پیش درآمد: در بخش قبلی به موضوع منکرین مطلق زنده شدن پس از مرگ (یعنی کسانیکه هم منکر معاد جسمانی هستند و هم معاد روحانی) پرداختیم و فهمیدیم که برخی به طور کلی منکر معاد هستند و در مقابل گروههایی نیز وجود دارند که معاد را به طور کلی انکار نمیکنند، بلکه تنها منکر یک جزء آن هستند، با توجه به همین موضوع ما در این بخش از تحقیقمان به بررسی خود معاد میپردازیم که آیا معاد جسمانی است یا روحانی و یا اینکه روح و جسم هر دو تا باهم بازگردانده میشوند.
مذاهب مختلف دربارۀ معاد
باید دانست که منکرین معاد چندین نوع هستند، برخی مطلقاً آن را انکار میکنند و برخی زنده شدن پس از مرگ را انکار کرده و قایل به تناسخ[1] ارواح هستند و برخی نیز بین روح و جسم فرق قایل هستند، از آن جمله گروهی، اول را اثبات نموده و دومی را منتفی میدانند و این مذهب اکثر فلاسفه است و برخی نیز برعکس این را گفتهاند؛ یعنی معاد جسمانی را اثبات نمودهاند و این مذهب اکثر متکلمین است و برخی دیگر نیز آرا و نظریات متفاوتتری دارند که از حق و حقیقت خیلی دور هستند.[2]
بررسیها نشان میدهد که دربارۀ معاد، پنج رأی و نظریه وجود دارد، علامه رازی رحمهالله این مذاهب خمسه را بیان کرده است؛ اما در اینجا فقط دو مذهب را بیان میکنیم. اما قول سوم را که برخی آن را به متکلمین اهل سنت نسبت داده و میگویند که آنان فقط قایل به معاد جسمانی هستند، نیاز به توضیح و تفصیل دارد و در این قسمت تلاش مینماییم این موضوع را تفصیلاً بیان کنیم و برداشت نادرستی را که برخی از نویسندگان، از اقوال علمای اهل سنت و جماعت دارند، نیز پاسخ بدهیم. دو مذهب مذکور عبارتاند از:
۱. کسانیکه معاد جسمانی را انکار نموده و به معاد روحانی قایل هستند؛
۲. کسانیکه به معاد جسمانی و روحانی باهم یکجا قایل هستند.
منکرین معاد جسمانی و اثبات کنندگان معاد روحانی
گروهی از فلاسفه با وجود واضح بودن دلایل و اجماع تمام ملتها بر اعتقاد و باور به آن، معاد جسمانی را انکار میکنند. این گروه با دلایلی که دارند میخواهند ثابت کنند که جسم بازگردانده نمیشود، بلکه تنها روح است که باز میگردد و تمام مسائل نیز مربوط به روح میشود نه جسم.
دلیل این مذهب و گروه این است که جسم انسان بعد از مرگ به کلی نابود میشود و براساس این مذهب، عیناً اعادۀ معدوم محال است؛ زیرا اگر معدوم عیناً اعاده شود، عدم بین شی و بین خودش تخلل مییابد. در اینجا تالی (جزء دوم) باطل است، پس مقدم نیز باطل میشود.[3]
شیخ عبدالرحمن حنبکه در این مورد مینویسد: «گروه دیگر کسانی هستند که به وجود خالق و وحدانیت آن معترفند و هیچ کسی را با خدا شریک قرار نمیدهند؛ اما معاد جسمانی را انکار نموده و به زندگی بعد از مرگ فقط به شکل روحانی اعتقاد و باور دارند. سبب انکار معاد جسمانی نزد این افراد این است که آنان تصورات خاص خود را در امور غیبی حاکم نموده بدون اینکه به حقائقی که شرایع آن را بیان داشتهاند، توجه و التفاتی داشته باشند.
