نویسنده: محمدعاصم اسماعیل­زهی

کاپیتالیزم

بخش دوم

کاپیتالیزم در لغت و اصطلاح
سرمایه‌داری یا کاپیتالیزم (به انگلیسی: Capitalism) یا سرمایه‌محوری، یک نظام اقتصادی است که در آن پایه‌های یک سیستم اقتصادی بر روی مالکیت خصوصی ابزارهای تولیدِ اقتصادی است و در دست مالکان خصوصی است و از این برای ایجاد بهره‌مندی اقتصادی (سود) در بازارهای رقابتی استفاده می‌شود؛ که به این قانون، آزادی مالکیت شخصی نیز گفته می‌شود؛ که معنای آن، تولید و توزیع کالاها است.
مقابل سیستم اقتصادی سرمایه‌داری، نظام اقتصادی کمونیستی وجود دارد که در آن برخلاف کاپیتالیزم، مالکیت خصوصی بر زمین منابع و ابزار تولید وجود ندارد.
از ویژگی‌های اصلی سرمایه‌داری می‌توان به انباشت سرمایه، بازارهای رقابتی، سیستم قیمت، مالکیت خصوصی و به رسمیت شناختن حقوق مالکیت، مبادلۀ داوطلبانه و کارمزدی اشاره کرد.
در اقتصاد بازار سرمایه‌داری، تصمیم‌گیری و سرمایه‌گذاری توسط هر صاحب ثروت، دارایی یا توانایی تولید در بازارهای سرمایه و مالی تعیین می‌شود در حالی‌که قیمت‌ها و توزیع کالاها و خدمات عمدتاً توسط رقابت در بازارهای کالاها و خدمات تعیین می‌گردد.[1]
معنای لغوی کپیتال همان سرمایه است و سرمایه شامل: زمین‌ها، فابریکه‌ها/کارخانه‌ها و… می‌باشد. درآمد در این قانون حداقل دو شکل دارد: سودی و دست‌مزد. سود عبارت است از آنچه که به‌خاطر مالکیت ابزار تولید به کسانی که سرمایه را فراهم کرده‌اند، داده می‌شود. در این قانون زمین، نیروی انسانی و سرمایه در اختیار گروهی از افراد جامعه است که سایر افراد جامعه با استفادۀ مشروط از آن‌ها، به تولید مادی و تولید معنوی می‌پردازند. آدام اسمیت در سال (۱۷۷۶) با کتاب (ثروت ملل خود) مکتب کلاسیک را پایه‌گذاری نمود و وی نسبت به آیندۀ سرمایه‌داری بسیار خوشبین بود. وی معتقد بود با آزادی اقتصادی به افراد جامعه منافع عمومی مردم در بازار تأمین می‌شود.
همچنین در این قانون متداول است که اجاره را به صورت درآمد حاصل از در کنترل داشتن منابع طبیعی به حساب بیاورند که با دو مورد دیگر متفاوت است.
در قانون سرمایه‌داری، سرمایه‌گذاری، تولید، توزیع، درآمد، قیمت‌گذاری و عرضۀ مواد و خدمات توسط تصمیم‌گیری‌هایِ شخصی در یک اقتصاد بازار تعیین می‌شود. مشخصۀ بارز قانون سرمایه‌داری این است که تولید کالا در درجۀ اول برای کسب سود اقتصادی انجام می‌گیرد و نه لزوماً رفع نیازهای انسان‌ها؛ البته در مواردی نیز، کسب سود با رفع نیازهای انسانی همراه است.
در کلی‌ترین حالت، نظام سرمایه‌داری را می‌توان به سه دستۀ نظامر اقتصادی اسلام، نظام سرمایه‌داری دولتی (همچون اتحاد جماهیر شوروی پس از (۱۹۲۷) یا چین کنونی) و نظام سرمایه‌داری غیر متمرکز و غیردولتی همچون ایالات متحدۀ آمریکا تقسیم نمود.
اقتصاددانان، مورخان، اقتصاددانان سیاسی و جامعه‌شناسان در تحلیل‌های خود از سرمایه‌داری دیدگاه‌های مختلفی اتخاذ کرده و اشکال مختلف آن را در عمل تشخیص داده‌اند. این‌ها شامل سرمایه‌داری laissez-faire (رهایش کن) یا بازار آزاد، سرمایه‌داری دولتی و سرمایه‌داری رفاهی است.
