ابوعائشه محمد اسحاق

زنده شدن پس از مرگ

بخش هجدهم

حکم منکرین معاد
بدون شک انکار زنده شدن پس از مرگ، ناقض ایمان است، گرچه صورت‌ها و مثال‌های آن متنوع و متفاوت باشد[1]؛ زیرا کسی‌که زنده شدن پس از مرگ را انکار می‌کند، آیات قرآنی زیادی را که بیانگر این مسئله هستند، انکار می‌کند و آن‌ها را نادیده می‌گیرد.
ایمان به زنده شدن پس از مرگ ضرورتاً، جزء مشخصی از دین است که منکر آن از اسلام خارج می‌شود.[2]
برای این‌که موضوع را بیشتر مورد بررسی و تحقیق قراردهیم در ذیل برخی از آیات را بیان می‌کنیم که نشان می‌دهند کسانی که زنده شدن پس از مرگ را انکار کنند، کافر بوده و جایگاه‌شان جهنم است:
حکم انکار زنده شدن پس از مرگ در پرتو آیات قرآن
اگر آیات قرآن را به دقت بررسی کنیم درمی‌یابیم کسانی که منکر زنده شدن پس از مرگ شده‌اند به حکم قرآن کریم کافر هستند و هیچ شکی در کفر آنان نیست، الله متعال در قرآن کریم به صراحت می‌فرماید: «وَإِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَإِذَا كُنَّا تُرَابًا أَإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ»[3]؛ ترجمه: «و اگر درشگفتی، پس شگفت‌انگیز است گفتارشان [که:] آیا وقتی که خاک شویم، آیا واقعاً ما همانا در آفرینشی نو خواهیم بود؟ آنان کسانی‌اند که کفر ورزیدند به پروردگار خود، و آنانند [که] طوق‌ها در گردن‌های‌شان باشد و آنان هم‌دمان آتشند، آنان در آن‌جا جاودانند.»
در کتاب «اللباب في علوم الکتاب» در ذیل این آیه آمده است: «از این آیه فهمیده می‌شود کسانی که زنده شدن پس از مرگ و قیامت را انکار می‌کنند، کافر هستند. دلیل این‌که به منکر زنده شدن پس از مرگ کافر می‌گویند این است که انکار زنده شدن پس از مرگ باعث انکار قدرت، علم و صداقت می‌شود…»[4]
در آیات دیگر به نقل از مؤمنی که به کافر می‌گوید: «وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِنْ رُدِدْتُ إِلَى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِنْهَا مُنْقَلَبًاقَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا»[5]؛ ترجمه: «و گمان نمی‌کنم [که] رستاخیز برپاشدنی باشد؛ و [فرضا] اگر بازگردانده شوم به سوی پروردگار خود، قطعاً خواهم یافت بهتر از این جایگاهی، گفت به او همراه او درحالی که او گفت‌وگو می‌کرد با وی: آیا کافر شدی به آن‌که آفرید تو را از خاکی، سپس از نطفه‌ای، سپس تو را مرد کاملی گردانید؟
در جای دیگر رب‌العالمین چنین می‌فرماید: «وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَبُكْمًا وَصُمًّا مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا وَقَالُوا أَإِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا»[6]؛ ترجمه: «و برانگیزیم آنان را روز رستاخیز بر رو افتاده [به صورت] نابینا و لال و کر؛ جای‌شان دوزخ است؛ هرگاه که فرو نشیند [زبانۀ آتش]، بیفزاییم بر آنان آتشی افروخته را، این است سزای‌شان، به سبب آن‌که آنان کافر شدند به آیه‌های ما و گفتند: آیا چون شدیم استخوان‌های پوسیده و متلاشی، آیا واقعاً برانگیخته می‌شویم [به] آفرینشی نوین؟»
حکم منکرین زنده شدن پس از مرگ در پرتو احادیث پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم
از بررسی احادیث پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم چنین برمی‌آید کسانی که زنده شدن پس از مرگ را انکار می‌کنند، گویا الله متعال را تکذیب می‌کنند.