دلیل این گروه در آنچه اثبات کردهاند، دیدگاهشان نسبت به عدالت الهی است و اما آنچه را دربارۀ معاد جسمانی و بعث جسدی مادی منتفی میدانند، هیچ دلیلی برایشان وجود ندارد مگر استبعاد محض (یعنی آنان فقط به این خاطر منکر معاد جسمانی شدهاند که براساس عقلهایشان بعید به نظر میرسد) و یا برداشت ناقصی است که به ذهنهایشان میرسد و آن این که عدالت کامل بعد از مرگ و پس از جدایی روح از جسد تحقیق یافته و فقط با تداوم شرایط زندگی دنیا ممکن است و دیگر اینکه بعد از این زندگی دنیا، زندگی دیگری وجود ندارد.[4]
علامه ایجی رحمهالله میفرماید: «بحث دوم دربارۀ حشر اجساد است: تمام ملتها از اول تا آخر بر جواز حشر اجساد و وقوع آن اجماع دارند و فلاسفه آن را انکار کردهاند.»[5]
علامع ابن ابی العز حنفی رحمهالله دربارۀ فلاسفه و کسانیکه از آرا و نظریاتشان متأثر هستند و میپندارند که هیچ بحثی از معاد جسمانی نشده است، چنین میفرماید: «قرآن، معاد روح را هنگام مرگ بیان داشته و معاد جسم را هنگام قیامت کبری در چندین جا بیان داشته است و این افراد [فلاسفه] قیامت کبری و معاد جسم را انکار میکنند.»[6]
فلاسفۀ الهی، معاد جسمانی را انکار کرده و فقط به معاد روحانی قایل هستند. دلیل این گروه این است که بدن با تمام صورتها و اغراض آن از بین میرود، پس دوباره اعاده نمیشود.[7]
کسانیکه قایل هستند که هم جسم باز میگردد و هم روح
باید دانست که کیفیت معاد از اساسیترین مباحث عقیدۀ اسلامی است. اهل سنت و جماعت در طیفهای مختلف آن بر معاد جسمانی و روحانی اتفاق دارند. دلایل قوی و محکمی وجود دارد که ثابت میکند هم روح بازگردانده میشود و هم همین جسمی که میمیرد و متلاشی میشود؛ زیرا ذاتی که قادر بود آن را از عدم بیافریند، میتواند ذرات پوسیده و تکههای از بین رفتۀ چنین انسانهایی را دوباره احیا نموده و آنان را برای حسابوکتاب نزد خودش فرا بخواند تا نیکوکار پاداش نیکی خود را ببیند و بدکار جزای بدی خود را مشاهده کند و این حقیقتی است روشنتر از آفتاب.
بسیاری از آیات قرآن کریم و احادیث پیامبر صلیاللهعلیهوسلم این موضوع را به اثبات رساندهاند و در بخشهای قبلی آیات کلامالله مجید و احادیث گهربار جناب رسول الله صلیاللهعلیهوسلم دربارۀ کیفیت معاد ذکر گردید.
[1]. موضوع تناسخ چون یک موضوع مهم است در بخشهای آینده دربارۀ آن به تفصیل بحث خواهد شد. انشاءالله.
[2]. عواجی، د. غالب بن علی، الحیاة الآخرة ما بین البعث إلی دخول الجنة أو النار، ۱۴۲۱هـ.ق/۲۰۰۰م، ج ۱، ص ۱۰۸.
[3]. الرفاعی، صفیة، إثبات المعاد وبیان حقیقته، نشر المقال فی المجلة الإلکترونیة الشاملة متعددة التخصصات، العدد الثالث والعشرون، ۲۰۲۰ م، ص ۱۵.
[4]. المیدانی، عبدالرحمن حسن حنبکه، العقیدة الإسلامیة وأسسها، الطبعة الرابعة عشر ۱۴۳۰هـ.ق/۲۰۰۹م، ص ۵۷۲.
[5]. عواجی، د. غالب بن علی، الحیاة الآخرة ما بین البعث إلی دخول الجنة أو النار، 1421هـ.ق/۲۰۰۰م، ج ۱، ص ۱۱۳.
[6]. دمشقی، علی بن علاء الدین: شرح عقیدۀ طحاویه، تحقیق: عبدالله بن عبدالمحسن وشعیب ارناؤوط، مترجم: اسحاق دبیری، ص ۸۱۲.
[7]. المقدم، د. جیهان نورالدین محمد، المعاد بین المثبتین والمنکرین دراسة تحلیلیة نقدیة، نشر المقال فی مجلة کلیة الدراسات الإسلامیة والعربیة، المجلد السابع والثلاثون، العدد الثانی ۲۰۱۹م، ص ۱۴۲۴.