الحمد لله وكفى والصلاة والسلام على عباده الذين اصطفى، أما بعد:
خداوند متعال در برهههایی از زمان به برخی از بندگان خود چنان شأن و مقام والایی عطا فرموده که با گذشت روزگار، نه تنها از ابهت آنان کاسته نمیشود، بلکه بر شمار بهرهگیرندگان از علوم و پیروان راه و رسم آنان افزوده میگردد. این بزرگواران برای نسلهای پس از خود نقش پیشوا (امام) را ایفا نموده و با مایه ایستادگی علم و فضل خویش، دلهای مشتاق را گرد خود جمع میکنند.
در این سلسلهی مبارک پیشوایان، نامی بزرگ چون امام اعظم ابوحنیفه نعمان بن ثابت رحمهالله، مؤسس مذهب حنفی و مجتهد بزرگ، میباشد. ایشان به سبب بصیرت اجتهادی بینظیری که پروردگار به وی ارزانی داشته، در مقایسه با سایر ائمه مذاهب، مقبولیت گستردهای یافته است؛ چنانکه تا به امروز، شمار کثیری از خواص و عوام به پیروی از راه او افتخار میکنند.
از آنجا که سنت الهی بر این جاری است که برخی بندگان را بر برخی دیگر برتری دهد، بر اساس یکی از ضعفهای بزرگ طبیعت انسانی یعنی «حسد»، عدهای تاب تحمل پیشرفت دیگران را نیاورده و از روی بغض و کینه به اتهامات و دروغهایی متوسل میشوند که شخصیت مورد نظر کاملاً از آنها مبراست.
همانگونه که کمالات امام ابوحنیفه رحمهالله فراتر از حد شمارش است، شمار حاسدان ایشان نیز بسیار بود. آنان از روی جهل و بیاطلاعی، گاه ایشان را به «مرجئه» منسوب کردند، گاه وی را منبع اصلی مسئلهی «خلق قرآن» دانستند و گاه به موارد دیگر متهم ساختند. اما این تهمتها که بر پایه تنگنظری بنا شده بود، با گذشت زمان توسط خودِ پیروانِ همان حاسدان رد شد و بیاساس بودن آنها به اثبات رسید.
از آنجا که توجه اصلی امام صاحب رحمهالله بیش از آنکه بر «روایت احادیث» باشد، بر «استنباط مسائل» معطوف بود، برخی از محدثان به دلیل بیاطلاعی، بر ایشان خرده گرفتند که «امام به احادیث آگاه نبود و در این باب ضعیف است». این سؤالی بیجا و بزرگ است که تا امروز نیز برخی متعصبان آن را تکرار کرده و به پیروان مذهب حنفیت طعنه میزنند.
بنده لازم دانستم برای تربیت سالم نسل جوان، مقالهای تحت عنوان «امام ابوحنیفه رحمهالله و علم حدیث» بنگارم تا شأن محدثانهی ایشان را تبیین کنم. در این نوشتار، موارد ضروری که مهارت امام در احادیث را ثابت میکند ـ از جمله شناخت ایشان به عنوان حافظ حدیث توسط امامان فن، و بررسی آرای پیشوایان جرح و تعدیل ـ را به صورت مختصر بررسی کردهام. هدف این است که جوانان ما شکار افواهات و پروژههای بیگانه نگردند و بنده نیز به عنوان مقلدی کوچک، در حد توان از مذهب امام رحمه الله دفاع کرده، شاید که از این راه مایه نجات اخرویام فراهم گردد.
ساختار کلی این مقاله
مقدمه: تبیین اهمیت موضوع و علت انتخاب آن.
نگاهی کوتاه به زندگی امام رحمهالله: ذکر نام و نسب، ولادت، تحصیلات، جایگاه علمی، وفات و علت حبس.
شأن محدثانهی امام رحمهالله: بررسی جایگاه علمی کوفه، استادان و شاگردان امام (شامل صحابه و تابعین)، شمارش ایشان در ردیف حافظان حدیث و ذکر اقوال بزرگان جرح و تعدیل.
پاسخ به شبهات باب حدیث: بررسی پرسشهای قولی و نظری پیرامون احادیث ایشان، تبیین احتیاط امام در پذیرش حدیث و اسباب عدم عمل به برخی احادیث.
خاتمه.
مراجع و مصادر.
فهرست.
نگاهی کوتاه به زندگی امام ابوحنیفه رحمهالله
نام و نسب: نام ایشان «نعمان»، نام پدرشان «ثابت» و نام پدربزرگشان «نعمان بن مرزبان» یا «زُوطَی بن ماه» (بر وزن موسی) است. کنیهی ایشان «ابوحنیفه رحمهالله» میباشد. نسب کامل ایشان بدین صورت است: امام ابوحنیفه نعمان بن ثابت بن نعمان بن مرزبان الکوفی.
محققان بر این قول اتفاق نظر دارند که امام صاحب رحمهالله در اصل «عجمی» (غیرعرب) بوده و در کوفه متولد شده است. درباره نسب ایشان مشهور است که اصالتاً اهل کابل بودهاند؛ روایت شده که پدربزرگشان (نعمان بن مرزبان) در یکی از جنگهای کابل اسیر گشت و توسط لشکریان اسلام آورده شد و بعدها زنی از قبیله «تیمالله» او را خرید و آزاد کرد. اگرچه این داستان بسیار مشهور است، اما «حماد»، فرزند امام ابوحنیفه، آن را به شدت رد کرده و میگوید: «به خدا قسم! در خانوادهی ما هیچگاه بردگی جریان نداشته است».