در حدیث مرفوع از حضرت ابوهریره رضی‌الله‌عنه روایت است که خداوند متعال می‌فرماید: «فرزند آدم مرا تکذیب کرد و این کار، شایستۀ او نبود. فرزند آدم مرا دشنام داد حال آنکه این کار، شایستۀ او نبود. اما تکذیب، این است که می‌گوید: من نمی‌توانم دوباره او را زنده کنم درحالی که اولین پیدایش او، آسان‌تر از بازگرداندنش نیست [یعنی وقتی خداوند متعال برای اولین بار و بدون نقشه او را آفرید، آیا نمی‌تواند بعد از موت و مرگ او را احیا و زنده کند و اجزای وی را بازگرداند] و دشنامش این است که می‌گوید: خداوند فرزند انتخاب کرده است، حال آنکه من بی‌نیازی هستم که نزاییده‌ام و زاییده نشده‌ام و برایم شریک و همسری نیست.»[7]
حکم منکر زنده شدن پس از مرگ در پرتو اجماع امت و اقوال علما
بر اثبات زنده شدن پس از مرگ، اجماع شده است همان‌گونه که علمای این امت بر کفر منکرین زنده شدن پس از مرگ نیز اجماع دارند. این اجماع را بسیاری از علما نقل کرده‌اند که در ذیل به برخی از این اقوال می‌پردازیم:
قاضی عیاض رحمه‌الله می‌فرماید: «…هم‌چنان کسی‌که زنده شدن پس از مرگ و یا حساب و کتاب را انکار کند… او به اجماع کافر است؛ چرا که در این مورد نص وجود دارد و امت بر صحت نقل آن به طور متواتر اتفاق دارد.»[8]
علامه سفارینی رحمه‌الله می‌فرماید: «مراد از بعث، بازگشت جسمانی است؛ زیرا آن‌چه ظاهراً از معنای معاد بر می‌آید همین است؛ چون این چیزی است که باید بدان معتقد بوده و منکر آن کافر می‌شود.»[9]
امام ابن عبدالبر رحمه‌الله می‌فرماید: «مسلمانان براین امر اجماع دارند که کسی‌که زنده شدن پس از مرگ را انکار کند، نه ایمان دارد و نه گواهی‌اش قبول می‌شود. در این مورد دلایلی وجود دارد که از همه چیز بی‌نیاز می‌کند و برای همه کافی است. با وجود این در قرآن برای اقرار به زنده شدن پس از مرگ تأکید شده است و هیچ راهی برای انکار آن وجود ندارد.»[10]
بهوتی رحمه‌الله می‌فرماید: «کسی‌که زنده شدن پس از مرگ را انکار کند، کافر است؛ زیرا او کتاب‌الله، سنت رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم و اجماع امت را انکار کرده است.»[11]
ابن حزم رحمه‌الله می‌فرماید: «تمام اهل قبله با وجود مختلف بودن فرقه‌های‌شان بر باور زنده شدن پس از مرگ در قیامت و کفر کسی‌که آن را انکار کند، اتفاق دارند.»[12]
در جای دیگر می‌نویسد: «یا این‌که زنده شدن پس از مرگ را انکار کند، پس او به اتفاق همۀ امت، از دین اسلام خارج است.»[13]
