نویسنده: محمدعاصم اسماعیلزهی
کاپیتالیزم
بخش سوم
تعریف کاپیتالیزم یا سرمایهداری
سرمایهداری بهعنوان یک نظام اجتماعی، متمرکز بر اقتصاد، به شکلی است که در آن تمام جنبههای مرتبط با تولید، توزیع و مبادلۀ وسایل اقتصادی، بهطور جامع و اساسی در دست مالکان خصوصی قرار دارد. در این نظام، وسایل تولید مانند زیرساختها، ماشینآلات، منابع و تجهیزات، تماماً بهعنوان مالکیت خصوصی افراد شناخته میشوند و تحت کنترل و مالکیت آنها قرار دارند.
در واقع، سرمایهداری از یک ساختار اقتصادی برخوردار است که تمرکز اصلی آن بر بهرهبرداری از وسایل تولید با هدف کسب سود و ایجاد ارزش اقتصادی است. افراد و شرکتها در این نظام تحت تأثیر و تعامل بازاری قرار دارند و تصمیمگیریها براساس اهداف سودآوری و رقابت در بازار انجام میشوند. تمایل به افزایش سرمایه، توجه به رشد اقتصادی و جستجوی فرصتهای سرمایهگذاری، موتور اصلی تحرک در این نظام اقتصادی است.
استفاده از مفهوم مالکیت خصوصی در کاپیتالیزم بهمعنای ترتیب دهندهای بوده که از طریق آن تملک و کنترل بر وسایل تولید و منابع اقتصادی تعیین میشود. این مفهوم باعث تشویق بهرهبرداری و سرمایهگذاری در راستای تحقق سود میشود و به وسیلۀ ایجاد رقابت و انگیزههای اقتصادی، ترقی و توسعۀ اقتصادی را ترویج میکند.[1]
تاریخچۀ کاپیتالیزم؛ از آغاز تا امروز
اگرچه توسعۀ مداوم سرمایهداری بهعنوان یک سیستم تنها از قرن شانزدهم میلادی آغاز میشود، اما پیشینۀ نهادهای سرمایهداری در جهان باستان وجود داشته و بخشهای شکوفایی سرمایهداری در اواخر قرون وسطی در اروپا وجود داشته است. توسعۀ سرمایهداری با رشد صنعت پارچۀ انگلیسی در قرنهای شانزدهم، هفدهم و هجدهم میلادی آغاز شد. ویژگی این توسعه که سرمایهداری را از سیستمهای قبلی متمایز میکرد، استفاده از سرمایۀ انباشته برای افزایش ظرفیت تولیدی به جای سرمایهگذاری در شرکتهای اقتصادی غیرمولد، مانند اهرام و کلیساهای جامع بود. این ویژگی توسط چندین رویداد تاریخی تقویت شد.
در اخلاقی که پروتستانها پرورش دادهاند با اصلاحات قرن شانزدهم، تحقیر سنتی نسبت به تلاش برای کسب ثروت کاهش یافت، در حالیکه سختکوشی و صرفهجویی، تأیید مذهبی قویتری یافتند.
نابرابری اقتصادی با این استدلال توجیه میشد که ثروتمندان از فقرا پرهیزکارترند.[2]
کاپیتالیزم از گذشتههای دور به اشکال مختلف وجود داشته؛ اما رشد واقعی آن از دوران رنسانس و انقلاب صنعتی آغاز شد. مراحل توسعۀ کاپیتالیزم در تاریخ بدین شکل بوده است:
کاپیتالیزم اولیه (قرون وسطی – رنسانس):
تجارت دریایی و بازارهای آزاد اولیه در قرنهای ۱۵ و ۱۶ در اروپا گسترش یافت.
شکلگیری بانکداری مدرن و شرکتهای تجاری در ایتالیا و هلند.
کاپیتالیزم صنعتی (قرن ۱۸ و ۱۹ – انقلاب صنعتی):
رشد کارخانهها و تولید انبوه با ماشینآلات.
توسعۀ شرکتهای بزرگ و کارخانجات در بریتانیا، آمریکا و آلمان.
کاپیتالیزم مدرن (قرن ۲۰ و ۲۱ – اقتصاد جهانی):
جهانیشدن اقتصاد و شرکتهای چندملیتی.
رشد بازارهای مالی، بورس و سرمایهگذاریهای دیجیتال.