ولادت
درباره ولادت امام ابوحنیفه رحمهالله چهار قول روایت شده است.
نخست اینکه امام صاحب در سال (۶۱ هـ ق) متولد شده است.
قول دوم ولادت ایشان را در سال (۶۳ هـ ق) میداند.
قول سوم بر این است که ایشان در سال (۷۰ هـ ق) متولد شده است.
و قول چهارم سال ولادت را (۸۰ هـ ق) ذکر کرده است.
در میان این اقوال، هرچند قول چهارم مشهورتر است و بسیاری از مناقبنویسان ولادت امام را در سال هشتاد هجری قمری ثبت کردهاند، اما علامه زاهد کوثری رحمهالله با استناد به برخی وقایع و آرای علماء، قول سوم یعنی سال هفتاد هجری قمری را ترجیح داده است. والله اعلم تانیب الخطیب: ۴۰ ل- ۴۴.
تحصیلات
گفته میشود که امام صاحب رحمهالله در دوران کودکی به تحصیل نپرداخته و در ابتدا به حرفه تجارت روی آورده بود. از آنجا که خداوند متعال به امام صاحب رحمهالله دانش و هوشیاری وافری عطاء کرده بود، روزی عامر بن شراحیل رحمهالله، از امامان بزرگ حدیث، ایشان را دید و توصیه کرد: «به کسب علم بپرداز؛ چرا که تو میتوانی خدمت بزرگی انجام دهی.» امام صاحب با شنیدن این سخن، تجارت را رها کرد و به مسیر علم روی آورد. در اندک زمانی چنان در علم کلام مهارت یافت که فرقههای گمراه آن زمان مانند قدریه، زنادقه و دیگر گروهها، از مناظره با ایشان عاجز و ناتوان شدند.
اما از آنجا که غرق شدن در علم کلام، مشغلهی صحابه کرام (رضیالله عنهم) و تابعین بزرگ نبود، امام صاحب نیز از آن دست کشید و به علم فقه توجه نمود. ایشان به محضر حماد بن سلیمان رحمهالله که در مسجد جامع کوفه تدریس میکرد آمد و در زمره شاگردان حلقه فقهی او درآمد. پس از هجده سال پایبندی مستمر، هنگامی که وی دار فانی را وداع گفت، امام صاحب رحمهالله به عنوان جانشین او منصوب گردید.
مرتبه و مقام
شمار زیادی از محققان و مناقبنویسان، از جمله علامه ذهبی و ابنحجر (رحمهماالله)، بر این مطلب اتفاقنظر دارند که امام ابوحنیفه رحمهالله در زمره تابعین بوده و حضرت انس رضیالله عنه و شماری دیگر از صحابه کرام (رضوانالله علیهم اجمعین) را با چشمان خود دیده است؛ بدین ترتیب ایشان مصداق این آیه گشته است: {وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ الله عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ} [التوبة: ۱۰۰]
ترجمه: و کسانی که از این مهاجرین و انصارِ صحابه به نیکی پیروی کنند، خداوندﷻ از همهی آنان راضی خواهد شد و آنان نیز از خداوندﷻ، و برای ایشان بهشتهایی آماده نموده است که در زیر آنها نهرها جاری است و آنان در آنجا برای همیشه جاودان خواهند بود؛ رستگاری حقیقی همین است.
وفات و سبب زندانی شدن
مناقبنویسان بر این مطلب اتفاقنظر دارند که ایام پایانی عمر امام صاحب رحمهالله در زندان سپری شده است. اما درباره علت اصلی این حبس، دو قول نقل شده است:
نخست اینکه «منصور»، خلیفه عباسی، پیشنهاد مقام قضاوت را به ایشان داد و امام صاحب رحمهالله آن را رد کرد. این قول مشهور است و بسیاری از علماء آن را ذکر کردهاند.
قول دوم بر این است که در اصل، امام صاحب رحمهالله از خلافت منصور راضی نبود و او را شایسته این مقام نمیدانست. هنگامی که ابراهیم و محمد علیه منصور قیام کردند، امام صاحب رحمهالله به آنان کمک مالی نمود؛ به همین دلیل پس از کشته شدن آنها، منصور به قصد انتقام، امام صاحب رحمهالله را به زندان افکند و پیشنهاد قضاوت را بهانه ساخت و به ایشان زهر داد که بدین ترتیب امام صاحب رحمهالله به مقام شهادت نائل آمد.
تاریخ وفات
نویسندگان بر این مطلب اتفاقنظر دارند که امام صاحب رحمهالله در سال (۱۵۰ هـ ق) وفات یافته است، اما در تعیین ماه آن اختلاف دارند:
یک قول این است که در ماه رجبالمرجب بوده است.
و قول دوم بر این است که در ماه شعبانالمعظم بوده است. (۱)
شأن محدثانه امام صاحب رحمهالله
از آنجا که امام صاحب رحمهالله در کوفه متولد شده است، برای تبیین جایگاه و مهارت ایشان در احادیث، ابتدا به وضعیت علمی کوفه و نقش آن به عنوان مرکز نشر احادیث میپردازیم؛ چرا که این بستر علمی، مستقیماً بر شأن محدثانه امام صاحب رحمهالله تأثیر داشته است.