امام شوکانی رحمه‌الله می‌فرماید: «حاصل کلام این است که زنده شدن پس از مرگ، موضوعی است که شرایع بر آن اتفاق نظر دارند و همۀ کتاب‌های الله متعال حقیقت آن را بیان داشته‌اند و پیامبران علیهم‌الصلاةوالسلام از اول تا آخر با آن موافق بوده‌اند و هیچ کسی در آن مخالفتی نداشته است و هم‌چنان براین موضوع تمام پیروان پیامبران علیهم‌الصلاةوالسلام از تمام ملل، اتفاق داشته‌اند و از هیچ کسی شنیده نشده است که آن را انکار کند.»[14]
بعث بعد از موت، اصلی از اصول ایمان و رکنی از ارکان ایمان است و ایمان بدون آن تکمیل نمی‌شود. کسی‌که به بعث بعد از موت ایمان و باور نداشته باشد به اجماع تمام مسلمانان، کافر است.[15]
باید دانست که زنده شدن پس از مرگ و معاد، یک حقیقت بزرگ بوده که انکار آن ممکن نیست و هم‌چنان راه گریزی از آن وجود ندارد؛ زیرا خداوند متعال در این جهان، نشانه‌های زیادی نهاده و همۀشان دورتادور انسان را قرار داده تا هیچ راهی جز اقرار و اعتراف به آن وجود نداشته باشد؛ برعکس این موضوع انکار و نادیده گرفتن حقیقتی است که حکمت و عدالت خداوند متعال برای کیفر آخرت مقتضی آن است.[16]
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی

[1]. عبداللطیف، د. عبدالعزیز بن محمد، نواقض الإیمان القولیة والعملیة، ۱۴۲۷هـ.ق، ص ۲۲۲.
[2]. عواجی، د. غالب بن علی، الحیاة الآخرة ما بین البعث إلی دخول الجنة أو النار، ۱۴۲۱هـ.ق/۲۰۰۰م، ج ۱، ص ۷۳.
[3]. سورة الرعد، آیۀ ۵.
[4]. دمشقی، أبوحفص عمربن علی، اللباب في علوم الکتاب، تحقیق: الشیخ أحمد عبدالموجود والشیخ علی محمد معوض، ۱۴۱۹هـ.ق/۱۹۹۸م، ج ۱۱، ص ۲۵۲.
[5]. سورة الکهف، آیۀ ۳۶-۳۷.
[6]. سورة الإسراء، آیۀ ۹۷-۹۸.
[7]. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، تحقیق: محمد زهیر بن ناصر، باب قوله: «وأمراته حمالة الحطب»، جلد ۶، ص ۱۸۰، ۱۴۲۲هـ.ق.
[8]. عبداللطیف، د. عبدالعزیز بن محمد، نواقض الإیمان القولیة والعملیة، ۱۴۲۷هـ.ق، ص ۲۲۷.
[9]. عواجی، د. غالب بن علی، الحیاة الآخرة ما بین البعث إلی دخول الجنة أو النار، ۱۴۲۱هـ.ق/۲۰۰۰م، ج ۱، ص ۶۱.
[10]. عبداللطیف، د. عبدالعزیز بن محمد، نواقض الإیمان القولیة والعملیة، ۱۴۲۷هـ.ق، ص ۲۲۷.
[11]. همان، ص ۲۲۹.
[12]. اندلسی، ابن حزم، علی بن أحمد، الفصل فی الملل والأهواء والنحل، بی‌تا، ج ۴، ص ۶۶.
[13]. اندلسی ابن حزم، علی بن أحمد، الدرة فیما یجب اعتقاده، دراسة وتحقیق: عبدالحق الترکمانی، ۱۴۳۰هـ.ق/۲۰۰۹م، ص ۲۱۵.
[14]. عبداللطیف، د. عبدالعزیز بن محمد، نواقض الإیمان القولیة والعملیة، ۱۴۲۷ هـ. ق، ص ۲۲۸.
[15]. الراجحی، عبدالعزیز بن عبدالله، شرح تفسیر ابن کثیر، بی‌تا، ج ۱۰۴، ص ۲.
[16]. الذیب، نجاة بنت موسی، العقل مکانته ودلالته الشرعیة علی الأصول الاعتقادیة، المملکة العربیة السعودیة-ریاض، بی‌تا، ص ۴۸.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version