اشکال مختلف سرمایه‌داری دارای درجات مختلف بازارهای آزاد، مالکیت عمومی، موانع رقابت آزاد و سیاست‌های اجتماعی تحریم شده توسط دولت است. میزان رقابت در بازارها و نقش مداخله و تنظیم و همچنین دامنۀ مالکیت دولت در مدل‌های مختلف سرمایه‌داری متفاوت است. میزان آزاد بودن بازارهای مختلف و قوانین تعریف مالکیت خصوصی از موضوعات سیاست و سیاست است. اکثر اقتصادهای موجود سرمایه‌داری اقتصادی مختلط هستند که عناصر بازارهای آزاد را با مداخلۀ دولت و در برخی موارد برنامه‌ریزی اقتصادی ترکیب می‌کنند.
اقتصاد بازار تحت اشکال مختلف دولت و در زمان‌ها، مکان‌ها و فرهنگ‌های مختلف وجود داشته است. جوامع مدرن سرمایه‌داری -مشخص شده توسط جهانی شدن روابط اجتماعی مبتنی بر پول، طبقه‌ای مداوم بزرگ و گسترده در سیستم که باید با دستمزد کار کنند (پرولتاریا) و یک طبقۀ سرمایه‌دار صاحب ابزار تولید- در اروپای غربی در روندی که منجر به انقلاب صنعتی شد.
سیستم‌های سرمایه‌داری با درجات مختلف مداخلۀ مستقیم دولت از آن زمان در دنیای غرب مسلط شده و همچنان گسترش می‌یابد. نشان داده شده است که سرمایه‌داری به شدت با رشد اقتصادی ارتباط دارد.
منتقدان سرمایه‌داری استدلال می‌کنند که این قدرت را در دست یک طبقۀ سرمایه‌دار اقلیت متمرکز می‌کند که از طریق استثمار طبقۀ کارگر اکثریت و کار آن‌ها وجود دارد، اولویت سود را بر کالای اجتماعی، منابع طبیعی و محیط‌زیست، موتور نابرابری، فساد و بی‌ثباتی‌های اقتصادی و بسیاری از آن‌ها قادر به دسترسی به منافع و آزادی‌های ادعایی مانند سرمایه‌گذاری آزاد نیستند.[2]
اصطلاح (سرمایه‌دار) به معنای صاحب سرمایه، زودتر از اصطلاح (سرمایه‌داری) ظاهر شده است و مربوط به اواسط قرن هفدهم است. (سرمایه‌داری) از سرمایه گرفته شده است، که از capitale، یک کلمۀ لاتین متأخر مبتنی بر caput، به معنای(سر) که همچنین منشأ «chattel» و «گاو» به معنای اموال منقول است (فقط بسیار بعد از آن) گرفته شده است.
سرمایه در قرن ۱۲ تا ۱۳ ظهور کرد تا به وجوه، موجودی کالا، مبلغ پول یا پول حامل بهره اشاره کند. و اغلب با کلمات دیگری مبادله می‌شد. ثروت، پول، سرمایه، کالا، دارایی، دارایی و غیره. Hollantse (به آلمانی: holländische) مرکوریوس در سال‌های ۱۶۳۳ و ۱۶۵۴ از «سرمایه‌داران» برای اشاره به صاحبان سرمایه استفاده می‌کند. توسط آرتور یانگ در اثر خود سفر در فرانسه (۱۷۹۲). دیوید ریکاردو در کتاب اصول اقتصاد سیاسی و مالیات (۱۸۱۷) بارها به «سرمایه‌دار» اشاره کرده است.
شاعر انگلیسی ساموئل تیلور کولریج در اثر خود به نام  Table Talk  از «سرمایه‌دار» استفاده کرد. پیر ژوزف پرودون در اولین اثر خود از این اصطلاح استفاده کرد، دارایی چیست؟ (۱۸۴۰) اشاره به صاحبان سرمایه.
بنجامین دیزرائیل از این اصطلاح در سال ۱۸۴۵ اثر خود سیبیل استفاده کرد. استفادۀ اولیه از اصطلاح «سرمایه‌داری» به معنای امروزی آن به لوئی بلان در سال (۱۸۵۰) (آنچه من «سرمایه‌داری» می‌نامم، یعنی تصاحب سرمایه توسط برخی به استثنای دیگران).[3]
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. بارنز، جک، آلیس، ماری، سرمایه‌داری و تخریب محیط زیست: در دفاع از زمین و کار، ص۶۲، مترجم: صدیقی، حامد، سال چاپ: ۱۳۹۰هـ، نشر طلایه پر سو.
[2]. آلوی، جیمز، تاریخچه‌ای از علم اقتصاد در جایگاه علمی اخلاقی، ص۴۷، مترجم: نعمتی، علی، پائیز ۱۳۸۴هـ، تهران.
[3]. لنین، ولادیمیر، امپریالیسم به مثابه بالاترین سطح کاپیتالیسم،ص۳۳، مترجم: خسروی، مرضیه، سال چاپ: ۱۳۹۴هـ، نشر روزگار نو.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version