…
نویسنده: محمد داود یوسفی اسحاقزهی

اسلام و دموکراسی 

بخش: ۴۷ و پایانی

اصول نظام سیاسی اسلام 

۵. آزادی در پرتو شریعت (ادامه…) 

نتیجه‌ی آزادی اسلامی

هدف آزادی در اسلام این نیست که به انسان اجازه‌ی انجام هر نوع عمل داده شود، بلکه هدف آن این است که انسان راه درست را برای رسیدن به سعادت و خوشبختی واقعی انتخاب کند.
۱.          آزادی اسلامی یک نعمت الهی است که بر پایه‌ی توحید و بندگی خداوند استوار است.
۲.          این آزادی وسیله‌ای الهی برای رفع موانع درونی و بیرونی انسان است.
۳.          این آزادی انسان را به مراتب بالای کمال می‌رساند و مسیر بدبختی را بر او می‌بندد.
۴.          چارچوب قانونی اسلام، آزادی را با منافع انسانی هماهنگ و هم‌سو می‌سازد.
در نتیجه، اسلام خواهان نوعی آزادی است که انسان را به سوی سعادت جاودانه هدایت کند. بنابراین تنها آزادی‌ای که در چارچوب اصول شریعت قرار داشته باشد، آزادی حقیقی محسوب می‌شود. آزادی‌ای که از چارچوب شریعت خارج باشد، نه تنها سودی برای انسان ندارد، بلکه او را به سوی ذلت، بدبختی و بردگی سوق می‌دهد.
مفهوم دموکراسی یکی از مباحث مهمی است که امروزه در برابر حکومت دینی و سایر نظام‌های سیاسی مطرح می‌شود و موضوع بحث، تحقیق و تبادل نظر قرار گرفته است.
در سال‌های اخیر این بحث بار دیگر در عرصه‌ی ایدئولوژی‌ها و نظریات سیاسی مطرح شده و در حوزه‌ی تفکر دینی، میان محققان و اندیشمندان، پرسش‌ها و مناقشات زیادی را برانگیخته است.
در جهان معاصر، دموکراسی به عنوان یکی از ستون‌های اصلی حکومت و یکی از شیوه‌های اداره‌ی دولت، باید از دیدگاه علوم سیاسی مورد بحث، بررسی و ارزیابی قرار گیرد.
نظریه‌پردازان کلاسیک دموکراسی این مفهوم را به عنوان یک نظریه‌ی سیاسی جامع و کلی بررسی کرده‌اند؛ اما اندیشمندانی از هابز تا شومپیتر، دموکراسی را بیشتر به عنوان یک واقعیت اجتماعی-تاریخی و نیز روشی برای توزیع قدرت و اصلاح جامعه تحلیل کرده‌اند، نه به عنوان یک ایدئولوژی منسجم. این موضوعات در مباحث پیشین به تفصیل بررسی شده است.
در چارچوب شرعی حکومت در جوامع اسلامی، مسئله‌ی دموکراسی و نظام‌های مدنی غربی دارای پیشینه‌ی تاریخی طولانی است. آشنایی مسلمانان با اندیشه‌های افلاطون و ارسطو، توجه آنان به نظام‌های اشرافی (آریستوکراسی)، دموکراسی، الیگارشی و دیکتاتوری، و ابعاد مختلف این بحث، همگی بخشی از تفکر دینی و سیاسی را تشکیل می‌دهد.
موضوع قانون‌گذاری در دموکراسی، مشارکت آزاد مردم و شکل‌گیری نهادهای مستقل، از زمانی در جهان اسلام مطرح شد که امپراتوری عثمانی با کشورهای اروپایی در تعاملات سیاسی و نظامی قرار گرفت. این بحث با تلاش‌های فکری طبقه‌ی تحصیل‌کرده در مصر، سوریه و ترکیه گسترده‌تر شد و مباحث مربوط به فهم و تطبیق رابطه‌ی دین و دموکراسی را به وجود آورد.
