مبنی بر پیشوایی امام صاحب در حدیث است.
همچنین حاکم نیشابوری رحمهالله، محدث نامدار، آنگاه که پیرامون حدیث «لا نكاح إلا بولى» سخن میگوید، چنین میآورد: “قد وصل هذا الحديث عن أبي إسحاق جماعة من أئمة المسلمين غير ما ذكرناهم، منهم أبو حنيفة النعمان بن ثابت، ورقبة بن مصلقة العبدي ومطرف بن طريف الحارثي…”
ایشان در فصل چهل و نهم کتاب مشهور خود “معرفة علوم الحدیث” در خصوص علوم حدیث مینویسد: “هذا النوع من هذه العلوم معرفة الأئمة الثقات المشهورين من التابعين وأتباعهم، ممن يجمع حديثهم للحفظ والمذاكرة والتبرك بهم… فمنهم من أهل الكوفة: عامر بن شراحیل… وإبراهيم النخعي… وأبو حنيفة النعمان بن ثابت التيمي…”[1]
بدین معنا که این فصل از علم حدیث در بیان احوال آن دسته از مشاهیر تابعین و تبعتابعین است که در مقام امامت و وثاقت قرار دارند و احادیثشان جهت حفظ، مباحثه و تبرک گردآوری میشود؛ در این ردیف، امام ابوحنیفه رحمهالله در کنار محدثان بزرگ کوفه همچون عامر بن شراحیل، ابراهیم نخعی و دیگر علماء قرار گرفته است.
در حقیقت، ادعای امامت یک فرد در احادیث، همزمان گواهی بر قوت و اعتبار اسناد او و نیز شهادتی بر پذیرش بیچونوچرای آرای او در باب جرح و تعدیل است. به تعبیری دیگر، همانگونه که وی در نقل احادیث خود ثقه و صادق شناخته شده، در اظهارنظر پیرامون تصحیح یا تضعیف احادیثِ دیگر محدثان نیز به عنوان حجت پذیرفته شده است. از همین روست که محدثان هرجا امام صاحب رحمهالله را به سبب وثاقتش «امام» نامیدهاند، بر امامت ایشان در باب جرح و تعدیل نیز صحه گذاردهاند.
شیخالاسلام ابنتیمیه رحمهالله در کتاب “تلخیص کتاب الاستغاثة” میگوید: “وکلام يحيى بن معين، والبخاري، ومسلم، وأبي حاتم، وأبي زرعة، والنسائي، وأبي أحمد بن عدي، والدارقطنی وأمثالهم، في الرجال، وصحيح الحديث، وضعيفه، هو مثل كلام مالك، والثوري، والأوزاعي، والشافعي وأمثالهم في الأحکام، والحرام. وفي الأئمة من هو إمام مع هؤلاء وهؤلاء مشارک للطائفتين، وإن کان بأحد الصنفين أجدر. وأكثر أئمة الحديث والفقه كمالك، والشافعي، وأحمد… ولأبي حنيفة أيضا ماله ذلك.”
مقصود ایشان این است که پیشوایان بر دو صنف هستند:
نخست پیشوایانِ حدیث که پیرامون تصحیح یا تضعیف روایات و وثاقت یا ضعف راویان سخن میگویند؛ مانند امام بخاری، امام مسلم، امام نسایی (رحمهمالله) و دیگران.
و صنف دیگر، پیشوایان فقه هستند که پیرامون احکام و حلال و حرام سخن میگویند. اما در این میان، کسانی نیز هستند که در هر دو حوزه پیشوا بوده و سخنشان مورد پذیرش است؛ همچون امام مالک، امام شافعی، امام اوزاعی، امام ابوحنیفه و شماری دیگر از فقها (رحمهمالله).