امروزه، کاپیتالیزم با فناوری دیجیتل ترکیب شده و به اشکال جدیدی مانند اقتصاد پلتفرمی و ارزهای دیجیتل تبدیل شده است.[3]
مفهوم کاپیتالیزم در عامترین معنایش تنها از آغاز سدۀ بیستم وجود دارد. تاریخ آن را میتوان تقریباً سال ۱۹۰۲ دانست، زمانی که ورنر زمبارت کتاب معروف خود «سرمایهداری مدرن» را منتشر کرد. برعکس این کلمه را مارکس عملاً بکار نبرده است. اقتصاد سرمایهداری عملاً بین قرون ۱۶ و ۱۹ میلادی در انگلیس به تدریج رسمی شد. با وجود اینکه برخی ویژگیهای این قانون در دوران خیلی گذشته نیز دیده میشود، شکلهای ابتدایی سرمایهداری تجاری (merchant capitalism) در اواخر قرون وسطی شکوفا شد.
سرمایهداری از پایان دورۀ فئودالیزم در دنیای غرب نظام غالب بوده است. به تدریج این قانون از انگلیس به سراسر اروپا گسترش یافته مرزهای سیاسی و فرهنگی را درنوردید. در قرون ۱۹ و ۲۰ میلادی سرمایهداری ابزار غالب، ولی نه انحصاری، صنعتی شدن را در دنیا فراهم آورده است.[4]
ثروت اروپای غربی به سرعت فزونی یافت: طلا و نقره از آمریکای جنوبی گرفته شد تا بانکها را تغذیه کنند و بردگان مورد نیاز بودند تا برای کارگاههای اروپای غربی کالاهای مصرفی و مواد خام تولید کنند. تجارت جهانی را تصرف مستعمرههای جدید، توسعۀ مستعمرههای کهن و گسترش بردهداری و دزدی و راهزنی آشکارا به پیش راند. اینها ویژگیهای برجستۀ بازارهایی است که بیش از دو سده تکامل یافت، یکی از ویژگیهای اصلی این مرحلۀ تجاری سرمایهداری این است که این مرحله نه فقط بازارها را تأمین میکند بلکه همچنین ثروتی را فراهم میآورد که انقلابی صنعتی را تغذیه میکند که در میانۀ سدۀ ۱۷۰۰ آغاز میشود.[5]
کوزیمو دمدیچی، توانست یک امپراتوری مالی بینالمللی بسازد و یکی از اولین بانکداران مدیچی بود. سرمایهداری در شکل مدرن خود را میتوان در ظهور سرمایهداری ارضی و مرکانتیلیزم در اوایل رنسانس، در دولت-شهرهایی مانند فلورانس جستجو کرد. سرمایه در ابتدا در مقیاس کوچک برای قرنها وجود داشته است در قالب فعالیتهای بازرگانی، اجارهای و وامدهی و گاه بهعنوان صنعت در مقیاس کوچک با مقداری کارمزدی. بورس کالای ساده و در نتیجه تولید کالایی ساده که مبنای اولیۀ رشد سرمایه از تجارت است، سابقۀ بسیار طولانی دارد. در دوران طلایی اسلامی، مسلمانان سیاستهای اقتصادی سرمایهداری مانند تجارت آزاد و بانکداری را به اجرا گذاشتند. استفادۀ آنها از اعداد هندی و عربی، حسابداری را تسهیل میکرد. این نوآوریها از طریق شرکای تجاری در شهرهایی مانند ونیز و پیزا به اروپا مهاجرت کردند. ریاضیدانان ایتالیایی با تاجران عرب به مدیترانه سفر کردند و بازگشتند تا استفاده از اعداد هندی و عربی را در اروپا رایج کنند.[6]
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. قدیری اصل، باقر؛ سیر اندیشۀ اقتصادی، رویارویی مکتبها از افلاطون تا بعد از کینز، ص۴۵، سال چاپ: ۱۳۸۷هـ، انتشارات دانشگاه تهران.
[2]. آلوی، جیمز، تاریخچهای از علم اقتصاد در جایگاه علمی اخلاقی، ص۵۶، مترجم: نعمتی، علی، پائیز ۱۳۸۴هـ، تهران.
[3]. همان، ص۶۷.
[4]. فشارکی زاده، حسن، پایان سرمایهدار منطقی و فروپاشی نئولیبرالیسم، ص۳۱۲، سال چاپ: ۱۳۸۸هـ، نشر قدیس.
[5]. همان.
[6]. هایلبرونر، رابرت، سرمایهداری در قرن بیست و یکم، ص۶۷، مترجم: شهسا، احمد، ویرایش: عابدینی، آفاق، سال چاپ: ۱۳۷۷هـ، نشر شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