در اواخر قرن بیستم، پرسش اساسی بسیاری از متفکران اسلامی درباره مفهوم دموکراسی این بود: آیا حاکمیت دینی می‌تواند با دموکراسی مدرن سازگار باشد؟
دموکراسی نه به عنوان یک ایدئولوژی یا نظریه‌ی سیاسی صرف، بلکه به عنوان روشی برای توزیع قدرت، نظارت و تنظیم امور ارائه می‌شود. اگر فرض شود که دموکراسی با حاکمیت دینی قابل تطبیق است، این تطبیق چگونه خواهد بود و تحت چه شرایطی ممکن است؟
پذیرش یا رد این سازگاری، کاملاً به پاسخ این پرسش‌ها وابسته است: تعریف دموکراسی به عنوان مؤثرترین و عملی‌ترین روش حکومت‌داری چیست؟ آیا روش‌ها و سازوکارها ذاتاً خنثی و بی‌طرف هستند؟ و آیا می‌توان آن‌ها را به طور مساوی در نظام‌های سکولار و دینی به کار برد؟
برخی از علما و اندیشمندان اسلامی، دموکراسی را به معنای مشارکت عمومی مردم، نفی استبداد، و حاکمیت قانون تفسیر می‌کنند و بدون توجه به مبانی فکری آن، از امکان سازگاری اسلام و دموکراسی حمایت می‌نمایند.
اسلام دینی کامل است که در همه‌ی عرصه‌های زندگی، به‌ویژه در حوزه‌ی حکومت و سیاست، دارای اصول، احکام و نظام‌های عملی مشخص می‌باشد. از این رو، نیازی به استفاده از اصطلاحاتی مانند دموکراسی وجود ندارد، زیرا این مفهوم در خودِ اندیشه‌ی غربی نیز با ابهام‌ها و پیچیدگی‌های زیادی همراه است. همچنین تقلید از مدل‌های دموکراتیک غربی جایز نیست؛ بلکه مناسب آن است که با شناخت هویت خود، استقلال فکری، و درک ویژگی‌های فرهنگی، جغرافیایی و اجتماعی، از تجارب مفید و دستاوردهای مادی دیگران استفاده شود و در عین حال، الگوی حکومت اسلامی به عنوان یک فلسفه‌ی سیاسی منسجم و جامع به جهان ارائه گردد.
بر اساس این اصول، بهترین نظام برای امت اسلامی و بلکه برای بشریت، نظام سیاسی اسلام است که در قالب خلافت، امارت اسلامی و حکومت اسلامی تعریف می‌شود. در سایه‌ی این نظام، حقوق و آزادی‌های انسان‌ها به شکل عادلانه و منصفانه تضمین می‌گردد. مسلمانان با داشتن چنین دین جامع و کامل، نیازی به نظام سیاسی دیگری ندارند.
البته قابل یادآوری است که برخی اندیشمندان و پژوهشگران مسلمان که به نوعی از سازگاری و هم‌خوانی میان اسلام و دموکراسی سخن می‌گویند، مدعی نیستند که دموکراسی به شکل غربی آن کاملاً با اسلام مطابقت دارد. بلکه آنان دموکراسی را یک نظام غیر اسلامی می‌دانند که به صورت کامل برای مسلمانان قابل تقلید نیست.
با این حال، آنان معتقدند که در کشورهای اسلامی می‌توان از برخی جنبه‌های تجربی دموکراسی بهره برد، از دو طریق:
۱.          باید به‌صراحت اعلام شود که حاکمیت تنها از آنِ خداوند متعال است و رئیس دولت فقط در امور مباح و حوزه‌ی تعزیرات می‌تواند قانون‌گذاری کند، به شرط آن‌که مخالف شریعت نباشد.
۲.          شکل و ساختار دولت باید شبیه به حکومت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم و خلفای راشدین باشد.
والله اعلم.
بخش قبلی | پایان
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version