نویسنده: شیخ‌القرآن والحدیث، معلم جان حنفی 

مقتداء {امام اعظم أبوحنیفة رحمه الله}

مجموعه مقالات

بخش: ۵ پایان فصل اول

پاسخ به اعتراضات (انتقادات) وارد شده بر امام اعظم، ابوحنیفه رحمه‌الله
اعتراض هفتم
بزرگ‌ترین اعتراض و نقد بر امام ابوحنیفه رحمه‌الله این است که وی قیاس را بر نص (آیات و احادیث صریح) اولویت می‌دهد.
پاسخ این است که این سخن کاملاً عاری از حقیقت بوده، بلکه امام صاحب رحمه‌الله برعکسِ آن، به دلیل وجود نص، قیاس را ترک می‌گوید؛ چنان‌که در مسئله‌ی نقض وضو به سبب قهقهه، امام صاحب رحمه‌الله قیاس را وا نهاده است و این حدیث اگرچه متکلم‌فیه است، اما امام صاحب رحمه‌الله این حدیث را اخذ نموده و سایر امامان حدیث را ترک گفته و به قیاس عمل کرده‌اند.
در این مسئله، شیخ عبدالوهاب شعرانی رحمه‌الله که خود شافعی‌مسلک است، در کتاب خویش المیزان الکبری فصل مستقلی را گشوده است: فصل فی بیان ضعف قول من نسب الامام ابا حنيفة الى انه يقدم القياس على حديث رسول الله صلى الله عليه وسلم. وی در این فصل می‌گوید: اعلم ان هذا الكلام صدر من متعصب على الامام متهور في دينه غير متورع فی مقاله غافلاً عن قوله تعالى: ان السمع والبصر والفؤاد كل اولئک عنه مسولاً و عن قوله تعالى ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد.
امام ابوجعفر شیزاهاری (منسوب به قریه‌ای از قرای بلخ) با سند متصل از امام ابوحنیفه رضی‌الله‌عنه روایت کرده است که ایشان فرمود: کذب والله وافترى علينا من يقول عنا اننا نقدم القياس على النص، وهل يحتاج بعد النص الى قياس. و ایشان رضی‌الله‌عنه می‌فرمود: نحن لا نقيس الا عند الضرورة الشديدة وذالک اننا ننظر أولاً فی دليل تلك المسئلة من الكتاب والسنة واقضية الصحابة فان لم نجد دليلاً قسنا حينئذ. و در روایتی دیگر می‌فرمود: ما جاء عن رسول الله صلى الله عليه وسلم فعلى الرأس والعين بابي هو وامي وليس لنا مخالفة وما جاءنا عن اصحابه تغیرنا وما جاء نا عن غيرهم فهم رجال ونحن رجال.
ترجمه: و در این مسئله شیخ عبدالوهاب شعرانی رحمه‌الله که خود شافعی‌المذهب است، در کتاب خویش المیزان الکبری یک فصل جداگانه آورده است که عنوان آن فصل چنین است: «بیان ضعف آن قول که به امام ابوحنیفه نسبت می‌دهد که گویا او قیاس را بر حدیث رسول‌الله ﷺ مقدم می‌شمارد».
در این فصل می‌گوید: بدان که این سخنان از جانب شخصی متعصب صادر شده است که نسبت به امام صاحب کینه دارد، در دین خویش بی‌باک است، در کلامش از تقوا به دور است و از این گفته‌ی خداوند متعال غافل گشته که: «بنابر این گوش، چشم و دل، از همه‌ی این‌ها بازخواست خواهد شد». و نیز از این کلام که: «آدمی هیچ سخنی نمی‌گوید مگر آنکه نزد او نگاهبانی آماده است».
و امام ابوجعفر شیزاهاری (که منسوب به روستایی از روستاهای بلخ است) با سند متصل از امام ابوحنیفه رضی‌الله‌عنه روایت کرده است که ایشان فرمود: «به خدا سوگند! دروغ می‌گوید و بر ما تهمت می‌بندد آن کسی که می‌گوید ما قیاس را بر نص (قرآن و حدیث) مقدم می‌داریم. آیا پس از وجود نص، نیازی به قیاس است؟»
و ایشان رضی‌الله‌عنه می‌فرمود: «ما قیاس نمی‌کنیم مگر به هنگام نیاز مبرم. این بدان جهت است که ما نخست دلیل مسئله را در قرآن، سنت و قضاوت‌های صحابه می‌جوییم؛ اگر در آنجا دلیلی نیافتیم، آنگاه قیاس می‌کنیم».
و در روایتی دیگر می‌گوید: «آنچه از سوی رسول‌الله ﷺ رسیده باشد، برای ما بر دیده و منت است، پدر و مادرم فدای او باد، و ما را حق مخالفت نیست. و آنچه از صحابه به ما برسد، در آن غور می‌کنیم (و از آنان پیروی می‌نماییم). و آنچه از دیگر مردمان برسد، پس آنان نیز همچون ما مردانی صاحب‌رأی هستند».
افزون بر این، شیخ شعرانی رحمه‌الله می‌نگارد: اعلم يا اخي اني لم اجب على الامام بالصدر و احسان الظن فقط كما يفعل بعض وانما اجبت عنه بعد التتبع والفحص في كتب الادلة ومذهبه اول المذاهب تدويناً وأخرها انقراضاً كما قال بعض اهل الكشف.
ترجمه: بدان ای برادر من! من از امام صاحب تنها بر پایه‌ی حسنِ ظن و احترام ظاهری دفاع نکرده‌ام، آن‌گونه که برخی کسان انجام می‌دهند؛ بلکه دفاع من از ایشان، پس از جست‌وجو و تحقیق ژرف در کتاب‌های استدلالی صورت گرفته است. و مذهب او در میان مذاهب، نخستین مذهبی است که تدوین شده و آخرین مذهبی است که از میان خواهد رفت، همان‌گونه که برخی از اهل کشف گفته‌اند.
اعتراض هشتم
هشتمین اعتراض این است که از نگاه دانش حدیث، مستدلات امام صاحب رحمه‌الله بسیار ضعیف هستند.
در اصل، پاسخ تفصیلی این شبهه مسائل بسیاری را در بر می‌گیرد، اما به عنوان پاسخ مجموعی چنین می‌گوییم که امام شعرانی رحمه‌الله می‌فرماید من در مستدلات مذهب امام اعظم رحمه‌الله تأمل کردم، پس بر من عیان گشت که دلایل امام صاحب رحمه‌الله برخاسته از قرآن کریم، احادیث صحیح، احادیث حسن و یا آن احادیث ضعیفی است که به سبب «تعدد طرق» به مرتبه‌ی حسن رسیده‌اند؛ و دلیلی فروتر از این مرتبه در مذهب ایشان نیست. پس معلوم گشت که این اعتراض نیز بی‌بنیاد است. افزون بر این، اگر همان اصول نخستین مراعات گردند و در ذهن جای گیرند، بسیاری از اعتراض‌ها خود‌به‌خود از میان خواهند رفت.
پایان فصل اول
بخش قبلی | فصل بعدی

 

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version